حرکات اعتراضی زاهدان که راسک هم تاحدودی به آن پیوسته است با شجاعت قهرمانه ای ادامه یافته است.  از نظر کلی می توان گفت حرکات اعتراضی زاهدان همچنان به سنیان بلوچ محدود است ولی با همدردی ساکنان غیر بلوچ و غیر سنی شهر همراه است و نیرو های امنیتی و بعضی از دسته های افراطی نتوانسته اند بین شیعه-سنی و یا بلوچ و غیر بلوچ شکاف ایجاد کنند.  

در مورد  اعتراضات ۲۷ ژانویه هم نکات قابل توجهی قابل طرح است.  

همانطور که تاکنون هم دیده ایم موضع گیری های مولوی عمدتا برای رژیم آزار دهنده بوده است و از این جهت نیروهای رژیم مسجد مکی را که مولوی امامت آن را بعهده دارد  به مسجد ضرار تشبیه کرده و مولوی را با همان تهمت های دروغین و تکراری  نفوذی اسراییل و قدرت های غربی و عربستان می خوانند.  در  گفته های ۲۷ ژانویه مولوی عبدالحمید نکات جدیدی  وجود داشت هر چند در مواردی از انسجام برخوردار نبود. مولوی  خواست های این  اعتراضات را  همان خواست  انقلاب ۵۷  دانست هرچند روشن نکرد که از چه جهتی و در کدام موارد؟ اگر نقش خمینی و جهات دینی  انقلاب ۵۷ مطرح شود طبعا انقلاب زنانه کنونی نه در آن جهت بلکه در جهتی مخالف در حرکت بوده است. اگر انقلاب ۵۷ از جهاتی ـبدنبال کنترل آزادی  زنان بود این انقلاب بدنبال آزادی و برابری گسترده زنان است.  اگر نیروی عمده در انقلاب ۵۷ بنبال یک اسلام سیاسی بود، این انقلاب بدنبال سکولاریسم و جدایی دین از دولت است. البته اگر اشاره به مسئله اقتصادی باشد اکثریت عظیم مردم در همه انقلابات بدنبال این هستند که شرایط اقتصادی انها   بهبود پیدا کند. 

مولوی این بار علاوه بر  امور داخلی مثلا سیاست سرکوب ها و اعدام ها بلکه در مورد  سیاست خارجی و روابط بین الملل هم بعنوان نماینده ملت صحبت می کرد .

دررامور داخلی او نفی اعدام را مطرح کرد ولی همانجا به تایید حکم قصاص پرداخت.  نفی حکم اعدام از زاویه حقوق بشری موردی نیست بلکه همگانی است و همه موارد را شامل می شود. قصاص هم یکی از بدترین نوع  اعدام هاست که بر اصل انتقام  و  عبور از قوانین همگانی و حقوق عام شهروندی و بازمانده از سنت های قدیم قبیله ای  و مذهبی است. در امور داخلی مولوی تقریبا با روشنی بیشتر به فشار اقتصادی بر مردم طبقات پایین اشاره کرد . این چیزی است که او قبلا با بی توجهی از آن رد میـشد و عمدتا دغدغه اش   نیازهای استخدامی اقشار متوسط دانشگاهی و یا ساختن مسجد سنی در تهران  بود. او بطور مشخص  هنوز به مسائل  حاشیه نشینان و دیگر مردم زحمتکش و  منجمله سوختبران که در سیستان و بلوچستان با شدت جریان دارند بطور روشنی سخن نگفته است. 

در سیاست خارجی  و روابط بین الملل مولوی بطور نسبتا روشنی از طرف ملت ایران خواهان مذاکره و حل مسئله هسته ای شده است. او پا فراتر گذاشته است و خواهان  صلح بین فلسطین و اسرائیل با قبول  یک دولت مستقل فلسطینی، پایان دادن به جنگ در یمن و نیز جنگ روسیه  و اوکراین وتوقف  احکام بیرویه اعدام در عربستان و نیز نیاز به برسمیت شناسی طالبان با این استدلال که هم آموزش و هم حقوق بشر با ایجاد رابطه دیپلماتیک در افغانستان امکان  بهبود پیدا میـکند، شده است.  البته مولوی هنوز با صراحت از جنایات طالبان بر علیه زنان و سرکوب آزادی ها  سخنی نگفته است. سوال این است که  توجه مولوی از جانب ملت ایران  به روابط بین الملل به چه معنی است؟ آیا بمعنی جلب حمایت قدرت های بزرگ غرب است؟ و یا یک چالش بر علیه رضا پهلوی است که می خواهد از خارج بعنوان وکیل مردم ایران وارد میدان شود و یا هر دو؟ با توجه به سخنان جسته گریخته ای که او قبلا در مورد مقبولیت جمهوری کرده است، بنظر می رسد او سلطنت و وکالت  رضا پهلوی را نفی می کند.  

