امروز آقاى خامنه اى در دیدار با فرماندهان بسیج، آحاد ملت را دعوت کردند به خواندن رمان “ریشه ها”.
رمان مستند ریشه ها نوشته الکسى هیل یکى از آثار درخشان آمریکاست. نویسنده با تحقیقاتى جامع درباره نسل پدران خود به شرح زندگى یکى از اجداد خود “کونتا” مى پردازد. سیاه پوست مسلمانى که به عنوان برده وبه اجبار از آفریقا به آمریکا آورده مى شود وزندگى نکبت بارى را از سر مى گذراند. رمان ریشه ها که در سال ۶١ به فارسى هم ترجمه شده است هم از جهت بینارشته اى بودن کار نویسنده که در مرز بین تاریخ، علوم اجتماعى و ادبیات است و هم از جهت سبک نوشتار، اثر درخورى است. یوسف اباذرى نیز همیشه دانشجویانش را در کلاس جامعه شناسى ادبیات به خواندن این کتاب فرا مى خواند.
فقط یک نکته حاشیه اى و پیش پا افتاده اما به غایت مهم:
این کتاب انتقادى و رادیکال، نزدیک به چهل سال است که هرسال در آمریکا تجدید چاپ مى شود. بسیجى ها نیز بعد از دانستن این نکته پیش پا افتاده، کمى مکث خواهند کرد.
انتشار این کتاب به تنهایى نشان مى دهد شیوه هاى برده دارى کلاسیک تمام شده است. تا آنجا که فرزند یکى از سیاه پوستان که تا همین پنجاه سال پیش حق نشستن روى صندلى اتوبوس را نداشتند، اکنون رییس جمهور آمریکاست.
معمولا بخش عمده اى از دلایل استقبال غربی ها از این آثار تاریخى و داستانى از گذشته مثل فیلم آخر تارانتینو، آفریده شدن حس غرور ملى به خاطر دستیابى جامعه به تحولاتى انسانى است. بر عکس ما که فیلم ها و آثار تاریخى مان پر از شکوه خیالى است و بیشتر سازنده تروماى جعلى است، غربى ها استفاده درست ترى از داستان هاى تاریخى مى کنند. خیلى کار سختى است که پس از خواندن این متون تاریخى، بتوان جامعه امروز غرب را محکوم و به آن حمله کرد. اساسا یکى از مهمترین کارکردهاى سیاسى این متون، مقایسه با گذشته و کم کردن از هژمونى و اثر گذارى منتقدان به وضعیت موجود است. هدف مقام رهبرى اینجا در نتیجه کار احتمالا به عکس خودش تبدیل خواهد شد.
سوالى پیش مى آید:
اگر “ریشه ها” ى آنها بیشتر با “اکنون” ما قرابت پیدا کرد و کونتا همان برده سیاه پوست آمریکایى را در سیماى فلاکت بار همین کارمندهاى معمولى اداره برق و آب و آموزش محله مان دیدیم که به واقع برده شده اند چه کنیم؟ با شهروندانى که حاضرند نه به اجبار، پاسپورت ایرانى شان را پاره کنند و در استرالیا و مالزى و دبى و اروپا برده شوند چه کنیم؟

لوکاچ درباره رمان مى نویسد، هیچ رمانى، بردگى موجود را تاب نمى آورد.
رمان ریشه ها را اگر همان بسیجى ها بخوانند، باید از مقام رهبرى به سبب پیشنهادش تشکر کرد.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)