گلچینی از آهنگهای توماج صالحی؛ کاوه ی آهنگر دوران, شوالیه ی انقلاب؛ که از ترسو بودن می ترسد.

سه شنبه, 20ام تیر, 1402

منبع این مطلب گردبیشه, چهارمحال و بختیاری

نویسنده مطلب: توماج صالحی آزاد باید گردد
 

مطالب منتشر شده در این صفحه نمایانگر سیاست رسمی رادیو زمانه نیستند و توسط کاربران تهیه شده اند. شما نیز می‌توانید به راحتی در تریبون زمانه عضو شوید و مطالب خود را منتشر کنید.

 

 

 

امروز تولدمه، گرچه مصادفِ مرگم
تاسِ زندگیم از دستم افتاده به پنج ور
از خوب تا بد تو هوا هزارتایی چرخ زد
گوش کنید زندگیم رو خلاصه به چند خط

پنج بهترینِ من بود، پدر محسنِ راضی
من وسطِ بهشت، پدر وسطِ بازی
تو سیستمِ نازی ولی با عبای ناجی
من دیده بودم حتی پشت نقاب دایی رو
بم گفتن بازی کن و بازیگوشی نه
گوش بریدن بی عیبه و فال گوشی بد
من داد زدم چی دیدم تا جای دوری رفتم
برگشتم حتی بابامم بازجوییم کرد
ترس از مرگ واسه تفاوت عقیده‌ام
در رفتم تا فهمیدم تحت تعقیبم
رفیقای سگم و حتی سگای رفیقم
بو کشیدن منو تو اتاق ۲۳ دریدن

امروز تولدمه، گرچه مصادفِ مرگم
تاسِ زندگیم از دستم افتاده به پنج ور
از خوب تا بد تو هوا هزارتایی چرخ زد
گوش کنید زندگیم رو خلاصه به چند خط

چهار من خودم یه دوقلو رو پدرم
یه خانواده‌ی خوب و خوبه موقعیتم
چرخِ کارخونه چربه، خونه هم گرم
تا وقتی بحرانِ اقتصادی یهویی در زد
به خودم گفتم نترس تو آماده‌ای
جمله‌ام تموم نشده بود دلار بالا کشید
رقابت بم گفت توی سیستمی فاسدی
اونا دلار دولتی دارن و بازارِ چین
تو یه چشم به هم زدن همه چیمو باختم و
قدِ هرچی که داشتم الان بدهکارم و
وام و قرض و نزول مرهمِ زخما نشد
التماس وثیقه نشد الان تو زندانم و…

امروز تولدمه، گرچه مصادفِ مرگم
تاسِ زندگیم از دستم افتاده به پنج ور
از خوب تا بد تو هوا هزارتایی چرخ زد
گوش کنید زندگیم رو خلاصه به چند خط

سه پسرِ یه خانواده‌ی معمولی
سرِ کلاس و تو کتاب گذشت نوجوونیم
یه گروه شدیم بر ضدِ خوش‌گذرونی
چون هیچ جوره شاملِ سهمیه نبودیم
من اون شیش سالِ آخرو همیشه یادمه
بهترین سالهای عمرم رو هزینه دادم که
گذشت و تلاش بم بده نتیجه آخرش
اعتماد به سیستم تنها دلیلِ باختمه
سنتی صنعتی جای نون واسم سابقه شدن
اول فقط ساقی بودم، بعد رفت پاچه‌ی خودم
درختا و ایستگاههای تو شهر سایه‌ی رو سر
از وقتی بابا گفت اینجا نیست جا واسه تو، نه

امروز تولدمه، گرچه مصادفِ مرگم
تاسِ زندگیم از دستم افتاده به پنج ور
از خوب تا بد تو هوا هزارتایی چرخ زد
گوش کنید زندگیم رو خلاصه به چند خط

دو بچه‌ی پایینم یه کارگرِ ساده
خونه‌ای نیمه پُر، یه موتور که پنچره دائم
یه شاخه گل هر ماه اگه دخلم بذاره
یه لباسِ بچه واسه همسرم، پا به ماهه
عقب افتاده کرایه، پارسال اخراج شدم
باید برگه بُز خری کلیه‌ام رو امضاش کنم
حاضرم بردگی کنم و کار پیدا شد؟ نه
شیرِخشک یه نوع خودکشی رو انداخت تو سرم
می‌پرم تو اتوبان، از پل، دیه‌ی کامل
اون که رد شد از روم ادامه میده به راهش
زن تنهام الان دو برابر زیر فشاره
یا کلیه‌اش رو فروخته یا خودش رو اجاره

