مسعود خوشابی
درصفحه دوم روزنامه‌ی‌اقتصادی‌آسیا ۱۴۰۲/۱۰/۷ همراه با تصویری‌پرچم‌باران از نشست “سفیر ترکیه” و “رئیس اتاق تعاون ایران”گزارشی‌باعنوان ” بررسی توسعه‌ی‌همکاری‌هاو تبادلات تجاری دردیدارِ ” نامبردگان منتشرشده است که شاید پرداختن به آن خالی‌از لطف‌ نباشد .

درابتدای‌امرانتظار این است که علت و یا علل این نشست که همان شأن نزول آن باشد برای خواننده روشن می‌شد‌ که نشده است .
دوم و مهمترازآن ازمدیران اجرائی و میانی انتظار این است که حتی المقدور از سخنرانی و کلی‌گوئی ‌پرهیزکنند وبه طورمشخص، اصطلاحاً سریعاً بیایند سرِ اصل مطلب !
به عبارت دقیق‌تر و روشن‌تر موردی و با ذکرآمار وارقام و ذکر چندوچون به موضوعاتی بپردازند که به اقدامی اجرائی وعملی نزدیک یا نائل گردد.
تکرار عباراتی ازاین دست که درقانون‌اساس‌جمهوری‌اسلامی‌تقسیم بندی‌های اقتصادی‌ و جایگاه تعاونی‌ها چگونه تعریف شده است ، برای سفیر کشورهمسایه‌ای که درایران مستقراست وقطعاً قانون اساسی ما را خوانده است ، جزوقت تلف کردن نیست، همچنین ابرازجملات کلیشه ای ازقبیل آمادگی‌همکاری‌داریم و ظرفیت‌های دوکشور بالاست و برای نقل وانتقال پول راه های متعددی داریم و صنعت گردشگری ازاهمیت ویژه ای برخورداراست و اتاق های تعاون سایراستان‌ها هم نباید نادیده گرفته شوندو بازارچه های مرزی ایجاد باید گردند که اشتغال زا هم هستند و … ازاین دست عبارات انشائی چه بسا چندان مناسب آن فضا نباشد . قطعاً ازمدیران‌اجرائی‌ در حد شرح وظایف شان انتظارمی‌رود هرچه زودتر وبهتر “کارپیش برود”!
درقبال این گونه بیانات سفیرترکیه هم درحد ابرازخرسندی‌، تقدیر از جایگاه تعاونی‌ها ،به معنی‌انسانی‌ترین بخش اقتصادکشور ، پائین بودن حجم مبادلات دوکشور و قابل قبول نبودن این میزان ازفعالیت، دادسخن دادند !
این گونه نشست های تبلیغاتی ، که حتی خارج ازعرف دیپلماتیک سفیر یک کشور را زیر بیرق خودمی‌نشانیم ونمادملی شان را درابعادی که به زحمت قابل تشخیص است روی گل میز میانی‌ می‌نشانیم ‌نشانگرآن است که متأسفانه هنوز راه ورسم حتی ظاهری پیشبرد کار را نمی دانیم ! … البته ندانستن عیب نیست ..ولَیس لالجاهل‌حَرَج !
برای فراگیری راه ورسم تعاملات و معاملات و مبادلات درامرتجارت بین الملل دوره‌ها باید دید ، سفرهابایدکرد ، دود‌چراغ هاباید خورد ، شکست ها وپیروزی های پرشماری را بایدتجربه کردو پشت سرگذاشت ، تا بتوان دراین بازارمکاره‌ی‌ پرآشوب کوچکترین قدمی به پیش نهاد و منفعتی را نصیب کرد !

