افاقه‌ی‌خروس بی‌محل (۱)
نگاهی به مقاله ” نقش پویائی خواست ها ” ، کمال خسروی
قبل از هرچیز نوشته باشم نوشتارهای کمال خسروی درسطحی ازکمال است که شاید صرفاً خسروان -یعنی ازمابهتران – قادربه فهم ودرک آن باشند . ای کاش نیمائی دیگر داشتیم و نظم دیگری درباب میردامادهای مدرن به رشته تحریر در می آورد !
روش مألوف ایشان این است که درابتدا تزهائی رادر حد اصول موضوعه در ریاضیات و مبانی صحیح برخورد با سوژه مورد نظر با زبانی بسیار مغلق و فشرده غالباً بدون ذکر منابع قلمی می فرمایند ، سپس ، کم وبیش با تکرار چندباره آن مبانی سوژه مورد نظر را به صلّلابه می‌کشند ، خیالشان هم راحت است ، معرض دکان عتیقه فروشی ای هم ،  همواره برای عرضه آثار ایشان وجوددارد  !
جای سوأل دارد که : اولاً چرا وقتی آب ها از آسیاب می‌افتند ومثلاً بحث “منشور” هاکه هیچ ،موجودیت  تشکل های حامل این بیانیه ها هم کم وبیش رنگ می بازند و درسایه قرار می‌گیرند،  حضرت ایشان وارد عرصه ی کارزار (!)می شوند و رفتار خروس بی محل را پیشه می کنند ؟
ثانیاً، چرا به نکاتی که قبلاً اصحاب قلم چه بسا به تفصیل پرداخته اند ، در بازنویسی ، به مرجعیت نظر ات اشاره ای هم نمی کنند ؟ گوئی اگر از تکرار ومکرر نویسی درقالب زبانی پراعوجاج اصالت کلام نادیده گرفته شود، باکی هم  نیست ؟  
نمی دانم این همه کارگر… کارگر …راه انداختن ایشان برای چیست ، درحالی‌که تمامی حقوق بگیران ازآموزگاران گرفته تا پرستاران تا کارمندان بخش‌های‌پرشمار دولتی‌وخصوصی‌به مفهوم مارکسی مورد تقدیس ایشان “کارگر”اند ؟ قلم ام شکسته ، بیم آن می‌رود که دوری‌ازجامعه ی فعلی و اشتغال تمام وقت به پرداختن به آثارمارکس ودنباله روان قسم خورده آن نحله نظری ، ایشان را قدری (!)ازفضای حقیقی “نقد” دورکرده باشد !
امیدوارم برای دیگران این گونه نباشد ، برای این جانب به ویژه در نوشته اخیر ایشان این برداشت حاصل می شد که  این چگونه نوشته ای است ؟ تحلیلی ، افشاگرانه،  تبلیغی ، … آش درهم جوش !
به مباحث نظری عهد بوقی نخ نمای مطروحه ازاین دست که ” مبتکر نظریه‌ی‌واگذاری اجتناب ناپذیر حل وظایف “دمکراتیک “به “پرولتاریا”،انقلاب روسیه است .” و همچنین یقین هائی از دست سرمایه داری خواندن مناسبات حاکم در شوروی و خلاصه توصیه پشت توصیه به اشباح سرگردانی به نام چپ رادیکال ، نه به تفصیل که کار این جانب نیست ، بلکه درحد بضاعت خود و حوصله‌ی خوانندگان سخت گرفتار امروزی خواهم پرداخت .
کمال‌خسروی به، به روی منبر جلوس فرمودن عادت دارد ، مصداق بارز آن مقدمه ۶۰-۷۰ صفحه ای (!)است که صدر جلد سوم کاپیتال را مزین (!)کرده است و خریدار نگون بخت ، مجبور است برای داشتن کتاب هزینه این پرنویسی بلا موضوع را ازجیب مبارک بپردازد ! همچنین به نادیده گرفتن آثار دیگران که سخت مرتبط به کاردست ایشان است !… نشان به این نشان که در مقدمه گروندریسه که سراسر توهین به شعور خواننده آن است که قطعاً ازپس کوه نیامده ، کوچکترین اشارتی به ترجمه ونشر این اثر آن هم ده ها سال پیش ، نشده است .
فعلاً : الکفایه
مسعود خوشابی ۱۴۰۲/۳/۲۷

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)