امروز تولدمه، گرچه مصادفِ مرگم
تاسِ زندگیم از دستم افتاده به پنج ور
از خوب تا بد تو هوا هزارتایی چرخ زد
گوش کنید زندگیم رو خلاصه به چند خط

یک یه عملی‌ام بی‌سقف، بی پدر مادر
روز تولد اعتیاد رو ارث به من دادن
فصل سرما واسه زندان رفتن پیِ بهانه‌ام
باقی دغدغه‌ام اینه چجور جور بشه موادم
برا من زندگی ختم میشه به رفع خماری
سوی حسرت نیست تو دید، واسه هرچی تو داری
امروز فحش و لگد اومد از یه صفِ طولانی
چون دیگه حتی یه صفحه از اون برگه پولام نیست
کجایی عار؟ نمی‌خوام دیگه عر بزنم
نمی‌ذارم واسه یه سوت سفید بم دست بزنن
اون پسرِ مظلوم که جرمش قتله منم
امروز هجده سالم شد، رفت تو حلقه سرم

امروز تولدمه، زنده موندم انگار
از شیش تا شانس بود پنج تاشون بد اقبال
تو شیش تا شیش بیتی که واست خوندم انگار
فقط زنده موندم یک بار، زنده موندم یک بار

شیش نون چرب و گوشت نرم سر سفره‌ست
اعضای خانواده همه قدرت همه شهرت
بازی نکرده همه برگه‌ها رو همه بردن
بشکه‌های نفت رو تا تهش خوردم، من
فخر می‌فروشم با ماشینای جدید
پول میریزم رو فاحشه‌های فقیر
حسابم پره با مالیاتِ همینا
زنجیرِ پلیس هم دستِ مافیای دَدی
قاضی تو کولَمه، نیازی به ترس نیست
سهمیه دارم، نیازی به درس نیست
خدمتکار شخصی، پزشکِ شخصی
و اون پاسبون شخصی که به جام می‌جنگید
تو خیابونا
تو خیابونا
تو خیابونا
تو خیابونا
گُر می‌گیره آدم از این همه اختلاف
اشتباست
اشتباست
اشتباست
اشتباست
اختلاس
اختلاس
اختلاس
اختلاس
…….
….

..
.

*****************

“صادراتی نایاکی زیر و رو کش چهارتایی بده هرچی دلار داری سوراخ موش بخر”

اگه دیدی درد مردمو ولی چشاتو بستی
ظلم به مظلوم رو دیدی و از کنارش رفتی
اگه از ترس یا واسه منفعتت توبه کردی
توام همدست ظالم هستی توام مجرم هستی

اگه خودتو به خواب زدی وقتی که خونارو میریختن
گرفتار کسبتی وقتی جون جوونا رو میگیرن
اگه وسط بازی وسط بودی و سیاست چی هست
بدون رای سفید نداریم بی طرف نداره این جنگ

اگه دست رو چشمات گذاشتی دستات خونین
خائنی اگه تریبون داری و حرفات بو میدن
دوری از وطن و دوربینای ما کم سو نیستن
یادت باشه کثافتای پشت ابر لو میرن

اگه سرپوش گذاشتی رو قتل توام قاتلی
واسه پوشوندن جنایت باید رو خون راه بری
بدون ماله کشیدن تو این سیستم کامل نیست
ایران انقد زندان داره که همتون جا بشین

ژورنالیست بازاری مخبر دوزاری هنرمند درباری سوراخ موش بخر
مامور معذور از بالا دستور جلاده مجبور سوراخ موش بخر

سوپاپ اطمینان منصوب بی اختیار اصلاح طلب حزب باد سوراخ موش بخر
صادراتی نایاکی زیر و رو کش چهارتایی بده هرچی دلار داری سوراخ موش بخر

چه هنرمندی که خبر از نون بری نداری
شاشیدم به اسکارت اگه مردمی نباشی
پاره میکنم کلافتو که دیگه چرند نبافی
چه شهاب دولتی باشی چه اصغر فرهادی

چه بازیکن حکومتی و چفیه لیستی
چه بازیگر صادراتی و الهه هیکسی
شما خود فروش پولین از یه مقام فیکسین
حیف زالو جیره خورا شما از خلایق نیستین

لاشی کارون با آب معدنی که پر نمیشه
خوزستان ژتون نمیخواد صاحب کل میزه
آزادی گرونه باشه آزاده کشته میده
یادتون باشه خون فقط با خون شسته میشه

