مسعود خوشابى:
مصاحبه (۱)
سلام و ارادت ، لطفاً خودتان را معرفی کنید .
– سلام ، من … هستم . مدیر ادارهیبرق شهرستان …هستم با بیش از ۲۰ سال سابقهیکار،۱۷ سال پیش
ازدواج کردم ، همسرم خانه دار است، یک دختر ۱۵ ساله و یک پسر ۱۰ سال داریم .
درمحل کارتان با مردم درتماس هستید ؟
– بله … (لبخندمیزند)، بله… ، از صبح تاشب .
لطفاً بیشتر توضیح دهید .
– درواقع هم باابوابجمعی اداره ، که از مهندس ها هستند گرفته تا تکنسین ها و کارگرها که خود مدارج و تجارب گوناگونی دارند تا پرسنل خدماتی ،کارمندها بارتبههای مختلف ؛ وهمچنین با طیف وسیع مراجعه کنندگان که اصرار دارند با من طرف بشن ونه کارمندها.
به لحاظ کمی درروز با چند نفر روبرو هستید .
– تقریباً هرروز با۴۰-۵۰ نفر از پرسنل اداره و قریب ۳۰-۴۰ نفر ،ارباب رجوع .
خدا قوّت ! این ظرفیت بالا را ازکجا بدست آورده اید ؟
– (میخندد) من اهل همین شهرستان هستم ، غیراز دوران دانشجوئیام بقیهی عمرم را در همین جا بسر بردهام ، حتی دوران خدمت ام . من اهل توجیه کردن نیستم ، واقعیات را تا آنجا که میدانم بیانمیکنم .تا حالا سابقه نداشته کسی ازمن شکایتی داشته باشد .
مدیر و بیان واقعیت ها ؟
-(میخندد) ، من از حیطهیتخصصیکارم ، میلیمتری پافراترنمیگذارم . مشکلات داخلی را با توجه به آئین نامه های وزارتخانه و مشکلات با ارباب رجوع را با بیان مشکلات فنی بالاسری توضیح میدهم .شده بعد از توضیحات به مفاد آئین نامه ها ودر مورد مراجعه کنندگان به اول تا آخر بالاسری ها بد وبیراه بگویند ، ولی به من هیچ اسائهی ادبی نمیکنند .
کاردشواری است ! ( به چین وچروک های صورتش و موهای پرپشت اش که مملو ازتارهای سفید است ، نگاه می کنم )، پس می توان مشکلات را دودسته کرد ، داخلیوخارجی . هم مشکلات سازمانی دارید و هم مشکلات با مراجعه کنندگان .
– بله ، ولی این هردودسته ازهم جدا نیستند ودائم ازهم تأثیر میپذیرند .
و این دودسته سوای مشکلات عامی است که همهی ما درایران با آن طرف هستیم.
– بله ! قطعاً !
…ممکنه بیشتر توضیح دهید ؟
– وقتی از خانه پابیرون میگذاریاحساس تنگی نفس میکنی، چشم هات شروع میکنند به سوختن، … یک مرغ یکی دو کیلوئی را ۲۰۰ هزار تومان میخری، باهر رفتن به خریدی نصف گوشت های تن ات آب میشه، بابت تعویض کابینت های آشپزخانه باید ۳٠۰ میلیون تومان بپردازی ، ۴ ماه از سال تحصیلی گذشته تقریباً بیش ازیکماه بچه هات به مدرسه نرفته اند ، آموزش درفضای مجازی ، شوخیتلخی بیشتر نیست ، باوجود نظارت روزانه من وهمسرم، شاهد اُفت تحصیلی بچه های مان هستیم که طی همین ۳-۴ سال اخیر چه قدر پس رفته اند …و مهم تر ازهمه یاینها یقین داریکه زندگی اکثریت مردم به مراتب سخت تر اززندگی خودتان است ،… و بعد از خوابیدن بچه ها ، با همسرت که این روزها تبدیل شده به همرزمت به درددل میپردازی، وهردوسعی میکنید برای هم بالی برای پرواز باشید ونه باری برای سکون بیشتر ،… به عمق ماجرا بیشتر پی می بریم !
مشکلات داخلی اداره چه هستند ؟
– سوای مشکلات بیشماری که همه گریبانگیر آنها هستیم و قطعاً بر راندمان کارها اثر می گذارند، میزان افزایش حقوق سالیانه هیچ همآهنگی با میزان افزایش تورم ندارد ، و همه مان روزبه روز فقیرتر می شویم واز عواقب آن رنجورتر سوای این که حق شیفت و اضافه کاری هایمان را هم به میزان چشمگیری کاهش دادهاند. مثلاً اگر من بابت این دو مورد برشمرده قبلاً ماهیانه ۱۰ میلیون تومان دریافت میکردم امروزِ روز ۳ میلیون تومان دریافت میکنم ، و ازاین حرف ها که همه میدانند ، تبعیض ها هم متأسفانه بیداد میکنند . مثلاً اگرشما ۶ ماهسابقه خدمت درجبهه داشته باشید فرزندانتان – هرتعداد – حتی باسابقه ی اندک می توانند رسمی بشوند واز مزایاییک کارمند رسمیبرخوردار شوند ، حال آنکه کارمندهائی باسابقه ۱۵-۲۰ سالهایداریم که همچنان پیمانی هستند .برای فرزندان شهداء و ایثارگران هم مزایائی ویژه ایقائل هستند که تعادل را درمحیط کار به هم میزند ودائم ایجاد تنش میکند .
این تبعیض ها، تنشهای همیشگی در محیط کار ایجاد می کند و به نوعی محیط کار را به خودی و غیرخودی تبدیل می کند ، که کار مدیریت را سخت میکند .
با مراجعه کنندگان تان چه مشکلاتی دارید ؟
– اصل داستان این است که به علت کمبود سوخت اکثر نیروگاه های ما با حداکثر راندمان نمی توانند کار کنند ، همین امر باعث شده برخی از کارخانه ها تعطیل شوند . مراکز دولتی هم هزینه ی برق شان را نمی پردازند با این دلیل نداریمکه بپردازیم .مردم هم روزانه می آیند و می گویند برق ما را قطع نکنید و به ما فرصتی بدهید .
قبلاً اگر دستگاهی براثرنوسانات برق می سوخت ،پس از تأیید کارشناس ما ، ۸۰% هزینه ی دستگاه را بیمه میپرداخت ، از آنجا که نوسانات برق زیادشد، بیمه زیربارقراردادجدید نرفت ، توقع مردم سرجای خودش هست ، … به ما گفته اند به مردم بگوئید مدارک دستگاه های معیوب شان را داشته باشند تا وقتی قرارداد جدید منعقدشد ،پرداخت ها صورت بگیرد .
مردم باورمی کنند ؟
– نمی دانم . من در برخورد با مردم سعی نمی کنم از واژه های حساسیتزا مثل : تحریم ، یارانه ، مصوبات مجلس و دولت ، بالائی ها ، مشکلات اقتصادی و به خصوص عبارت ” این دیگه مشکل شماست !” وغیره استفاده نکنم .
یک سوال خصوصی ، شما در اعتراضات و تظاهرات شرکت میکنید ؟
– نه . جوان ها شرکت می کنند .
اوضاع از زمانیکه قطعنامه ۵۹۸ مورد قبول واقع شد ، به مراتب وخیم تراست. همه در اداره این را میدانیم. برای خودمان این گونه حل اش کرده ایم که برق یعنی روشنائی ، بی برقی یعنی تاریکی…شوخی بردار نیست !
مسعود خوشابی ۱۴۰۱/١١/۶
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.