دانشجویان و دانش آموزان ایران زمین

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل

کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها

فیلم عربده کشی غلامرضا جمشیدی‌ها رئیس دانشکده علوم اجتماعی بزرگترین و قدیمی ترین دانشگاه کشور را دیدم اول بخود لرزیدم و سپس یادم افتاد به آن مثل معروف که : (اگر گاوی به کاخ ریاست جمهوری رود آن گاو رئیس جمهور نمی شود ولی آن کاخ طویله میگردد )و قیاس کردم که : (اگر گاوی به دانشگاه رود استاد نمی شود ولی دانشگاه به طویله تبدیل می گردد).

برای شما که از نزدیک دستی بر آتش دارید نیازی به شرح انحطاط و عقب ماندگی کشور و علت اصلی آن یعنی ورشکستگی آموزش و پرورش و آموزش عالی نمیباشد زیرا به نیکی میدانید که همین ورشکستگی بود که آتش بیار معرکه ای شد که خمینی را به کرسی قدرت نشاند و ملت را از چاله استبداد شاه به چاه استبداد شیخ افکند و خیل عظیمی از روشنفکران نقش پیاده نظام آن را ایفا نمودند .

و نیک میدانید که اگر ضحاک مغز فیزیکی جوانان را شکار میکرد ضحاک زمان ،امروز گروه های مرجع جامعه مانند هنرمند و حقوقدان و معلم و استاد که به مثابه مغز کشور ، باید مسئولیت هدایت جامعه را بعهده گیرند را چنان آلوده و از شخصیت تهی و از حرکت وا داشته که نتوانند حتی قشر خاکستری را به صحنه مبارزه بیاورند .

آری او که درس نخوانده آیت الله العظمی شد و اولین تقلب در مدرک علمی را مرتکب گردید وقبح آن را شکست نه تنها مرجعیت شیعه را به ابتذال کشید بلکه زمینه را برای تقلب دیگران فراهم نمود و بسیاری از استادان با همین روش کسب مدرک نمودند و امروز در قامت استاد !!!ساحت دانشگاه را چنان می آلایند که از ننگ آن اگر انسان بمیرد قابل سرزنش نمی باشد.
و شگفتی من از این نیست که چرا لاتها و لمپن ها شده اند استاد دانشگاه بلکه از آن در شگفتم که چگونه دانشجویان این وضعیت خفتبار را تحمل میکنند و با یک اعتصاب سراسری و نامحدود کلاسها را تحریم نمیکنند تا ساحت علم و دانشگاه را از لوث وجود آنها پاک نمایند .

آری اوعلوم انسانی را هم مورد غضب قرار داد تا لمپنها و هفت تیرکش ها را در مقام استاد و رئیس در دانشگاه ها بگمارد و اکنون دانشگاه را به ابتذال و احتقار کشیده و شما به عنوان نیروی جوان و پر انگیزه از یک سو خیل بزرگی از معلمین و استادان لمپن و وابسته را میبینید که بی شباهت به لاتهای چاله میدانی نیستند که آخرین نمونه آن رئیس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران است و جمع بزرگی از آنان را ملاحظه میکنید که با سکوت نسبت به رفتار آنها به حقارت پذیری مبتلا شده اند و مصداق (کمثل الحمار یحمل اسفار )میباشند زیرا برای امرار معاش تسلیم را بر مبارزه و ایفای مسئولیت علمی ،اخلاقی و ملی ترجیح داده اند و حقیرانه در مراکز (به اصطلاح )علمی که البته از حیثیت افتاده اند و در کنار همان لمپن ها بکار مشغولند و از سوی دیگر مخاطب مردمی هستید که به شما امید بسته اند تا به نجات آنها بشتابید زیرادریافته اند که همان نیم درصد از معلمانی هم که اعتراض میکردند با اندک افزایش حقوق صحنه مبارزه را خالی و با مسئولیت ملی ،اخلاقی و انسانی خود وداع نمودند و استادان هم که یا از قماش جمشیدی ها و الله کرم ها و سعید حدادیان ها میباشند و یا مرعوب شده آنها ، ولی مردم در شما نه آلودگی میبینند که بخاطر آن تن به ذلت و سکوت دهید و نه چیزی برای از دست دادن دارید که برای حفظ آن مماشات و تعامل کنید بنابراین به شما امید بسته اند.

امروز که در بحبوحه وضعیت انقلابی-جنگی و تهدیدات خارجی (بخاطر اتهام ارتباط نظام ولایی به دو جنگ اوکراین و فلسطین وبرنامه اتمی) موجودیت کشور در خطر میباشد و‌گروه های مرجع جامعه به دلیل آلودگی ها از ایفای مسئولیت ملی، اخلاقی و انسانی خود طفره میروند و این بی عملی را با لطایف الحیل توجیه شرعی و منطقی مینمایند لابد شما باید بار آنها را بدوش بکشید و شاید این جبر زمانه باشد که قرعه بخت نجات ملت را بنام شما زده است.

زمانی این مسئولیت را بیشتر احساس خواهید کرد که بدانید از یک طرف به دلایل فوق الذکر واقعا وضعیت کشور اضطراری و خطرناک میباشد و از طرف دیگر روزنه های امیدی با اهدای جوائز بزرگ بین المللی مانند جایزه صلح نوبل به نرگس ایران و جایزه اتحادیه اروپا “ساخاروف “به مهسای ایران و انقلاب ملی زن ،زندگی ،آزادی حمایت افکار عمومی جهان نسبت به انقلابی که از تکاپو افتاده را گشوده و پویا شدن این انقلاب فقط از عهده دانش آموزان سلحشور و دانشجویان شجاع بر میآید .

اکنون که گردآفرین ایران نرگس محمدی به نشانه اعتراض قاطع به پوشش اجباری در ایام تصویب نهایی قانون ناعادلانه حجاب و عفاف دست به اعتصاب غذا زده و همبندان سلحشور او با پیوستن به اعتصاب جبهه ضد ارتجاع و ضد استبداد جدیدی گشوده اند و سرسختی او دشمن را به تسلیم واداشت بنحوی که با عقب نشینی مجبور شد او را بدون حجاب اجباری به بیمارستان اعزام نماید درس مقاومت و امید بما داد تا باور کنیم که پایداری در مبارزه برحق خود علیه نظام ناحق آن را به تسلیم وامیدارد و پیروزی شما قطعی خواهد بود. شما را به اعتصابی نامحدود و تحریم کلاسها دعوت مینمایم شاید معلمین و استادان هم از شما بیآموزند .
کنشگری شما میتواند هم انقلاب ملی زن،زندگی آزادی را به پیروزی رساند و هم کشور را از ورطه سقوط برهاند.

شهر خالی ست ز عشاق بود کز طرفی

مردی از خویش برون آید و کاری بکند؟

سرافراز ملت ایران
پاینده ایران

قاسم شعله سعدی

۱۴۰۲/۸/۱۸

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)