تیر بزن از پشت سر بکش تشنه ها رو
به قتل حق خائن و مسلح افتخار کن
بیرون مرز به جنایت بزن رنگ و لعاب رو
بگیر از من مژده ی فردا و تقاص رو

ژورنالیست بازاری مخبر دوزاری هنرمند درباری سوراخ موش بخر
مامور معذور از بالا دستور جلاده مجبور سوراخ موش بخر

سوپاپ اطمینان منصوب بی اختیار اصلاح طلب حزب باد سوراخ موش بخر
صادراتی نایاکی زیر و رو کش چهارتایی بده هرچی دلار داری سوراخ موش بخر

منتظر ناجی نباش خبری تو راه نیست
نجات دهنده خودتی خودت قهرمانی
من و تو اگه ما بشیم بی کرانیم
ما منجی زمانه ایم امام زمانیم زمانیم زمانیم

 

بله بله قربان، زندگی نرماله
یه سال کار گارگر یه شب شام کفاره
بله چشم قربان زندگی نرماله

بجز اینم نمیگیم مبادا که جرم باشه
بله بله قربان، زندگی نرماله

یکی تو گور خوابه یکی ده تا برج داره
بله چشم قربان، زندگی نرماله
حق‌مون رو نمی خوایم مبادا که جرم باشه

قربان پایین رو دیدید سفره ی خالی رو دیدید؟
شما نورتون زیاده، شهر تاریک رو دیدید؟
این‌جا که باریکه کمر چون خونا رو مکیدید
این‌جا که کثافت‌تون رو از بالا می ریزید
دیدید چقد فرق داریم دوریم ازتون؟
بلیط نمی‌خواد دعوت منید همتون
پسر برو تو اتاق آقا رو نترسون
ایشون کهنه و پاره ندیده نه حتی از دور
قربان نظاره کنید شما ستاره شدید
با کور سوی نور همینا که اعدام می‌کنید
شما با اشتباه رشد کردی بجای توبیخ
نقدِ منتقدم بریدی تا اراده کنی
قربان شیرین کنید کامتون رو تلخه کلامم
اینجا مَردم فقط زندن زندگی ندارن
بچه های ما شبا سر رو گشنگی میذارن
ببخشید وجدانای شما چجوری میخوابن؟

بله بله قربان، زندگی نرماله
یه سال کار گارگر یه شب شام کفاره
بله چشم قربان زندگی نرماله
به‌جز اینم نمیگیم مبادا که جرم باشه
بله بله قربان، زندگی نرماله
یکی تو گور خوابه یکی ده تا برج داره
بله چشم قربان، زندگی نرماله
حق‌مون رو نمی خوایم مبادا که جرم باشه

وقتی کل دنیا از مردمش حمایت می‌کرد
دولت ما مسئول نبود شکایت می‌کرد
به معترضا برچسب اغتشاشگر میزد
به زندان کفایت میکرد؟ نه، جنایت می‌کرد
بی‌شک ما رکورد زدیم، ما تنها کشوریم
که واکسنش فرق داشت مرفه و فقیر
تو عصر علم زن رو واسه زیباییش میزنیم
با ونِ پلیس می دزدیم ناکجا میبریم
سبد خرید خالی تو سفره نفتم نداریم
دنیا تو مریخ و ماه ما توی قهقراییم
مُرده‌هایی که باید تو فکر مرگ هم نباشیم
چون پول سنگ قبر و کفن و دفنم نداریم
من آژیر خطر رو زدم تا گوشا بسوزه
گرسنه‌هایی داریم که فرصتشون یه روزه
اون لبِ مرگ رو بوسیده کجاست؟ کی میدونه؟
لااقل یکی بره براش لالایی بخونه

بله بله قربان، زندگی نرماله
یه سال کار گارگر یه شب شام کفاره
بله چشم قربان زندگی نرماله
بجز اینم نمیگیم مبادا که جرم باشه
بله بله قربان، زندگی نرماله
یکی تو گور خوابه یکی ده تا برج داره
بله چشم قربان، زندگی نرماله
حقمون رو نمی خوایم مبادا که جرم باشه

می ترسیم از سال بعد از اجاره خونه
از مدرسه هایی که وسط بیابونه
پرنده پر نمیزنه تا بی آب و دونه
این زندگی نرمال یا بیمارمونه؟
جنس بی‌کیفت اینجا مثل طلا میمونه
کارگر دو شیفت میدوعه پراید فرار میکنه
توی این چرخه‌ی فاسد تلاش بیخوده
سیستم واسه یکی یه میلیون رو فدا می کنه
واسه ماله‌کشا که تو آمریکا مستِ فسادن
برون‌ریزیِ عقده تخلیه‌ی فاضلابن
اینجا چپ و راست نداره همه یه جناحن
میگیم گیر باتلاقیم میگن پی اصلاحن
احیانا چیزی هست که بهتون بر بخوره؟
احیانا فکر کردین شهروند برده‌تونه؟
مردم نون نخورن نون شما چرب بمونه؟
قربان گفتنم دلیل گیجی سرتونه؟

