چند سالی هست که در مورد فلاکت و بدبختی که اروپا به آن دچار شده نوشتهام و البته سبب آن را هم بازگو کردهام: ارزشهای اروپایی. اعتبار این پیشبینی هم البته بیتردید از آن نیچه است، اروپای مروج اخلاق بردگان. نتیجه چیز عجیب و غریبی هم نیست وقتی مردمان قاره پیر شبهای روزهای کاری تا نیمه شب بیرون باشند و در کافه و میفروشیها پرسه بزنند و صبح کار خود را ۹-۱۰ آغاز کنند و مردمش تنها یاد گرفته باشند برای کاهش ساعت کاری به خیابان بریزند و در اعتراض به افزایش سن بازنشستگی اعتصاب کنند، آن هم هنگامی که دانشجویان چینی و هندی روزی ۱۴-۱۵ ساعت مداوم مشغول کار و فعالیت باشند.
تصور کنید آژیر خطر، صبح روز جمعهای در لندن و منچستر به صدا در آید و موشکهای ایرانی در راه رسیدن به این دو شهر باشند. گمان میکنید واکنش بریتانیا به چنین حملهای چه باشد؟ مقابله به مثل؟ تهدید به مقابله به مثل؟ تهدید اینکه همه گزینهها روی میز است؟ اشتباه میکنید. کمتر تردیدی دارم کابینه دولت جلسه خود را در خارج خاک بریتانیا از ترس حملات ایران برگزار نکند. حتما تصور میکنید که در حال اغراق هستم و گزافهگویی میکنم. البته که نظام حاکم بر ایران آنچنان احمق نیست در شرایطی مانند الان دست به چنین کاری بزند. اما آنها میدانند شرایط را چگونه تغییر دهند تا در آینده قادر به انجام چنین کاری هم باشند. آنزمان که پیشبینی میکردم اروپا سستتر از آن است تا با تهدیدات ایران در خاک خود مقابله کند، گزافه نمیگفتم. تعطیل شدن دفتر ایران اینترنشنال در لندن فقط یک معنی بیشتر ندارد: موشکی ایرانی در حال حمله به لندن است، پناهگاه مناسبی برای شهروندانمان نداریم. لطفا از پناهگاه متحدمان در خاک ایالات متحده استفاده کنید.
رویکرد اروپا و راهبرد آن در خاورمیانه نیز آئینه تمام نمای این فلاکت است: جلوگیری از تشدید تنش! فقط کافی است به سخن مسئول سیاست خارجی اتحادیه قاره پیر خطاب به منتقدینش توجه کنیم که میگوید آنها انگار خطر یک ایران هستهای را به خوبی درک نمیکنند. بلاهت از سر و روی این سخن میبارد. این سخن عملا به معنی آن است که ما هیچ چارهای در برابر ایران جز تسلیم نداریم، هیچ چارهای. تحلیل درستتر سخنان او این است: هر توافق هستهای با ایران، هیچ ضمانت اجرایی ندارد زیرا اروپا هیچ چارهای جز تسلیم در برابر خواستهای متغیر ایران ندارد، ما به ساز شما میرقصیم!
اما آیا واقعا هیچ چارهای در برابر زیادهخواهیهای ایران وجود ندارد؟ تا زمانی که افتخار اروپا این باشد که مروج ایده صلح به هر قیمتی است، خیر. تا زمانی که اروپائیان خود را تبدیل به بردگانی کردهاند که مسئولان شیرین عقلی مانند بورل و مورا را در خدمت دارند، خیر. در وضعیت کنونی (و البته در وضعیت کنونی، نه قبل) هیچ چارهای برای مشکلات خاورمیانه جز تشدید تنش وجود ندارد، راهبرد تشدید تنش تنها راهی است که میتوان در وضعیت کنونی برای حل و فصل مناقشات خاورمیانه به آن امید داشت، خاورمیانه نیاز به تب دارد تا این ویروس از بدن او پاک شود.
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.