با گذشت بیش از ۵ ماه پس از حملهی شاهچراغ، در اواخر اسفند ۱۴۰۱ جمهوری اسلامی دو کارگر افغانستانی با نامهای محمد رامز رشیدی و سید نعیم هاشم قتالی را با اتهام واهی نقش داشتن در این حمله به اعدام در ملاعام محکوم کرده است. در متن زیر، با کمک حسین احسانی، پژوهشگر مرکز مطالعات استراتژیک افغانستان، که طی چهار سال گذشته داعش مرکزی و خراسان را مطالعه کرده است، ناسازگاریها و تناقضات متعدد روایتهایی که حکومت در این ۵ ماه به مرور از حملهی شاهچراغ ارائه کردهاست و شواهدی که نشان میدهند اتهامات طرح شده علیه محمد و نعیم جعلی و غیرواقعی هستند را بررسی کردهایم.
انتشار دو اعلامیهی جعلی توسط منابع حکومتی
در شامگاه ۴ آبان ۱۴۰۱، چند ساعت بعد از حملهی شاهچراغ، یک اعلامیه توسط برخی خبرگزاریهای حکومتی و اکانتهای شناس و ناشناس وابسته به حکومت در شبکههای اجتماعی به طور گسترده منتشر شد که ادعا شد توسط داعش منتشر شده و مسئولیت حملهی شاهراغ را پذیرفته است (عکس ۱). این اعلامیهی ساختگی و دارای ایرادات فنی در حالی توسط منابع حکومتی به اسم داعش به طور گسترده منتشر شد که کانالهای تبلیغاتی اصلی داعش هیچ مطلبی در ارتباط با این حمله منتشر نکرده بودند.
به گفتهی حسین احسانی، یکی دیگر از نکات قابل توجه در این اعلامیه این است که به ولایتی به نام «ولایه فارس» اشاره میکند. در حالی که ولایتی به این نام جزو ولایتهای زیرشاخهی خلافت داعش نیست و داعش تاکنون هرگز از چنین ولایتی اسم نبرده است. کمی بعد از این اعلامیه، یک اعلامیهی دیگر توسط منابع حکومتی از جمله کانال تلگرامی «صابرین نیوز» با ۴۰ هزار مخاطب منتتشر شد (عکس ۲). این اعلامیه هم در کانالهای تبلیغاتی اصلی داعش هیچ بازتابی نداشت. در این اعلامیه عبارت «ولایه فارس» به «إیران» تغییر داده شده بود. همچنین، تاریخ از ۳۰ ربیع الاول به ۱ ربیع الأخر تغییر داده شده بود. پیش از انتشار اعلامیه دوم، برخی کاربران در فضای مجازی، با اشاره به اینکه روز ۴ آبان ۱۴۰۱ در چندین کشور این منطقه مصادف با ۱ ربیع الأخر ۱۴۴۴ بود، به اینکه تاریخ اعلامیه ۳۰ ربیع الاول ذکر شده بود هم به عنوان یک خطای دیگر اشاره کردند. اما در حالی که عدهای از منابع حکومتی با اشاره به اینکه در برخی از کشورها ۴ آبان ۱۴۰۱ مصادف با ۳۰ ربیع الاول ۱۴۴۴ بوده است سعی کردند از این اعلامیه دفاع کنند، اعلامیهی دوم این تاریخ را به ۱ ربیع الأخر ۱۴۴۴ تغییر داد. به نظر میرسد اعلامیهی دوم تلاش ناهماهنگ بخشی از منابع حکومتی برای اصلاح مشکلات اعلامیهی اول بوده است. اما به گفتهی حسین احسانی، این اعلامیه دوم مشکلات دیگری هم دارد. برای مثال، داعش به طور مرسوم عبارت «انغماسی» را به معنی «جنگیدن تا لحظهی آخر و منفجر کردن خود در پایان کار» استفاده میکند که با شکل حملهی شاهچراغ به کلی متفاوت است.

