امروز ۲۲ خرداد مصادف با ۱۲ ژوئن روزجهانی مبارزه با کار کودکان است. سازمان جهانی کار (ILO) در سال ۲۰۰۲ پس از تصویب کنوانسیون ۱۳۸ دربارۀ حداقل سن برای استخدام (۱۳ تا ۱۸ سال) و کنوانسیون شمارۀ ۱۲۸ دربارۀ بدترین شکلهای کار کودکان این روز را روز جهانی مبارزه با کار کودکان اعلام کرد. گزارش جدید صندوق کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) و سازمان جهانی کار که در آستانه روز جهانی مبارزه با کار کودکان، منتشر شده است، نسبت به افزایش بیسابقۀ تعداد کودکان کار زیر ۱۱ سال هشدار میدهد. طبق آمار منتشر شده از سوی این نهادها بیش از نیمی از کودکان کار در سراسر جهان بین ۵ تا ۱۱ سال سن دارند. سالانه ۲۵۰ میلیون کودک ۵ تا ۱۴ ساله در جهان محروم از کودکی میشوند. حدود ۱۶۰ میلیون کودک ۵ تا ۱۷ ساله، یعنی یک نفر از هر ۱۰ کودک در جهان، مشغول به کار هستند. حدود ۱۲۲.۳ میلیون کودک کار در منطقه آسیا ، ۴۹.۳ میلیون کودک کار در آفریقا و ۵.۷ میلیون کودک کار در آمریکای لاتین و کارائیب زندگی میکنند. به این ترتیب، بیشترین کودکان کار یعنی حدود ۶۱ درصد در آسیا، ۳۲ درصد در آفریقا و ۷ درصد در آمریکای لاتین زندگی میکنند. قاچاق انسان از راههای عمدۀ وارد کردن این کودکان به بازار کار است. این کودکان جز کارگری بردهوار، روسپیگری و فروش اعضای بدن شان سرنوشت دیگری ندارند. در ایران مطابق آمارهای غیر رسمی حدود یک میلیون کودک کار زندگی میکنند. سازمان بهزیستی ایران اوایل بهار امسال از شناسایی ۱۲۰ هزار کودک کار خبر داده و گفته بود که ۱۴ هزار و ۵۰۰ تن از آنها کودکان خیابانی هستند که از زبالهگردی، دستفروشی و گدایی شکم خود و خانوادههایشان را سیر میکنند.
بودجه سازمان ملل را کشورهای عضو بر اساس مشارکتهای داوطلبانه و برنامهریزی شده تأمین میکنند. معیار محاسبه سهم کشورها تولید ناخالص ملی هر کشور است. به گزارش ایسنا، به نقل از عبدالله شاهد، رئیس هفتاد و ششمین جلسه مجمع عمومی سازمان ملل، مجمع عمومی بودجه سال ۲۰۲۳ میلادی را مبلغ ۳.۳۹۶ میلیارد دلار تصویب کرد.همچنین بودجۀ سازمان جهانی کار برای سال جاری حدود ۸۰۰میلیون دلار است. بنابراین کارگران در ۱۹۰ کشور عضو سازمان ملل ثروت تولید میکنند و مخارج دستگاه عظیم و عریض و طویل سازمان ملل متحد و بخش کارگری آن سازمان جهانی کار را تامین میکنند. اما نتیجه این میلیاردها دلار حاصل از استثمار کارگرانی که بنا به قوانین خود سازمان ملل از ۱۳ سالگی کار میکنند و به حلق این دستگاه عریض و طویل جهانی میریزند چه بوده است جز آنچه خود گزارش کرده است: «افزایش بیسابقۀ کودکان کار زیر ۱۱ سال»؟
پرسش این است این همه پول و ثروت در سازمان جهانی کار صرف چه میشود؟ صدها دفتر این سازمان در سراسر جهان و هزاران کارمند و مدیر و رئیس و معاون و دم و دستگاه چه تأثیری در بهبود شرایط کار و زندگی کارگران، به ویژه کودکان کارگر در جهان داشتهاند؟ در هند، افغانستان، ایران و برزیل که ازقضا یکی از بزرگ ترین تأمین کنندگان مالی این سازمان است، میلیونها کودک در بدترین شرایط ممکن از ۵ سالگی وادار به کار میشوند. این سازمان چه نقشی در تغییر این شرایط به نفع این کودکان داشته است؟ این سازمان سالانه میلیاردها دلار صرف تبلیغات میکند تا این توهم را در میان کارگران ایجاد کند و به آن دامن بزند که گویی این دم و دستگاه عظیم قرار است به داد کارگران برسد، قرار است کودکان با برنامهریزی و مدیریت سازمان جهانی کار به مدرسه بروند ، به جای آنکه به بردگی کشیده شوند، خرید و فروش شوند، در تولید و خرید و فروش مواد مخدر و در صنعت جهانی فحشا مورد بهره برداری قرار گیرند، در زیر زمین در معادن، در کشتزارهای بزرگ و در کارگاه های کوچک و نمور به کارگرفته شوند. شعارهای سازمان جهانی کار برای روز جهانی مبارزه با کار کودکان، از جمله این است: «کودکی کودک باید صرف آموختن شود، از او برای کسب سود بهره برداری نکنید». «کودکان باید به مدرسه بروند، خوب نیست آنها را در وضعیتی ببینیم که به جای آنکه قلم و مداد در دست داشته باشند، ابزار کار به دست گرفتهاند». این شعار های قشنگ چیزی نیست جز حرف هایی توخالی برای فریب کارگران و امید واهی به سازمانی که نمایندگان کشورهای