اما نکته بسیار قابل تعمق در سخنان روز جمعه مولوی  این بود که او تظاهرات جمعه را محدود به اعتراض بر علیه  “توهین به قران” می دید  و نه اعتراض بر علیه رژیم اما در تظاهرات هیچ شعاری در رابطه با توهین به قرآن نبود بلکه شعار ها اساسا ساختار شکنانه و بر علیه رژیم و دیستگاه سرکوب بود. آیا این بمعنی نوعی ناهماهنگی و یا حتی شکاف بین مولوی و معترضان است؟ و یا بنحوی یک تمایل مولوی برای سازش با رژیم؟ و در هر حالتی  عواقب چه می توانند  باشند؟ 

لازم است توجه شود که اکنون چند هفته است در حرکات اعتراضی خبری از حضور زنان در تظاهرات نیست. هرچند در گزارشات بود که یکی از زنان فعال مسجد دستگیر و مورد بازجوئی قرار گرفته بود و گفته شده است که مولوی از ابتدا هم با ورود زنان به صحنه تظاهرات رضایت نداشته است.  

در تظاهرات جمعه علیرغم هوای سرد و برفی و محدود شدن نماز به مسجد مکی و نیز فضای بشدت امنیتی شهر زاهدان و دستگیریـهای زیاد،   مانند گذشته جمعیت وسیعی حرکت اعتراضی را  با دادن شعارهای رادیکال ساختار شکنانه ادامه دادند. شعار های مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر خامنه ای، مرگ بر سپاهی و لعنت بر خمینی مرگ بر خامنه ای همچنان طنین انداز بود. 

یکی از شعار ها مبتکرانه هم در مورد ایجاد رابطه فقر و مشکل معیشت با حاکمیت بود و یا رابطه بین اقتصاد و سیاست.  این شعار ممکن است درصورت ادامه اعتراضات بیشتر گسترش پیدا کند. 

بر روی یک بنر هم  نوشته جالب و درشتی در مورد نفی وکالت  بود. این نوشته بروشنی بر علیه وکالت جوئی رضا پهلوی و تکیه او به جایگاه موروثی و کهنه سلطنت داشت. و  در مقابل آن مشروعیت را از منبع مدرن و یا همان عقلانی و قانونی جستجو می کرد. همین شعا در هفته گذشته هم بصورت ” نه شاه باشه نه رهبر، آزادی و برابری” . همانطوریـکه اشاره شد این شعار ها بر خلاف این وصیت مولوی بود که تظاهرت به اعتراضی بر علیه توهین به قرآن محدود بماند.  و البته مولوی نسبت به شعارهای ساختار شکنانه  هم راضی نبوده و  شعار های حاوی  ” مرگ بر.. ” را فحش به حساب آورد ه و آنها  را اسلامی نمی داند ولی  در مواردی هم گفته است که او خشم مردم را درک می کند. 

اما رژیم در این استان چه اهدافی را دنبال می کند؟  هدف های  اساسی پایان دادن به تظاهرات  و واداشتن مولوی عبدالحمید به خود داری از انتقاد به رژیم و نیروهای امنیتی است.  همه ترفند های دستگاه سرکوب در این مورد  تاکنون به شسکست رسیده است. فشار و تهدید مستقیم نه موجب توقف حرکات و نه عقب نشینی مولوی شده است. مولوی هم حتی با وجود تردید هایش  به این نتیجه رسیده است که عقب نشینی می تواند بمعنای پایان کار باشد و موقعیت او را هم بشدت بخظر بیندازد. 

حالا با آمدن پاسدار کرمی  یکی از جلادان جمعه خونین بعنوان استاندار احتمالا دستگاه سرکوب که گفته میـشد از درون دچار دو دستگی یبن سپاه و نیروهای انتظامی ـشده بود (وزارت کشور و سپاه)  تا حدودی ترمیم پیدا کند.  و با این حساب که یک افت نسبی در جنبش سراسری دیده می شود، نیروهای رژیم  دست به فشار چند جانبه و گاز انبری روی آورده اند.  کرمی هم که  چیزی جز قلدری و سرکوب در جنته اش نیست با کیسه پول و تهدید و سلاح  وارد عمل شده است.  بنظر می رسد که او با اختیارات زیاد و شاید از جانب شخص رهبر،   در این جهت حرکت می کند: 