عکس ۱: اولین بیانیهی منتشر شده توسط منابع حکومتی

عکس ۲: دومین بیانیهی منتشر شده توسط منابع حکومتی
انتشار اعلامیهای متفاوت در کانالهای تبلیغاتی اصلی داعش با تاخیر
پس از انتشار اعلامیههای جعلی توسط منابع حکومتی، کانال تلگرامی داعش اعلامیهای منتشر کرد که در آن ادعا کرد مسئول این حمله بوده است (عکس ۳). با این حال این اعلامیه به هیچ عنوان نقش داعش را تایید نمیکند. به گفتهی حسین احسانی: «داعش استاد به عهدهگیری حملات کور و بدون مسئول است. این به خصوص در مورد افغانستان صادق بوده است».
داعش در ارتباط با حملاتی که مستقیماً تدارک دیده است بدون تاخیر اطلاع رسانی میکند. با توجه به اینکه در روایتهای تکمیلی حکومت ادعا میشود که این حمله با جزییات بالا توسط داعش برنامهریزی و پیادهسازی شده است، چنین تاخیری بسیارعجیب و نادر است. همچنین، حسین احسانی تاکید میکند که داعش معمولاً در مورد حملاتی که تدارک میبیند، وقتی حمله رو به پایان است، یک کلمهی «عاجل» در کانالهای تلگرامی خود مینویسد که توجهها را به حمله جمع کند. اما در این حمله چنین چیزی در کانالهای داعش منتشر نشد. به علاوه، برخلاف معمول که داعش همزمان با اعلامیه از عاملان حمله عکسی به همراه تجهیزات حمله درحالی که صورتها به جز چشمها پوشیده شدهاند منتشر میکند، در این مورد، اعلامیه بدون عکسی از عامل حمله منتشر شد.

عکس ۳: اعلامیهای که توسط داعش با تاخیر منتشر شد

عکس ۴: عاملان حمله داعش به سفارت روسیه در کابل، میدانهوایی کابل، و مسجد شیعیان در پکتیا
اضافه شدن افراد دیگر به سناریوی حکومتی
در ۴ آبان ۱۴۰۱، ابتدا رسانههای حکومتی اعلام کردند که ۳ فرد مسلح به شاهچراغ حمله کردهاند و ۲ نفر بازداشت شدهاند. اکثر رسانهها بعداً این خبر را حذف کردند. در یک اطلاع متناقض، خبرگزاری میزان (متعلق به قوه قضاییه) نوشت که یک فرد این حمله را انجام داده است که زخمی شده و «پس از دستگیری در حال بازجویی است». روز بعد خبرگزاریهای حکومتی ادعا کردند که شخص عامل حمله کشته شده و همچنین ویدیویی از حمله این شخص منتشر کردند. در این ویدیو جز یک شخص مسلح هیچ عامل دیگری حضور ندارد. در ۹ آبان ۱۴۰۱، وزارت اطلاعات ادعا کرد که «عنصر دوم عملیاتی» و ۶ نفر دیگر بازداشت شدهاند. تسنیم، رسانهی نزدیک به سپاه، ادعا کرد که این شخص «در پشتیبانی نفر اول تأثیر داشته» اما هیچ توضیحی درباره ادعای «تاثیر داشتن» ارائه نکرد. یکی از نکات مهم این گزارش این است که تاکید شده که این شخص «در شامگاه هشتم آبان ماه» و «در شهر شیراز دستگیر شد»، اظهاراتی که با اعترافات اجباری که بعداً منتشر شد در تناقض است. همچنین، به گفتهی حسین احسانی، نیروی «عملیاتی» به نیرویی گفته میشود که در صحنه حضور داشته است اما در ویدیوی اعترافات اجباری که بعداً سرکوبگران از «نفر دوم» پخش کردند، هیچ نقشی در صحنه به او منسوب نشده است. در بخشهای بعدی این متن جزییات بیشتری درباره این موارد آمده است.