انتظار این است که ” رئیس اتاق تعاون ” پیشاپیش از سفیر ترکیه‌ می‌خواست درجلسه‌ای ‌باشرکت‌مسؤولین و صاحب نظران واهل فن درامور تعاونی کشورشان در میزگردی که به همین مناسبت ومتقابلاً مشابه فراهم کرده اند دور هم جمع می‌شدند واز وسعت ، نحوه ی فعالیت ، تجارب و وضعیت ترازهای مالی تعاونی های کشورهمسایه اطلاعات مبسوطی کسب می کردند که قطعاً آموزنده‌ وعبرت آموز می‌بودند و سپس …نه باادای جملات کلیشه ای وانشائی بلکه عدد و رقم و مواردمشخص شرح ماجرا روا می‌داشتند ودرتعقیب نتایج ملموس جلسه راپیش می بردند ، ودرباره‌ی گیروگورهای پرشمار این ماجرای خطیر ، ره‌زنی ، ره‌جوئی و ره گشائی می‌کردند !
به طور کاملاً مشخص ظرفیت تعاونی های کشورمان را ( اگر واقعاً ظرفیتی دارند !) برمی‌شمردند و ازطرف مقابل‌هم می‌خواستندچنین کنند ، خطوط کلی نحوه‌ی تبادلات ارزی و گمرکی و حمل نقل و زمانبندی های حدودی را مشخص‌می‌نمودند ، وپرشمار ظرافت های‌تخصصی‌آنهارا بررسی‌‌می‌کردند .

مقام‌ومرتبت ” اتاق تعاون ایران” به میزان خدمت رسانی به مردم تعیین می‌شود و این خدمت درعمل باید دیده و محسوس‌شود ونه‌درفن بلاغت و فصاحت درکلام که الحمدالله کم نداریم.
مدیران اجرائی باید بیاموزند که کاراجرائی کنند که کل دستگاه عریض وطویلی به نام دولت که همان تجلی ” قوه‌ی‌مجریه‌” است علی‌الاصول باید عهده‌دارآن باشد .
ازمدیران میانی ازآن جا که دستی نزدیک تر برآتش دارند انتظارمی‌رود به این اصل پای‌بندترباشند . کمرمردم زیر بار فشارهای الی‌ماشاءالله روبه تزایداقتصادی خم‌شده است ، باید جلو این خمیدگی‌ها راگرفت تا خستگی ازتحمل این بارجان‌فرسا موجب شکست آن نشود که اگربشکند نقض‌غرض متحقق شده‌است !

اساساً اگر کاردولت ودولتمردان درهرمرتبتی سخن‌رانی بود ، چرا ازنام گذاری ” قوه‌ی‌مجریه ” استفاده کنیم ؟ …اسمش را خیلی ساده می‌گذاشتیم ” قوه‌ی‌کلامیه”!… یا “پرتابیه ” یا هراسم مناسبی که مدیریت فرهنگستان خلق بفرمایند ، ومی‌گفتیم مثلاً ‌ وظایفش پرتاب توپ است به زمین دوقوه‌ی‌دیگر ازبرای رستگاری !

درحیرتیم رئیسی سفیری را دعوت می‌کند ، نشستی درپناه پرچم ها و دادسخنی آن چنانی و حاصل‌چه ؟ … شام وناهرچه شد ؟
کسی اعترلضی ، بازخواستی، درخواست شرح ماوقعی، تقاضای گزارش‌‌ مکتوبی ، نمی کند ؟
برای بازارهای مرزی که گویا اشتغال زا هم هستند ، چرا تا حالا کاری نشده ، …حالا که می خواهد بشود ، خطوط کلی اش چیست ، محل اش ، وسعت اش ، زمان افتتاح اش ، قوانین ومقرراتش چیستند وکدامند؟ کم‌وبیش همین پرسش ها برای ایفای نقش تعاونی ها درگسترش صنعت گردشگری هم قابل طرح است .

… ودرخاتمه : آیا رشد سرطانی اقتصاد دولتی با محوریت خام‌فروشی، به سرکردگی مجوزفعالیت کسب کردگان دوران ریاست جمهوری‌سردارسازندگی ، مجال نفس کشیدن به سایر بخش ها هم داده است ؟ … بالاخص برای بخش تعاونی اساساً فرصت نفس کشیدن باقی مانده است و اشارت سفیر ترکیه که تعاونی ها انسانی ترین بخش اقتصادهستند کنایه ای جانانه را دربرندارد که چه چیزارزشمندی درحال قربانی شدن است اگرتا به حال نشده باشد؟
… و نهایتاً این پرسش ، تعاونی هائی که درزندگی روزانه مردم هیچ نقشی ندارند آیا بعید نمی‌نماید که بتوانند نقشی فرامرزی داشته باشند ؟ … گویا روی کرد به حفظ انواع امنیت ها با نگاه به خارج ازمرزها ، دارد ابعادی فراگستربه خود می‌گیرد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)