حضور گسرتده نیروهای امنیتی و پست های بازرسی در سطح شهر 

دستگیریـهای فله ای  

دادن حکم اعدام به بعضی از معترضان  

اعدام گسترده زندانیانی که به جرایم متفاوتی در حبس بوده اند 

فشار بر خانواده های زندانیان در ضمن دادن  قول و قرارهائی مشروط برای آزادی بستگان اشان

تشویق و سازماندهی و ترمیم روابط تضعیف شده با سر طایفه ها بنحوی که بعنوان نیروی نجات بخش و خیرخواه زندانیان و خانواده ها دیده شوند

تشویق و سازماندهی و ترمیم روابطـ با بعضی از مولویـهای وابسته   در زاهدان، سراوان و چابهار، بنحوی که  بعنوان نیروی نجات بخش زندانیان و خیرخواه خانواده های زندانیان دیده شوند 

تشویق و سازماندهی و ترمیم روابطـ با عده ای از تحصیلکرگان دانشگاهی  و دادن وعده پست و مقام بالا به آنها خارج از کانالهای تحت کنترل و نفوذ مولوی  تا بعنوان نیروی تغییر و تحول  در بلوچستان به چشم بخورند.  

همه این کانالها بمثابه نیروی فشار به کار می روند  تا  هم در جهت تضعیف حرکات اعتراضی عمل  کنند و هم اینکه مولوی را تحت فشار بگذارند که وارد مذاکره مستقیم با کرمی بشود چیزی که مولوی تاکنون به آن تن نداده و احتمال آن کم است که او کرمی را مستقیما برسمیت بشناسد  مگر آنکه مذاکره در سطح تهران و با مقامات بالای رژیم انجام گیرد. ولی احتمالا کانالهای مذاکره در سطوح پایین تر بین سرطایفه  ها و دانشگاهیان و بعضی مولوی ها با کرمی اکنون وجود دارد ولی هنوز آنها ، حد اقل در ظاهر خود را به مولوی وفادار می دانند.  

اگر حرکات اعتراضی و انقلابی ایران  وقفه طولانی داشته باشد  امکان فرسایش حرکات زاهدان و موفقیت فشار ها  وجود دارد. در آنصورت امکان این می رود که با دستگیر کردن نیروهای کلیدی وفادار به مولوی و دادن موقعیت به نیرو های فشار که در بالا ذکر آن رفت ، امکان حذف کردن مولوی را فراهم کنند. نیروهای رژیم اولا شورای هماهنگی مدارس اهل سنت را ملغای و به مدیریت برنامه ریزی واگزار کنند و غیر قابل تصور هم نیست که بخواهند مولوی را هم از امامت نماز جمعه حذف  و یا حتی او را دستگیر و احیانا به تبعید بفرستند و حتی با توطئه هایی او را ترور کنند و آنرا بگردن نیروهای خارجی و مخالف و بگفته خود معاند بیندازند و مثل همیشه نمایش ها ـتلویزیونی و اعدام راه بیندازند. 

البته مولوی توانسته است خود را بسطح یک  چهره ملی و حتی تا حدودی جهانی ارتقا بدهد و این کار حذف او را دشوارتر کرده است ولی کاملا از میان بر نداشته است. 

با آنکه مولوی تا حدود زیادی  با استقامت خود به چنین جایگاهی دست یافته است ولی رگه های سنتی بعنوان یک مولوی و نگاه تبعیض آمیز به زنان و هنرمندان و نیز عدم تمایل او به طرح جدی مسائل اقتصادی اکثریت مردم زحمتکش و نیز ناروشنی موضع او در مورد یک حکومت سکولار در آینده موقعیت او را ممکن است متزلزل کند. و نکته دیگر اینکه بمثابه یک شیخ الاسلام و یک شیخ الحدیث  و یا بالاترین مقام دینی دربلوچستان  و یا درمیان سنیان دئوبندی او نتوانسته است دارای تعبیر محکم فقهی برای مواضع سیاسی کنونی خود داشته باشد و در شرایط بحرانی این وضعیت به مولوی های محافظه کار و جاه طلب مخالف او امکان می دهد که ںگاه او را با توسل به  تعبیرات سنتی فقهی بـزیر سؤال ببرند و به او ضربه بزنند.

نکته پایانی این است که حرکات زاهدان علیرغم تمام فشارها و توطئه های رژیم ادامه یافته است ولی  در صورت وقفه  در جنبش انقلابی سراسری  و نبود حمایت همه جانبه مردم چه در ایران و چه درخارج ممکن است  چشم انداز بسیار غم انگیزی داشته باشد.  

هوشنگ نورائی (ایوب حسین بر)- لندن-  ۳۰ ژانویه ۲۰۲۳

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)