اتحاد کارگران انقلابی ایران: در اولین ساعات چهارشنبه گذشته یک کشتی ماهیگیری که حامل صدها پناهجو بود، در نزدیکی یونان غرق شد. در دو روز ابتدائی پس از این فاجعه انسانی مدیای جهانی مرگ هفتاد و هشت پناجو را گزارش کردند. گزارش ها از حضور نزدیک به هشتصد پناهجوی اهل سوریه، فلسطین، افغانستان و پاکستان در این قایق ماهیگیری خبر دادند. از سرنوشت باقیمانده سرنشینان که در بین آنها صدها زن و کودک هم بوده است، خبری در دست نیست.  دولت های پاکستان یک روز و یونان سه روز عزای عمومی اعلام کردند.

کشورهای جهان سوم از جمله کشورهائی هستند که سالیانه تعداد زیادی از شهروندانش برای دست یافتن به یک زندگی انسانی و ایجاد امکان برای دست یابی به حداقل های لازم برای یک زندگی استاندارد و شایسته، مهاجرت به آنان تحمیل می شود. اشکال و شیوه های مهاجرت، بسته به اینکه شخص مهاجر به کدام طبقه اقتصادی تعلق دارد متفاوت هستند.

از آنجائی که شرایط مهاجرت برای طبقات پائینی در کشورهای مبداء به شدت دشوار، و قوانین پذیرش مهاجر در کشورهای مقصد برای آنان سال به سال سختگیرانه تر می شود، بسیاری از مهاجرین راههای پرخطر و کم هزینه تر را برای رسیدن به آرزوهای خود انتخاب می کنند.

در این مسیر مهاجر جان خود را گرو گذاشته و تا رسیدن به مقصد با دلالان، آدم پران ها، ماموران مرزی کشور مبداء، ماموران کشورهایی که در مسیر قرار دارند، و ماموران کشور مقصد دست و پنجه نرم خواهند کرد. جدالی یک طرفه که شخص مهاجر و خانواده اش بازندهِ از پیش مشخص شدهِ آن هستند. در بهترین حالت سرمایه ناچیزشان ربوده می شود و در بدترین حالت و در سکوت خبری دلالانِ جان انسان، جانشان برباد می رود.

زندگی روی لبه تیز پناهجوئی به همین جا خاتمه نمی یابد. اگر مهاجر به مقصد برسد به مسیری قدم خواهد گذاشت که کمترین صدمه اش متحمل شدن تحقیری مستمر است. این تحقیر در سطح جهانی در سالهای پس از فروپاشی دیوار برلین و اتخاذ سیاست های سخت گیرانه ضد مهاجرتی به مثابه بخشی همراستا با سیاست های نئولیبرالی و ریاضتی  سال به سال شدّت بیشتری به خود گرفته است. در آن سالها قوانین پذیرش پناهجو و مهاجر به دشواری کنونی نبود. غرب تنها قدرت غالب، و سرمایه داری کنونی تنها شیوه حکومت نبود.

مهاجرت به فرد تحمیل می شود. فرد مهاجر و پناهجو برای گریز از ستم و بی عدالتی، برای فرار از فقر و عواقب آن، با گذشتن از خود و با رویای امکان ایجاد یک زندگی شایسته و درخور برای فرزندان خود، مجبور به انتخاب بین بد و بدتر می شود.

پشت پرده این رخداد و فاجعه، کارکردِ سرمایه دارانه دولتهائی قرار دارد که در آن همه چیز با میزان سودی که برای آنها تولید می کند سنجیده می شود و جان انسان در آن، بویژه جان انسان متعلق به طبقات پائینی، ذره ای ارزش ندارد. برای جلوگیری از این فجایع انسانی باید که که طرحی نو برانداخت. طرحی که در آن هیچ بودگان هر چیز گردند!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)