به جرئت میتوان گفت که به غیر از مقامات جمهوری اسلامی و وابستگانشان و همچنین گروهکهایی تروریستی همچون مجاهدین خلق، سایر افرادی که در انقلاب اسلامی ۵۷ شرکت داشتهاند حالا از کرده خود پشیمان هستند. اگر پای صحبت این انقلابیون سابق بنشینید بسیاری از آنها بر این باور هستند که روح الله خمینی آنها را فریب داده بود و با وعدههای دروغین توانست قدرت را به دست آورد. همین مسئله سبب شد که تاکنون نیز برخی از مردم ایران از اعتماد به یک شخص یا گروهی خاص برای رهبری براندازی جمهوری اسلامی هراس داشته باشند. اما برخلاف ترس این گروه از ایرانیان، امکان تکرار خمینی و آن چیزی که اصطلاحا «دزدیدن انقلاب» نام دارد تقریبا صفر است؛ در ادامه به دلایلی در این زمینه اشاره خواهیم کرد.
خمینی تکرار نخواهد شد چون مردم نسل کنونی نسل ۵۷ نیست
برخلاف ادعا اکثر انقلابیون ۵۷، انقلاب آنها دزدیده نشد بلکه این خود آنها بودند که انقلاب خود را دو دستی تقدیم خمینی کردند. بنابراین، زمانی باید هراس از تکرار خمینی وجود داشته باشد که مردم حال حاضر جامعه ایران شبیه به کسانی باشند که بر علیه حکومت پادشاهی انقلاب کرده و جمهوری اسلامی را مستقر ساختند. از همین رو، برای اینکه مسئله هراس از تکرار خمینی را نفی کنیم، اصلیترین تفاوتهای انقلابیون امروز با انقلابیون ۵۷ را بر خواهیم شمارد.
حزب توده و دیدگاههای کمونیستی
حزب توده و افرادی که دیدگاههای کمونیستی و سوسیالیسی داشتند یکی از اصلیترین گروههای شریک در انقلاب ۵۷ به شمار میرفتند. در اساسنامه حزب توده بر روی «آزادی» و «حکومت دموکراتیک» تاکید شده است اما نکته جالب این است که اعضای این حزب در آن زمان آلمان شرقی و اتحاد جماهیر شوروی را به عنوان کشورهای الگو خود معرفی میکردند!
همچنین نمونههای تاریخی دیگر چون ونزوئلا، چین، کوبا و کره شمالی به خوبی به اثبات رساندهاند که دیدگاههای کمونیستی و حکومتی از جنس کمونیست با آزادیهای سیاسی در تضاد بوده و حتی یک کشور کمونیستی وجود ندارد که دموکراسی بر آن حاکم باشد.
شرایط در ایران امروز اما از دو نظر کاملا متفاوت است. اول اینکه بسیاری از ایرانیان کمونیست و مارکسیست حالا از دیدگاه خود عقب نشینی کردهاند و بعضا به کشورهایی نظیر ایالات متحده و بریتانیا مهاجرت کردهاند که در گذشته آنها را امپریالیسم خطاب میکردند و تمام تلاششان مبارزه با این کشورها بود. مسئله بعدی این است که نسل امروز برخواسته بر علیه جمهوری اسلامی دقیقا خود «آزادی» را میخواهد نه هیچ چیز کمتری. این نسل با اینکه تمام زندگی اش را تحت سایه دیکتاتوری گذرانده است، به خوبی با دموکراسی آشنایی دارد. دیدگاههای کمونیستی نیز به هیچ عنوان در جامعه کنونی ایران جای ندارد و اگر بخواهید یک جوان امروزی را به سمت کمونیست تشویق کنید شانس بسیار بالایی وجود دارد که مورد تمسخر او قرار بگیرید!
روحانیون شیعه
دیکتاتور سازی از ویژگیهای هر دینی است و آموزههای دینی شما را تشویق میکنند که هرچیزی که نمایندگان دینی به شما میگویند بدون پرسش قبول کنید چراکه اگر قرار باشد دین را زیر سوال ببرید کافر خواهید شد. بنابراین، هرچه یک جنبش بیشتر دینی باشد، شانس دیکتاتور سازی در آن نیز بیشتر خواهد بود. روحانیون شیعه در سالهای منتهی به انقلاب ۵۷ طوری از روح الله خمینی تعریف میکردهاند که گویی او از سیارهای دیگر به زمین آمده است. این دیکتاتورسازی ها حتی بر روی گروههای کمونیستی به «بی خدا» بودن شهرت داشتند نیز تاثیر گذاشته بود و در انقلاب ۵۷ شاهد نوعی کمونیسم و مارکسیست اسلامی بودیم که در نوع خود بی سابقه بود!