تانکرای نفت تو صف تو راه رفت
لاله های سرخ فرشِ دلار سبز
شهر پر از فقر سوتِ صدای مرگ
مسحور پول، روحِ رجالِ پست
بدون جناحیم دنبال رهاییم
دستای گره به هم زنجیر انسانی
بدون جناحیم دنبال رهاییم
قدرت اتحاد تقدیر خود ماییم
تانکرای نفت تو صف تو راه رفت
لاله های سرخ فرشِ دلار سبز
شهر پر از فقر سوتِ صدای مرگ
مسحور پول، روحِ رجالِ پست
تانکرای نفت تو صف تو راه رفت
لاله های سرخ فرشِ دلار سبز
شهر پر از فقر سوتِ صدای مرگ
مسحور پول، روحِ رجالِ پست

 

 

در این زمینه:
نقد سوژه نرمال

 

از بازماندگان آبانم، شعرم، صدام، جاودانم
من؟ یک از هزارانم، پایان شیرینِ داستانم

مست شلاقی‌ام که خوردم، پیروزِ زندانی‌ام که بُردن
شعله‌ی خاشاکی‌ام که گفتن، پشت به زندگی، رو به دشمن
دو الف، کوهِ پروندم، کسری، گلرخ، در بندم
خونِ سیاوشم، کمان آرشم، پروازی‌ام که پر زد رفت
تابش ناگریزِ نورم، رویش ناگزیرِ بذرم
ریشه دارم، استوارم، من؟ درختِ امیدِ وطن
بچه‌ی کارم، گمنامم، پینه‌ی دستِ رویاام
فصل اتحاد، گردانم، خون نداام سلطانم
خشکیِ قلبِ یه دریاچم، بالِ بریده‌ی پروازم
سیلی صورت سربازم، تیرِ تو سینه‌ی اهوازم
فقر بلوچم، کولبر کوردم، زبان مادری عربم تورکم
من پسر ایرانم، بختیاری‌ام نمادِ جرات
من قهر خدام، من ترس شمام، قاضیِ وطن عدله انتهام
برزخِ خدام، وحشتِ شمام، سرباز حقم، مرگه افتخار
من خروش یه خشمم، غیظم، ریزش یه سدم، سیلم
از درون یه رنگم، طفلم، لطیف مثل مرگم، شعرم

ایول، بشکن، قانون نداریم، قول میدم خوابی رو آروم نذاریم
قول میدم کمتر از طاعون نباشیم، متحد میشیم و باتوم فراری

بده به من، بده، ایران مال منه، بده به من، بده، این خاک مال منه
بده به من، بده، ویران شده همش، بده که من خودم میسازمش

میسازمش تو این خاکه ریشه‌م
بمیرم هم رو ورق زاده میشم
منم تعبیر کابوس و خواب این شهر
زنجیر ظلم میشه پاره بی شک
من قطره‌ی سرخِ تو چشماتم
اشک مادرای داغدارم
خون‌آبه‌ی خوزستانم
بنزینم، شعله‌ی آبانم
اخطار، کشتار، بده وضعیت
گلوله شلیک تو سر جمعیت
من؟ خونِ زیر پوتینم
خورشت اوینم با طعم کهریزک
کلی خط رو بدن
همون قربانی با سر تو لجن
زخم تو کمر، وهم تو سرم
همونی‌ام که هروقت پر زد، هروقت حرف زد
سیستمت مرفینو زد تو رگم
دوختن هی نخ رو لبم دود کرد
سوختم مثل جنگلا زاگرس
قانونت فوت کرد
از تک تک خونا که ریختیو خوردی
گذشته یه دریا آب از سرم
میسوزم تو این جهنم
ولی میزنم بیرون از خاکستر من
جاودانم تو این چرخ تکرار
زاده‌ی جنگم به دست اجبار
مشت اتحاد تو صورت ظلمم
از شمال و جنوب تا قلب تهران
پایبند به خاک و عهد و پیمان
امید به یأسم تو بطن زندان
سرود دردم، غروب تلخم
روشنگرم روی سطح کیهان
غیظم، بمبم، مین زیر پا
تلخیو خشمم با رخ بی نقاب
فریاد یه نسل غرق زیر آب
کینه‌ی کهنم از عمق سینه ها