پروندهسازی برای محمد رامز رشیدی
اولین ویدیوی اعتراف اجباری از کسی که سرکوبگران «نفر دوم حادثه شاهچراغ» نامیده بودند در ۱۱ آبان ۱۴۰۱ منتشر شد و مشخص شد که قربانی این پروندهسازی محمد رامز رشیدی، کارگر افغانستانی، است. مانند بسیاری از ویدیوهای اعتراف اجباری اخذ شده طی قیام «زن، زندگی، آزادی»، شخص در حال اعتراف با ادبیات ویژهی حکومتی تاکید میکند که قصد سواستفاده از «اغتشاشات» را داشته است. اما قابل توجه است که، برخلاف اکثر ویدیوهای اعتراف اجباری اخذ شده طی در ماههای گذشته، با اتکا به اینکه محمد در ایران مهاجر و غریب است، سرکوبگران نام کامل و چهرهی او را در ویدیو مشخص کردند. در این اعترافات اجباری محمد با ظاهری آشفته میگوید که بعد از حمله به تهران رفته و سپس بازداشت شده است. در حالی که دو روز قبل ادعای نهادهای حکومتی این بود که او در شیراز بازداشت شده است. زمان بازداشت هم ساعت ۳ بامداد اعلام میشود که «شامگاه ۸ آبان» محسوب نمیشود.
همچنین، در این ویدیو تصاویر شخصی با هویت نامعلوم با ماسک و کلاه نقابدار در دو مکان نامشخص در خیابان در چند متری عامل اصلی حمله نشان داده میشود که بازجو-خبرنگار آمنه سادات ذبیحپور به عنوان راوی ادعا میکند که این شخص محمد رامز رشیدی است. گذشته از اینکه شخص داخل ویدیوها صرفاً در دو لحظه مختلف در چند قدمی عامل حمله حضور دارد و ارتباطش با حمله مشخص نیست، هیچ سند و مدرکی وجود ندارد که نشان دهد این شخص که هویتش کاملاً نامعلوم است محمد رامز رشیدی است.
به علاوه، گفته میشود که محمد از عامل اصلی حمله «بیعت» گرفته است. اما در ویدیویی که به عنوان بیعت منتشر شده شخص بیعتگیرنده صدایش به وضوح با محمد متفاوت است و خودش هم در کادر نیست. علاوه بر این که مشخص نیست این ویدیوی بیعت چه ارتباطی با محمد یا با این حمله دارد، این ویدیو مشکلات دیگری هم دارد. به گفتهی حسین احسانی، با اینکه این ویدیو توسط کانالهای داعش هم منتشر شد، این مشکلات این احتمال را تقویت میکند که ویدیو اساساً توسط داعش ساخته نشده باشد. به گفته حسین احسانی «بیعت برای جنگجویان زمانی اتفاق میافتد که رهبری جدید تعیین شده باشد. بیعت مربوط به زمان قبل از عملیات نیست.» حسین احسانی همچنین اشاره میکند که در ویدیوی «بیعت» پرچم استفاده شده فونت بسیار متفاوتی با پرچمهای مورد استفاده داعش دارد، تفاوتی بارزی که در مقایسهای ساده بین ویدیوی منتشر شده و عکسهایی که داعش از جنگجویانش در مقابل پرچم منتشر میکند جلب توجه میکند.
نکته قابل توجه دیگراین است که با توجه به نبود هیچ مدرکی که محمد را به این حمله ربط دهد، تنها نقشی که به محمد در روز حمله نسبت داده شده این است که او با شروع حمله یک «ویدیوی تاییدیه» به کسی که دستورات را صادر کرده ارسال کرده است. یک ویدیو هم به عنوان «ویدیوی تاییدیه» نشان داده میشود که در آن شخص پشت دوربین هویتش مجهول است و در حالی که نمایی از شاهچراغ را از فاصله زیاد نشان میدهد میگوید «الله اکبر». از یک سو هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد این ویدیو توسط محمد گرفته شده است. از سوی دیگر، به گفتهی حسین احسانی «این ویدیو باید در کانالهای تبلیغاتی داعش دیده شود اما در هیچ کدام منتشر نشده است. ضمن اینکه وقتی ویدیو در کانال تبلیغاتی پست میشود، ویدیو را همیشه از تلفن پاک میکنند، نه اینکه مثل عکس یادگاری بگذارند داخل تلفن باشد.»

