(گزارش زیر گزارش موثقی است   که بدستم رسیده است و اسم گزارشگر هم محفوظ می ماند-  هوشنگ نورائی(ایوب حسین بر- ۲۰ جون ۲۰۲۳)

گزارشی میدانی از درماندگی خانواده های اعدامیان بلوچ

با آن که آدم مطمئنی ما را معرفی کرده به سختی صحبت می کند. یکی از خویشان نزدیکش محکوم به اعدام است و فامیل نزدیکی برای پیگیری ندارد. بعد از جمعه خونین زاهدان سر کوچه خانه اش دستگیر شده است. در طول فرایند دادرسی متهم اجازه دسترسی به وکیل نداشته و دو هفته زیر ضرب و شتم اعتراف کرده، در خانه اش چیزی پیدا نشده ولی حکم اعدام او صادر شده است. خانواده امید به شکستن حکم این جوان را دارند اما با وجود مشکلات عدیده از جمله مالی به تنهایی پیگیر وضعیت فرزند خود هستند. هزینه های وکیل تعیینی برای آن ها سنگین است و به کمک چند تن از خویشان مبلغی جمع آوری کرده اند. با وجودی که نام این محکومان بارها در رسانه های مجازی هشتگ شده و عکس های آن ها مدام بازنشر می شود اما کمک های واقعی و میدانی اندکی دریافت کرده اند. با سایر زندانیان سیاسی محکوم به اعدام ارتباطی ندارند و وقتی در مورد کمک های نهادی چون مسجد مکی از او می پرسیم سری تکان می دهد و می گوید “آن ها هم محدودیت خود را دارند چند کیسه برنج فرستادند.”

این تازه وضعیت زندانیان سیاسی محکوم به اعدام است که نهادهای حقوق بشری چندین ماه وضعیت آن ها را رصد کرده و حتی نمایندگانی در پارلمان های اروپا کفالت سیاسی آن ها را پذیرفته اند. خانواده ها هم ماجرای این کفالت ها را شنیده اند ولی آن را جدی نگرفته اند. در سراسر روند جستجو برای یافتن فرزندشان و دوران انفرادی و بازجوئی و مراحل دادرسی و دادگاه تنها بوده اند. ماه هاست در بلاتکلیفی هستند و به تماس های هفتگی فرزندانشان دلخوش کرده اند.
بعد از قیام ژینا موجی در جامعه به راه افتاد که بسیاری از پزشکان، پرستاران، وکلا، مشاوران حقوقی به شکل داوطلبانه  به خانواده های زندانیان یاری می رساندند. از درمان و مشاوره های حقوقی رایگان و یا وکیل گرفته تا کمک برای تهیه وثیقه و کفالت. اما این وضعیت هرگز در مورد زندانیان سیاسی بلوچ به دلیل فضای خاص امنیتی به ویژه بعد از جمعه خونین زاهدان عملی نشد. بی اطلاعی در مورد روند قضایی و همچنین قول هایی مبنی بر همکاری و آزادی و فشار های طایفه ای، نیز در ترجیح به سکوت خانواده ها بی تاثیر نبوده است.

وضعیت متهمان جرائم موادمخدر بلوچ که در سراسر ایران تنها از آغاز اردیبهشت ۱۴۰۲، ۴۸ تن اعدام شده اند و دور از انتظار نیست که سیر صعودی آمار ادامه پیدا کند، از این هم بدتر است. اساسا تا روز قرنطینه برای اجرای حکم اعدام، خبری از آن ها درز نمی کند. عموما فرصتی برای ملاقات آخر با خانواده به آن ها داده نمی شود، یک روز با خانواده تماس می گیرند “پتو بیاورید و جنازه خود را ببرید.” خانواده های این زندانیان از پایین ترین لایه های اجتماع هستند و حتی گاهی شماره موبایل شخصی هم ندارند و شاید روزها بعد از اجرای حکم  خبر اعدام فرزند خود را بشنوند و تازه اگر رسانه ای هم شود  از رنج مضاعف خانواده آن ها صحبتی نمی شود. گاها تصاویری از این خانواده ها وایرال می شود که به شدت دردناک است مانند تصویری از بازی فرزندان یک اعدامی جلوی درب زندان که برای تحویل جنازه آمده اند،  اما باز هم  تنها در حد خبر لابلای سایر اخبار گم می شود و کمکی به فراگیر شدن دغدغه نجات محکومان به اعدام های جرائم مواد مخدر نمی کند. با دستور قضایی مبنی بر تسریع اجرای پرونده های در نوبت اجرا، بسیاری از احکامی که خانواده ها امید به شکستن آن را داشتند در میان بی توجهی افکار عمومی اجرا شد.
دستیابی به اطلاعات موثق و کمک به زندانیان بلوچ زیر حکم اعدام و زندان های طویل المدت مسئله حیاتی حقوق بشری امروز است، فراتر از استفاده خبری و گزارش های آماری تا دیر نشده باید کاری کرد.

جمعه ۲۶ خرداد 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)