ایول، بشکن، قانون نداریم، قول میدم خوابی رو آروم نذاریم
قول میدم کمتر از طاعون نباشیم، متحد میشیم و باتوم فراری

بده به من، بده، ایران مال منه، بده به من، بده، این خاک مال منه
بده به من، بده، ویران شده همش، بده که من خودم میسازمش

شعله‌م زاده‌ی شلیکِ خودته، ماهشهرم، نی‌زارم
من راوی‌ام و تاریخ خودِ شعر، یادآر که مرگِ نِسیانم

 

********************

“…من فالگیرم…”

 

از کف میاییم، به رأس هرم می‌زنیم
شو می‌کنیم، ببین چقدر دیدنی

چهل و چهار سالتون سال شکست فجیع
اونروز همه دارید به هم می‌پرید

غیب‌گوام، من فالگیرم
تو قهوه‌ی نظام حصار دیدم

یه شیر داشت شغال شکار می‌کرد
تو روز بود، تعبیر خواب نیست نه
قهوه زدم براتون فنی
باید تحمل کنید تلخیشو
همین اول کار شدین تشبیه
به فنجونی که تو نعلبکی چپ میشه
میره شیره‌ش، مثل ما، یکم صبر کن
نیَت که کردی، حالا بزن انگشت
گوشه‌ی میزم بذار این ورقو
لازم میشه وقتی بشنوی همه‌شو

یه صف می‌بینم وسطِ فال
هم گارد ویژه هم طلبه‌هان
یه دسته با کت شلوار کراوات
یا وصلِ به اختلاس، یا وصلِ به رانت
از لابیای اونورِ آب
روزنامه‌نگار و خبرنگار
تا هنرمندای جیره بگیر
با دادگاه شدن طرف حساب
از بسیج بگیر تا اطلاعاتی
از پایین بگیر و برس بالایی

همه دارن می‌کنن تقلا
غوغایی شده مثلِ کارائیب
یکی آقازاده‌ها رو می‌کرد جدا
رو اسمشون جا آقا حروم می‌کوبید
می‌پرسید داراییت از کجاست؟
واسه یه برج چنتا جوون می‌کشید؟

یکی می‌ندازه گردن بقیه
یکی چنتایی شاهد خریده
یه قاتل همراهِ یقینش
هنوز دور گردنش چپیه
اونطرفِ فال پر از شاکیه

اونور صف دادخواهیه
یکی ظلم رو تو خود دادگاه دیده
چرا یکی از شاکیا بازداشت میشه؟

یکی جَوونشو، یکی جَوونیشو
یکی قبلِ عدالت داشت تموم میشد
موی آزادی که تو باد تکون می‌خورد
یه دلِ شجاع با یه زبونِ تند
یکی بستن صداش، یکی قلمش تو بند
یکی دهنشو دوختن تا نخنده بلند
یه نفر تجاوز شده بود بش
میگه تسبیح داشتن ولی درنده بودن

فنجون چه سیاهه تهش!
پر از دروغ و ریاعه همه
مربوط گذشته‌تونه
ناراحتی چرا؟ بیراهه مگه؟

فالتون پر از خون و خشمه
جسدِ پیر و جَوون و بچه
تاریکه کُل گذشته‌تون
رژیمی که گرفته نور رو از چشم

یه رود می‌بینم تو آینده، این
جا رونق می‌بینم و سازندگی

ملتی رو می‌بینم که شادن ببین
این یکی صف شماست که بازنده‌این

می‌بینم پول دیگه نداره زور
سلاح نیست دیگه به صلاحتون
هم دستگیر شدن مهره‌های ریز
هم دستگیر شدن همه سَرانتون
حالا بردار اون ورقو از گوشه
پر کن هر چند سطر توشه
چی فهمیدی اینبار از تو شعر
واضحه رپ، نبینم مخدوش شه
خدا که نه، از شما چه پنهون
اینبار جا شدیم همه تو فنجون
شاید بخواد قهوه رو دستگیر کنه
این برگه رو به رهبر برسون

از کف میاییم، به رأس هرم می‌زنیم
شو می‌کنیم، ببین چقدر دیدنی
چل و چار سالتون سال شکست فجیع
اونروز همه دارید به هم می‌پری

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)

مطلب را به بالاترین بفرستید

این مطلب خلاف آیین نامه تریبون است؟ آن را به ایمیل tribune@radiozamaneh.com گزارش کنید
Join

دسته‌بندی‌ها: تمام مطالب

برچسب‌ها: |

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.