شگفتا از رفتار های برخی از هم میهنان‌مان که باوجود تجارب عینی و ملموس حاصل ازبیش از چهار دهه زعامت دین سالاران بر تمامی‌‌ابعاد مادی ومعنوی‌‌ زندگی‌ مردم این سرزمین تاریخی ، همچنان باصدق دل و اعتقادی راسخ این جا و آن جا باز هم سنگ روحانیت شان را به سینه می زنند و به نوعی با استقبال از آنان – و نه “حق” سخنرانی آنها – ، آنان را دعوت به پیشوائی خود می‌کنند . حال آنکه باپوست و گوشت واستخوان‌مان طی این دهه‌های‌نه طاقت فرسا بلکه جان‌فرسا پی‌برده‌ایم طیف گسترده دین سالاران قبل از به قدرت رسیدن چه‌وعده‌ها که نمی‌دهند و چون قدرت را قبضه کردند ، چه گونه‌رفتار وکرداری‌کاملاً مغایر که پیشه نمی‌کنند ، و چه بسا ، این گُسست هولناک در نحوه‌ی‌تفکر را به‌ضِرس قاطع و با افتخار با عناوینی‌برگرفته از مبانی‌دینی ونظری‌شان‌کاملاً موجه تلقی‌ نمی‌کنند.
جا دارد که بیاموزیم نه تنها پیشوائی دین‌سالاران ازهردسته ، قوم و قماش دیگر نه تنها محلی‌ازاعراب ندارد بلکه قبول رابطه مرید و مرادی یا ” پیشوا – پیرو ” ای هم دیگر تحت هیچ شرایطی پاسخ گوی نیازهای‌ جامعه‌ی مدرن ‌‌نیست .
برای پی‌بردن به این مهم :”چه نباید باشدها”  و “چه نباید کردها “ی ناشی از آموزه هاوتجارب تاریخی نه چندان دور سرزمین مان به خوبی‌گواه می‌دهند و راهنمای تکرار نکردن خطاهای‌ پُرهزینه‌ی‌قبل هستند  ، اما برای :”چه باشدها؟” و “چه باید کردها؟”بدون شناخت از دست‌آوردهای‌تاریخی- جهانی بشر،  قطعاً کارمان پیش نخواهد رفت .
برای ابطال و خط کشیدن بر آنچه تاکنون منجر به بی راهه روی های ما شده ، باید در بدو امر بر رابطه مألوف و مأنوس ” پیشوا – پیرو ” خط بطلان کشید .
یکی از ارزشمندترین دست‌ آوردهای‌ تاریخی ۵۰۰ ساله اخیر یعنی مدرنیسم اثبات این حکم است که “خردجمعی” ، دُچار کمترین خطا و اشتباه است . همچنین گواه است که مجریان دست‌آورد های” خردجمعی” حتی‌در حین اجرا نباید خود را در مقام مقلد و پیرو برشمارند واز تفکرانتقادی‌ ، خلاق و پویا دوری کنند و در صدد یافتن راه های بهتر نباشند .
بکارگیری” خردجمعی ” در جزءبه‌جزء روال عادی زندگی‌مان یک شیوه‌ی‌ عملکرد به منظور پیشبرد امورات ماست ، نمایندگان آن “خردجمعی” صرفاً بازگو کننده ، ناقل ورابط محصولات آن “خردجمعی” هستند و نه بیشتر … و صرفاً تازمانی این سمت را دارا هستند که کارشان را به نحو احسنت انجام دهند .
همه باید در رفع مشکلات فراروی جامعه بیاندیشند وراه کار ارائه دهند و نقش آفرینی کنند ودر اجرا بازهم درصددآن باشند که کاستی‌ها را دریابند و با استفاده ا‌ز”خرد جمعی” برایشان چاره جوئی‌کنند .
هیچ راهکار و تصمیمی توسط “من” یا گروهی‌از ‌نخبگان که از درون مبارزات جمع برنیامده باشند ،گرفته نمی شود و بدون همکاری “ما”ی آگاهِ ناظربه مقصود تحقق نمی یابد .
چه بسا پذیرش این موارد و به کارگیری آن‌ها در عمل ، که شاید ازنگاهی بزرگترین دست‌آورد عصرمدرنیسم است ، ساده نباشد ، ولی درتاریخ تکامل بشر، دربدو امر، انسان بر طبیعت پیروز نشد ، جز در پرتو همکاری، همدستی،  همیاری و همدلی با هم نوعان‌اش و این بار در سطحی بسیار تکامل یافته تر به کرامت انسانی یعنی دفع کلیه تبعیض های‌اجتماعی‌ دست نخواهد یافت مگر با هم سفره و هم سفر و هم سرنوشت شدن باسایر انسان ها .
به جرات می‌توان گفت که تا وقتی نیاموخته باشیم که درپناه جمع باید تصمیم گرفت و کار گروهی کرد، نه به ” خردجمعی” ونه به انسان آزاده و کرامت انسانی دست نخواهیم یافت .
عملکرد بیش از ۴ دهه ی حاکمیت دین سالاران وبازوهای اجرائیِ عمدتاً تبلیغاتی‌- نظامی – مافیائی آنها سبب دامن زدن به تبعیض های‌آپارتائیدگونه ای بوده که جامعه را به اکثریت “غیرخودی” واقلیتی‌”خودی” تبدیل کرده است، لذا جامعه را از مسیر آنچه می تواند به تشکل های سیاسی ، فرهنگی ، صنفی و اجتماعی مستقل وخودگردان سوق دهد به شدت محروم کرده است .
در جامعه ی مطلوبی که آب ِ پاکی بر ازصدرتاذیل مناسبات حاضر می‌ریزد نمایندگانی‌ که از دل جمع  برمی‌آیند ، با درس آموزی از تجارب جامعه ای متکی بر معیارهای تبعیض آمیز ، تنها به اعتبار جمع دارای این سمت هستند ، ودیگر‌ ازهیچ امتیاز خاصی برخوردار نیستند و وجودشان بر مبنای تعهدات پرمسوولیتی است که جمع ِ ناظر به مقصود برعهده شان گذاشته‌اند .
طبعاً هرچه روندکار ، گذران زندگی و فعالیت های اجتماعی روزانه در جامعه برمدار کارگروهی بچرخد ، روند شکل گیری‌ “خردجمعی ” و آثار برآمده از آن فراهم تر خواهد بود .
نفی رابطه “پیشوا -‌ پیرو ” و جای گزین کردن آن با مناسبات جدید ، یعنی خرق عادات دیرینه چندهزارساله، خودنیاز به تلاش ذهنی ، عینی و مادیِ‌ فردی‌ و جمعیِ قابل توجهی دارد که ساده بدست نمی‌آید .
خوش بختانه درچند سال اخیر به ویژه با شکل گیری اعتراضات صنفی- دمکراتیک درجامعه ، جوانه های شکوهمند این “خردجمعی” به وضوح قابل مشاهده هستند و خیزش های مکرراجتماعی نه تنها به رشد و شکوفائی‌آنان مجال بیشتری داده‌اند بلکه وجود ارزشمند آنان بر تداوم و غنای خیزش ها هم تأثیر بسیاربسزائی گذاشته است .

مسعود خوشابی    ۱۴۰۱/۱۱/۲۱

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)