الا اما در این زمینه شرایط کاملا متفاوت است. براساس ادعا مقامات جمهوری اسلامی، بازداشتیان خیزش سراسری ایرانیان علیه جمهوری اسلامی در بازداشتگاهها طلب مهر و نماز نمیکنند و اساسا دغدغه مسائل مذهبی را ندارند و کاملا برعکس، یکی از خواستههای اصلی انقلاب «زن، زندگی، آزادی» جدایی مسائل مذهبی و دینی از حکومت است.
گروه های تروریستی
گروههای تروریستی همچون مجاهدین خلق، چریکهای فدایی خلق یا مجاهدین مارکسیست از بازوهای تروریستی انقلاب ۵۷ بودند که با هدف استقرار ایدئولوژی خود، به مبارزه مسلحانه با حکومت شاهنشاهی و حمله به پاسگاهها و مراکز نظامی پرداختند. این گروهها یا گروههای مشابه سلاح خود را کشورهای خارجی مانند لیبی یا سازمان آزدی بخش فلسطین دریافت میکردند.
جنبش زن زندگی اما علاوه بر اینکه از هیچگونه ایدئولوژی خاصی پیروی نمی کند و تنها برای آزادی مبارزه میکند، هیچگونه نشانهای از مبارزه مسلحانه نیز در این جنبش وجود ندارد و مبارزات علیه جمهوری اسلامی تا جای ممکن خشونت پرهیز انجام میشود.

دسترسی به اینترنت
شاید بتوان گفت که دسترسی به اینترنت و اخبار روز جهان هرچند به قیمت دور زدن فیلترینگ و سختیهای خاص خودش، بزرگترین تفاوت نسل امروز و نسل ۵۷ است. حتی میتوان یک قدم جلوتر رفت و گفت که اگر نسل ۵۷ همانند نسل امروز به اینترنت دسترسی داشت، انقلابی مشابه انقلاب ۵۷ هرگز صورت نمیگرفت. در صورت دسترسی به اطلاعات آزاد، شانس بالایی وجود داشت که دیدگاههای مارکسیستی و اسلامی به عنوان محرک اصلی انقلاب، جذابیت خود را برای مردم ایران از بدهند. خیلی از آنها امروز این مسئله را بیان میکنند که بدون خواندن مانیفست کمونیست و رساله خمینی دیدگاههای مارکسیستی و اسلامی پیدا کرده بودند!
با این تفاسیر، کاملا منطقی است که نتیجه بگیریم نسل امروز گول کسی را نخواهد خورد و خیلی بعید به نظر میرسد که کسی بتواند انقلاب آنها را بدزد.
کلام آخر
پدید آمدن یک رهبری منسجم (چه به شکل شخص یا به شکل شورا) آخرین تکه از پازل انقلاب ایرانیان علیه جمهوری اسلامی است که جمهوری اسلامی بسیار از آن هراس دارد. بنابراین، دستگاه پروپاگاندا این رژیم دیکتاتوری تلاش میکند تا با ایجاد اختلاف از پدید آمدن چنین نهاد یا شخصی جلوگیری کنید. این اتفاق به خوبی در کمپین دادن وکالت به شاهزاده رضا پهلوی قابل مشاهده بود. نیروهای تبلیغاتی و سایبری جمهوری اسلامی تلاش میکردند تا با مقایسه شاهزاده رضا پهلوی با روح الله خمینی مردم را از دادن وکالت به آقای پهلوی منصرف کنند.
صرف نظر از اینکه مقایسه آقای پهلوی با روح الله خمینی از اساس اشتباه است اما نکته لازم به تاکید این است که مردم ایران مردم ۵۷ نیستند و به هیچ عنوان کورکورانه شخصی را مسئول خود نخواهند کرد. مردم ایران اگر امروز کسی را به رهبری برگزینند در واقع دیدگاههای او را به رهبری گزیدهاند و به هیچ عنوان تکرار تجربه خمینی نمیتواند یک نگرانی برای جنبش زن زندگی آزادی باشد.