عکس ۵: تصویر آشفتهی محمد در اولین ویدیوی اعترافات اجباری
انتشار ویدیوی «برای داعش» در راستای پروپاگاندای نخنمای حکومت
بخش عمدهای از ویدیوی دوم اعترافات اجباری که در ۱۸ آذر ۱۴۰۱ منتشر شد، تکرار ملغمهای از پروپاگاندای نخنمای حکومت است. در یک جا ادعا میشود پشت پردهی این حمله CIA و MI6 (نهاد اطلاعاتی بریتانیا) قرار دارند تا انتقام نابودی داعش را از هموطنان «حاج قاسم» بگیرند و در جایی دیگر صحنههایی از مقاومت مردمی در کردستان نشان داده میشود و ادعا میشود که «درست در زمان شروع ناآرامیها در ایران سرکردگان داعش ماموریت پیدا میکنند تا با انتقال تروریستهای آموزشدیده به داخل ایران موجی ازاقدامات ضد امنیتی را در شهرهای مختلف ایجاد کنند، آنها قرار است به کمک تروریستهای تجزیهطلب بیایند»! چنین ادعایی به گوش هر کسی که آشنایی ابتدایی با سیاست منطقه، داعش، و جامعه کردستان داشته باشد به شدت مضحک به نظر میآید.
در این ویدیو، به جز محمد ۵ شخص دیگر هم حضور دارند که ۳ نفر از آنها تاجیکستانی، یک نفر آذربایجانی، و یک نفر دیگر ازبکستانی است. در ویدیو تصاویری از ۵ شخص غیرافغانستانی نشان داده میشود. بعضی از این عکسها برخی از این افراد را در کنار عامل اصلی حمله نشان میدهند. اصالت این عکسها، اینکه کجا و در چه شرایطی گرفته شدهاند، و اینکه چه ارتباطی با این حمله دارند، محل بحث است و قطعاً این عکسها به تنهایی چیزی را در ارتباط با نقش این افراد در حمله ثابت نمیکنند. به گفتهی حسین احسانی، یکی از نکات مشکوک درباره این عکسها این است که افراد داعش به معنی «توحید» همیشه انگشت سبابه دست راست را بالا میگیرند، اما در این عکسهای دست جمعی، برخی دست راست و برخی دست چپ را بالا گرفتهاند. همچنین این عکسها هم توسط کانالهای داعش منتشر نشدهاند و تنها توسط منابع جمهوری اسلامی نشان داده شدهاند، پس این سوال طرح میشود که جمهوری اسلامی این عکسها را از کجا آورده است وقتی که چنین عکسهایی بعد از ارسال پاک میشوند و داخل تلفن همراه نگه داشته نمیشوند. نکتهی مهم دیگر این است که محمد در هیچ یک از این عکسها حضور ندارد و به طور کلی، به جز ویدیوها و عکسهایی که بعد از بازداشت ثبت شدهاند، هیچ عکس یا ویدیو یا اطلاعاتی که مشخصاً مربوط به محمد باشد منتشر نشده است. با این حال از بین همه این افراد، تنها محمد دادگاهی شده و به اعدام محکوم شده است.
