درباره مصاحبه رضا پهلوی با پاتریک بت دیوید

***

▪️هدف از این نوشته نه خدشه به اعتبار شاهزاده رضا پهلوی، بلکه از سر احساس احترام و ارادت به پدر فقید ایشان است که یادشهنوز هم در قلب ما عمیقا گرم و زنده است. علاوه بر این، تلاش می‌شود به ایشان کمک شود تا سرانجام متوجه شوند که پس ازناکامی‌های ۴۴ سال گذشته و ناکامی‌هائی  که ریشه در یک الگوی ثابت «قرارها و پروژه‌های نیمه‌کاره و پراکنده» دارد که همگیشکست خورده و برباد رفته‌اند، اکنون زمان آن رسیده است که اوهمانند پدر فقیدشانسرانجام صداهای نارضایتی‌های جمع شدهرا بشنوند و آنگونه که شایسته و سزاوار فداکاری برای ملت ایران است ظاهر شوند.

▪️در دوره اخیر، متاسفانه، مشکل تازه‌ای به این ناکامی‌ها اضافه شده و آن رفتارهای نابه‌جای همسر ایشان است که متاسفانهتوانسته موقعیتی که در پی ازدواج با یک شخصیت منحصر به فرد که نمایندگی از یک نهاد مهم سنتی به او اعطا شده، را تضعیف ومبتذل کند؛ از جمله: اظهارنظرهای عمومی سبک (مانند توهین علنی به برخی جریان‌های سیاسی یا استفاده مداوم از کلماتی ناشایستدر هنگام یک فیلمبرداری اخیر از همسرش در کلیپی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد) یا رفتار قطبی او در ثبت نام در یک «حزبسیاسی به اصطلاح سلطنت طلب» یا شرکت در تظاهرات عمومی با حمل پرچم کشور اسرائیل.

▪️شکی نیست که همه این اقدامات، کاملاً با آنچه که از کسی در موقعیت او انتظار می رود ناسازگار است؛ و بویژه در تضاذ کامل باشیوه سنجیده، محترمانه‌ و ستودنی است که از سوی شهبانوی ایران در طول سالیان متمادی دنبال شده و بی‌شک تأثیر مثبتی بر طیفوسیعی از مردم ایران و همچنین بسیاری از رهبران و شخصیت‌های برجسته در خارج از ایران داشته است.

▪️و اما چند نکته کلیدی در موردمصاحبه بتدیوید

ابتدا، سوالی که نیاز به پاسخ دارد این است که چرا شاهزاده رضا پهلوی به مصاحبه‌ای طولانی با فردی که از نظر روزنامه‌نگاری اعتبارخاصی ندارد رضایت داده است؟ آیا دلایل مادی یا علت دیگری در کار بوده است؟ این بدان معنا نیست که هر مصاحبه‌ای محل انتقاداست، بلکه مصاحبه‌ای بسیار کوتاه‌تر با هدف روشن و مشخصی می‌توانست هدف و نیات مورد نظر را تامین کند.

همچنین هیچ دلیل موجهی وجود ندارد که چرا مدعی تاج و تخت ایران باید «قلبش» را به روی چنین فردی (هرچند که او مردی ثروتمندخودساخته با پیشینه آشوری اهل ایران است) «بگشاید» و در مورد برخی از شایعه پراکنی‌های هرگز اثبات نشده صحبت کند؛ از جملهادعاهای مربوط به سیاست دولت کارتر مبنی بر حمایت از خمینی یا دیگر ادعاهای مضحک‌تر مبنی بر اینکه حدود ۴۰هزار آخوند ازمجموع کمتر از ۲۰۰هزار آخوند در ایران عوامل KGB بودند.

علیرغم این واقعیت که مصاحبه جنبه‌های خوبی دارد (مثلاً اشاره به دستاوردهای پدرش و برخی از تجربیات شخصی خودش در ایران)،آسیب‌زاترین بخش صحبت او شاید پرداختن به این نکته کاملا غیر ضروری بود که کسی را در بازگشت به ایران ندارد و همه دوستان وخانواده او در آمریکا هستند!

در مجموع، آنچه در این مصاحبه آشکارا به چشم می‌آید، تداوم داوری‌های نادرست و عدم مشاوره صحیح از سوی افراد با سابقه، بادانش و با تجربه است که نسبت به حفظ و ارتقای منافع و منزلت مشروطه‌خواهان در جامعه کشور، هم آگاه و هم متعهدند.

▪️در پایان اکیدا به شاهزاده توصیه می‌شود که به طور جدی در نظر و عملکرد خود تجدید نظر کند و به تمام تناقضاتی که او را احاطهکرده است پایان دهد. او این جایگاه و‌ مسئولیت را نه فقط مدیون خاطره پدر و پدربزرگش، بلکه مدیون امیدها و آرزوهای همه کسانیاست که برای رهبری و راهنمایی در پایان دادن به کابوس جمهوری اسلامی، به او نگاه می‌کنند.

جمعی از علاقمندانِ دل‌نگران برای مشروطه پادشاهی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)