سرمایه داری برآن مدیریت و نظارت و بودجه های کلان آن را از جیب کارگران تأمین میکنند. در حالی که کارگران جهان، از جمله کارگران ایران سالانه میلیاردها دلار ثروت تولید میکنند و این ثروت هر روز افزایش مییابد، چرا هر روز بر فقر و فلاکت کارگران در گوشه گوشه دنیای سرمایهداری افزوده میشود و میلیون ها انسان کارگر در آسیا و آفریقا و آمریکای جنوبی و کارائیب در فقر مطلق زندگی میکنند. در چنین شرایطی چرا باید سالانه میلیاردها دلار از ثروتی که کارگران و خانواده هایشان، بهویژه زنان و کودکان شان تولید کرده اند از آنان غصب شود و توسط دولت های سرمایه داری به حلق نهادی چون سازمان جهانی کار ریخته شود؟ این سازمان جز بلعیدن حاصل کار کارگران و دروغپردازی و فریب در مورد برنامه های بشردوستانه و خیرخواهانۀ خود در ریشهکنی فقر و فلاکت از این دنیای نکبت زده چه کاری کرده است؟ آیا جز این است که این فریبکاری در خدمت نظام جهانی سرمایهداری و دولتهایی است که خرج این سازمان را از کیسۀ کارگران میدهند؟ در شرایطی که دولتهای سرمایهداری و نمایندگان آنها در سازمان ملل و تمام نهادهای زیر مجموعۀ آن از جمله سازمان جهانی کار در تمام امور بین المللی تصمیمگیرنده هستند چه انتظاری میتوان داشت که این نهاد به اهدافی که برای خود تعیین کرده دست یابد؟
حکایت سازمان جهانی کار همان حکایت دمکراسی دروغین و ریاکارانۀ رایج در دنیای سرمایهداری است. در آوریل ۲۰۰۳، آنگاه که آمریکا به عراق حمله کرد و حکومت این کشور را سرنگون کرد،۴۰ میلیون نفر در سراسر جهان به خیابانها آمدند و مخالفت خود را با این حمله و تجاوز نظامی آمریکا اعلام کردند، به طوری که روزنامه نیویورک تایمز این حضور میلیونی مردم آزادیخواه را پیدایش یک «ابرقدرت جدید» در صحنۀ سیاست نامید. در پاسخ به این مخالفت عظیم جهانی، رئیس جمهوری آمریکا (جورج بوشِ پسر) این حضور میلیونی را مصداق بارز دمکراسی نامید. درست میگفت؛ دمکراسی سرمایهدارانه یعنی اینکه مردم نظر خود را بیان کنند، اما این بیان نظر هیچ گونه تأثیری در جنایتهای سرمایهداری نداشته باشد. در یک کلام، در دنیای سرمایهداری دمکراسی یعنی کشک! دمکراسی یعنی اینکه حکومت ها به مردم بگویند شما مخالفت خود را اعلام کنید، ما هم به جنایت خود ادامه میدهیم. حکایت سازمان جهانی کار نیز شکل دیگری از همین دمکراسی دروغین است. سازمان جهانی کار اجلاس برگزار میکند، «نمایندگان» کارگران از سراسر جهان در آن شرکت میکنند و از وضعیت کارگران و کودکان کار در کشورهای خود میگویند و نارضایتی خود را بیان میکنند. سازمان جهانی کار با صرف میلیون ها دلار از ثروتی که از استثمار کارگران و کودکان خردسال در سرتاسر جهان سرمایهداری به دست آمده گزارش تهیه میکند و از وضعیت بد و ناهنجارکارگران و کودکان کار در دنیا آمار میدهد، قطعنامه صادر میکند، کنوانسیون تصویب میکند و از کشورهای سرمایهداری میخواهد که به مفاد آنها پایبند باشند و با کارگران بهتر رفتار کنند. این است دمکراسی سرمایه دارانۀ سازمان جهانی کار: کارگران! شما در اجلاس های این سازمان و از پشت صندلیهای آن به زندگی در جهنم سرمایهداری اعتراض کنید! ما هم سهم خود را برای خدمتی که به تداوم و بقای این جهنم میکنیم برمیداریم!
در پایان لازم است پرسشی هم از کارگران متوهم به سازمان جهانی کار و احزاب سیاسی بکنیم که میکوشند برای رسیدن به قدرت کارگران را به سیاهی لشکر خود تبدیل کنند. هر ساله جمهوری اسلامی افرادی از عُمّال خود را به عنوان نماینده به اجلاس بین المللی سازمان جهانی کار میفرستد. امسال این کارگران متوهم و این احزاب سیاسیکار فریاد برآوردند که آهای سازمان ملل! آهای سازمان جهانی کار! اینها نمایندۀ کارگران ایران نیستند. آهای جمهوری اسلامی! به جای عوامل خود نمایندگان واقعی کارگران را به اجلاس بفرست! آهای سازمان جهانی کار به داد کارگران ایران برس که حقوقشان پایمال میشود! پرسش این است: سازمان جهانی کار تا کنون برای کارگران سراسر جهان از جمله ایران چه کرده که کارگران باید به آن دخیل ببندند و برای حق خواهی به آن متوسل شوند؟
کانال تلگرام منشور آزادی، رفاه، برابری
۲۲خرداد ۱۴۰۲

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.