
داود باقروند ارشد
درنتیجه دیدار”صلح و دوستی” رضاپهلوی از اسرائیل،
نمایندگان اسرائیل خواستار “تجزیه ایران” شدند!
اجازه میخواهم با چهاردهه تجربه در صحنه سیاست بین المللی و بطور خاص در موضع آپوزیسیون درتماس با دولتمردان جهان نکاتی را به عرض هموطنانم بدور از هرگونه حب و بغض و صرفا انتقال تجربه، برسانم. رضاپهلوی با این سفر بزرگترین صدمه را به جنبش مردم ایران زد. توضیح میدهم.
سالهاست امثال احمدینژآد فریاد نابودی اسرائیل را سرمیدهند.گذشته ازفوائد بیکران آن برای جناح راست افراطی اسرائیل مردم اسرائیل را نگران سرنوشت خود میکند. مجبورند انبوه هزینه صرف مقابله با ایران کنند. قطعا یک ایرانِ اگرنه دوست و متحد مانند محمدرضاشاه، بلکه خنثی و غیرمتخاصم را به جمهوری اسلامی ترجیح میدهند. توجه کنید که منشه امیرگوینده فارسی زبان رادیو اسرائیل آنرا :
“سفر تاریخی شاهزاده رضا پهلوی به اسراییل/انقلاب ملی/روابط دوستانه ایران و اسراییل”!! خواند.
میدانیم تمامی کشورهای درگیر با ایران، مسائل ایران و بخصوص آپوزیسیون آنرا رصد میکنند. اخیرا نیز با گسترش جنبش زن، زندگی آزادی، این امربطور علنی و حتی بصورت غیردیپلماتیک به ملاقاتهایی بین ماکرون و بعضی افراد آپوزیسیون و ملاقاتهایی در کاخ سفید و…انجامید تا به خیال خود افسار تحولات ایران از دستشان درنرود! ملاقات های پولی بی بو و خاصیت مقامات سابق کشورها با رهبران مجاهدین نیز شهره خاص و عام است.
چرا باید بعد از دیدار یک به اصطلاح رهبرآپوزیسیون با شعار “صلح و دوستی” با رهبری تابو که در اسرائیل تحت تعقیب قانونی و نفرت مردم است آنهم در کشور تابویی همچون اسرائیل که در جهان، و سازمان ملل و حتی شورای امنیت بالاترین محکومیت های را بخاطر جنایاتش علیه فلسطینان و نقض قطعنامه های سازمان ملل به خود اختصاص داده است، منجر به این شود که کشور میزبان جدیترین و خصمانه ترین و ضد ایرانیترین مواضعش را که سالیان علیه کشورمان داشته و نگارنده صدهابار آنرا بطور مستند نوشته و مطرح کرده را، علنی کنند؟
بدبینانه ترین شق این است که رضا پهلوی معامله کرده باشد که به قیمت تجزیه مثلا آذربایجان اسرائیل کمک کند او بقدرت برسد. که نگارنده باورندارم چنین باشد، یا انشاالله چنین نباشد.
اما با ارزیابی نگارنده از شخص رضاپهلوی که قبلا نیز برای بسیاری از دوستان نوشته است بیشتر علت را موارد زیر میداند.
اگرنتانیاهو و سیستم موساد و وزارت خارجه و…اسرائیل در دیدار با رضاپهلوی بویژه آنهم با شعار”صلح ودوستی” رهبری را مشاهده میکردند که با درصدی قابل قبول در آینده ایران نقشی داشته باشد. آیا این نباید به آنها خاطرجمعی میداد که نگران ایران آینده نباشند. اما اینطور نشد.
آیا اگر در رضاپهلوی سرسوزنی رهبری نه سیاستمداری با اقتدار ملی میدیدند جرات چنین کاری را بعد از خروج او از اسرائیل را پیدا میکردند.
پیام آشکار توام با نفرت و کینه نسبت به ایران و ایرانیِ نتانیاهو و نمایندگان مجلس اسرائیل بعد از خروج رضاپهلوی از اسرائیل در درخواست تجزیه ایران که اتفاقا در عرف دیپلماتیک نیز شناخته شده است، و قبل از همه رضاپهلوی را جزقاله کرد این است که: (بکارگیری الفاظ دقیقا پیام بیانیه نمایندگان اسرائیل است تا نظرنگارنده و قصد توهین بیشتری از موضع اسرائیل به رضاپهلوی را ندارد) میدانیم که نتانیاهو با چنددهه در سطوح عالی سیاست اسرائیل فردی بسیار با تجربه است و قدرت تشخیص دارد.
“این فردکه ما دیدیم و میخواست خودش را بعنوان رهبر جنبش سرنگونی جمهوری اسلامی به ما جا بزند، خودش را هم نمیتواند اداره کند، چه برسد به اینکه بخواهد انقلابی را برای سرنگونی حکومت جهموری اسلامی رهبری کند. جهانیان بدانید از سرنگونی خبری نیست باید برای تجزیه ایران تلاش نمود”.
سیاست تجزیه ایران توسط اسرائیل از زمان محمدرضاشاه روی میز اسرائیل بوده است. اینگونه دیدارها با رضاپهلوی و نمایش شکوفای کیفیت ایشان خط پایانی بر همه امیدهای سرنگونی رژیم نیز در اذهان سیاستمداران اسرائیلی و از طریق پیام اسرائیل در اذهان سیاستمدران سایر کشورها کشید، و خط بطلانی بر جنبش زن، زندگی، آزادی که رضا پهلوی خود را بنادرستی نماینده آن معرفی میکند شد؟
رضاپهلوی در دنیای سیاست و روابط بین الملل که در “منشورمهسا” نیز تماما به کار روی دولتهای خارجی استوار و تاکید کرده بود، نوزادی بیش نیست. سرسوزنی درک از مناسبات بین المللی ندارد. که بداند شما که دو دهه است اطرافیان مجبورت میکنند که کاری بکنی، و دست به هرکاری زدی چهارروز بعد باطل شده، آخرین موردش جلسه هشت نفره دانشگاه جورج تاوون را به شکست کشاندی، چگونه و با چه دستآورد سیاسی ای بلند شدی رفتی اسرائیل؟ فکر کردی اسرائیل و نتانیاهو عاشق چشم و ابروی سلطنت هستند؟ فکر کردی آنها هم چون بادنجان دورقاب چین های اطرافت بخاطر مرتفع شدن از پولهای به یغما رفته از مردم ایران با هزاران عناوین تملق گویانه میستایندت و دستت را می بوسند؟
داود باقروند ارشد
۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۲


هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.