نظرات
رژیم شاه و سازمان امنیتی آن “ساواک” بزرگترین پرورش دهندهء ارتجاعی ترین اقشار مذهبی در ایران بود.
ساواک “انجمن حجتیه”را تاسیس و حمایت کرد.
ظهور خمینی و جمهوری اسلامی نتیجه ء منطقی انهدام جامعه مدنی در ایران پس از کودتای ننگین ۲۸ مرداد بود.
سلطنت باختگان مسئولیت مستقیم خویش در شکل گیری جمهوری جهنمی اسلامی را هیچگاه نمیتوانند سپید شویی کنند.
ننگ و نفرت بر سلطنت و ساواک.
دوشنبه, ۲۲ام اسفند, ۱۴۰۱
در مانیفست جنایتکاران ساواک، واواک، اطلاعات سپاه، اداره آگاهی و…. بکارگیری شکنجه های روحی و جسمی علیه مبارزبین و مخالفین و انسانهای قربانی نظام منحط سرمایه داری امپریالیستی بشدت توصیه شده که در با هیتربرقی، تجاوز با باتوم و بطری، کابل زدن به کف پاها، آپولو،دستبند قاپونی،زدن سوزن به زیر ناخنها، اندختن مار به بدن زندانیان، ضرب و شتم و…..زندانیان مبارز را به قتل عام می کنند.
امروز بیش از ۳۰٪ از کارگران سوئد خود را سوسیالیست می دانند. کرایش به سوسیالیسم در آمریکا هر روز از روز پیش در حال افزایش است بطوریکه جیغ نئوفاشیستهایی همچون ترامپ از حضور چپها در آمده. مانیفست کمونیست خواهان لغو استثمار انسان از انسان است، خواهان الغای مالکیت خصوصی و نظام منحط طبقاتی است. طبقه کارگر همچنان با کمونیسم و مانیفست کمونیست مارکس و انگلس، با لنین سازمانده انقلاب اکتبر و دیگران آشنا می شود،آنها و شکست و پیروزی های پرولتاریا را در مبارزه طبقاتی خود بکار میگیرد وقطعا نان، مسکن، آزادی،رفاه، استقلال، کار را با اعمال اقتدار خود به ارمغان می آورد و در نهایت رهایی از هر نوع ستم را رقم خواهد زد.
دوشنبه, ۲۲ام اسفند, ۱۴۰۱
سلطنت باختگان ساواک پرست, البته برایشان سخت (و شاید ناممکن) باشد که قادر به درک این واقعیت تاریخی باشند که اتفاقا این جوامع پیشرفتهء سرمایه داری, خصوصا خود ایالات متحده آمریکا, هستند که منشاء و مبداء جنبش های کارگری, سوسیالیستی, کمونیستی, فمینیست, آنارشیست و غیره میباشند. از اول ماه مه و هشت مارس بگیر و بیا جلو.
اعتصابات سراسری در فرانسه و انگلستان نشان دهنده ی این است که این جنبش های کارگری در قرن بیست و یکم نیز حضوری پرقدرت دارند و حالا حالا ها, تا زمانی که سرمایه داری پابرجاست, انان نیز پابرجا خواهند بود.
یا به قول ژان پل سارتر: “تا زمانی که سرمایه داری موجود است, مارکسیسم نیز به حیاتش ادامه خواهد داد.”
شوربختانه سلطنت باختگان نه چندان عزیز ما, بیش از هر چیز یاد آور آن کمدی مشهور “جعفر خان از فرنگ برگشته” (حسن مقدم, ۱۳۰۰) می باشند, که نشانگر عمق بلاهت و احمقی آنان است.
تا از یاد نرفته است, کتاب “اسرار گنج درهء جنی” (ابراهیم گلستان, ۱۳۵۳) نیز طنزی شیرین و کوبنده بر تحجر و حماقت مطلق این جماعت است.
جالب است که یک قرن و نیم قرن از نبشته های مقدم و گلستان میگذرد, اما بلاهت و ابتذال اینان کماکان سفت و سخت پابرجاست.
خدا شفا بده.
دوشنبه, ۲۲ام اسفند, ۱۴۰۱