مقدمه‌ای بر فرومایگی ملی
چنگیز عباسی

کسانی که در جنبش براندازی اخیر، قیام ۴۰۱ جوانان ایران و بخصوص زنان و دختران ایرانی برعلیه دیکتاتوری مذهبی حاکم، به هیچ نحوی شرکت نکردند و یا حداقل با آن دسته از هموطنان خود که در خیابانها به جنگ بر علیه دیکتاتوری به پا خاسته بودند به نحوی از انحا همراهی ننمودند، خواهی نخواهی و در آخرین تحلیل عملا در خدمت رژیم حاکم عمل کردند. این گروه از هموطنان ما همان اکثریتی هستند که از همان روز اول رژیم نکبت با به اصطلاح حمایت از حقوق سیاسی و اجتماعی آنان و مردم نامیدنشان نیروهای میدانی انقلاب ۴۰۱ را به خاک و خون کشید و هزاران تن را به گروگان گرفت و کاری با آنان کرد که مافیای مواد مخدر در کشورهایی مثل مکزیک با معترضان به حاکمیت خود میکند. این گروه از هموطنان ما همان کسانی هستند که از طریق هموطنان مبارزشان به هر زبان ممکن برای پیوستن به جنبش دعوت شدند اما آگاهانه و با وجود اینکه می‌دانستند عدم حمایت عملی آنان از جنبش به فاجعه انسانی در کشورمان بدل خواهد شد، از پیوستن بدان خودداری ورزیدند و عملا شراکت در مجرمیت نظام نکبت برعلیه هموطنانشان را آگاهانه به جان خریدند و سکوت اختیار کردند. این رویداد یک فاجعه ملی و یک رویداد شگفت‌انگیز از سوی مردمی است که از همه حقوق انسانی خود محرومند و این سوال را برمی‌انگیزد که آیا اینک وقت آن نرسیده است که آگاهان سیاسی به تحلیل منطقی علت آن و آسیب‌شناسی این واقعه شگفت‌انگیز بپردازند و به نقد خطاهایی اقدام کنند که این واقعه شگفت‌انگیز را بدان صورت فاجعه‌بار رقم زد؟ این نوشته تلاشی است برای فتح باب در همین زمینه و طبعا همکاری دیگر صاحبان فکر و قلم سیاسی و اجتماعی را برای گشایش بیشتر می‌طلبد
چنگیز عباسی
ch.abbasi@gmail.com

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)