عکس ۶: تصویر به هم ریختهی محمد در دومین ویدیوی اعتراف اجباری
تغییر متهمان: محاکمهی ۴ شخص افغانستانی به عنوان متهمان ردیف دوم تا پنجم
در ۲۶ بهمن ۱۴۰۱ سرکوبگران اعلام کردند که اولین دادگاه مرتبط با حمله شاهچراغ تشکیل شده است. در این گزارش مشخص شد که همه افرادی که در حال محاکمه شدن هستند دارای تابعیت افغانستانیاند. همچنین، به جز محمد رامز رشیدی، بقیهی متهمان چهرهها و اسامی جدیدی بودند که در هیچ یک از مطالب و ویدیوهایی که حکومت پیشتر منتشر کرده بود اثری از آنها وجود نداشت. بعد از یک سری جلسات دادگاه، در روندی که تنها حدود یک ماه به طور انجامید، در ۲۸ اسفند رسانههای حکومتی اعلام کردند که محمد رامز رشیدی و سید نعیم هاشم قتالی به اعدام در ملا عام، محمد رحمانی به ۲۵ سال حبس، مصطفی جان امانی به ۱۵ سال و ۱ روز حبس، و حمید اله کابلی به ۵ سال حبس محکوم شدهاند. به این ترتیب، با اینکه محمد رامز رشیدی تنها شخص افغانستانی در ویدیوهای اعترافات اجباری منتشر شده است و بقیه تابعیت کشورهای آذربایجان، ازبکستان، و تاجیکستان را داشتند، در دادگاههایی که تا به حال در ارتباط با حمله شاهچراغ برگزار شده، همهی متهمان افغانستانی بودهاند. نکتهی مهم دیگر این است که در گزارشهایی که حکومت از۲۶ بهمن تا اعلام احکام در ۲۸ اسفند درباره جلسات مختلف دادگاه منتشر کرد، تا ۲۴ اسفند هیچ اسمی از سید نعیم هاشم قتالی نیامده است. در ۲۴ اسفند سرکوبگران برای اولین بار در خبرگزاری فارس دربارهی نعیم نوشتند و او را متهم ردیف سوم معرفی کردند. نعیم با این اتهامات بیاساس و نخنما به اعدام محکوم شده است: «پذیرایی به عنوان سرایدار از افراد فرستاده شده به ایران»، و همچنین «تهیه سیمکارت» و «تهیه بلیت شیراز» برای شخص عامل حمله. در این مطلب، خبرگزاری فارس از قول نعیم ادعا کرده است که «در چند نوبت از طرف عبداله سعید مبالغی به حسابم واریز شد که صرف هزینههای جاری برای میهمانان شد.» این در حالی است که فارس قبلاً در ۸ اسفند در تضاد با این ادعا گفته بود که «کلیه هزینه های پشتیبانی و تدارکات و پذیرایی از مهمانان نیز توسط عبداله سعید برای متهم ردیف دوم (محمد رحمانی) پرداخت شده است.» به دلیل نامشخصی، بین نعیم، متهم ردیف سوم، و محمد رحمانی، متهم ردیف دوم که بدون هیچ مدرکی به ۲۵ سال حبس ظالمانه محکوم شده است، سرکوبگران نعیم را برای اعدام کردن انتخاب کردهاند. متاسفانه مشخص نیست نعیم کدام یک از افراد در عکسهای دادگاه است و از او هیچ عکسی در دست نیست.
به نظر میرسد حکومت، با در نظر گرفتن اینکه طالبان حمایتی از شهروندان افغانستان نمیکند، برای تکمیل سناریوی خود و نمایش اقتدار، در نهایت قربانی کردن افراد با تابعیت افغانستان را کمهزینهترین گزینه دیده است. در چنین شرایطی مقابله با سناریوسازی حکومت و حمایت حداکثری از این زندانیان سیاسی دارای اهمیت بسیار بالایی است.

عکس ۷: قربانیان پروندهسازی حکومت در دومین جلسه دادگاه مربوط به حمله شاهچراغ


نظرات
این بی شرفها کارشون همینه، غریب کشن. ملت همیشه در صحنه هم با شنیدن اسم افغانی، چشم بسته همه دروغهای ولی وقیح رو قبول می کنند. خانواده ای، کس و کاری ندارند؟ حتما یه خانواده فقیری هم تو افغانستان دارند که این بیچاره ها خرجشونو میدادن. ای بابا برادر از این ظلمها صد برابرش سر ماها کوردها آوردند. اینا ایرانی رو با اینکه حرفهای خودشون بود که ثابت می کرد بیگناه، رو گرفتن اعدام کردن، الان یه برادر افغانی ننه مرده، غریب، وبی کس و کار. خدا راضی باشه ازتون، کار خیلی خوبی کردین ولی حیف و صد حیف این ملت مسخ شدن و با این چیزها بیدار نمیشن. موفق باشید
یکشنبه, ۳۱ام اردیبهشت, ۱۴۰۲