به تازگی اثری با عنوان «‌پژوهش تئوری بوسیدن*» منتشر شده است. نویسنده کتاب، آلکساندر لاکوروا، فلسفه، اقتصاد و علوم سیاسی تحصیل کرده است. سپس به نوشتن رمان و انتشار مقالات علمی و اجتماعی در مطبوعات روی آورد و در سال ۲۰۰۶ مجله Philosophie Magazine را تأسیس کرد که حاوی مقالات علمی در زمینه فلسفه و مسایل اجتماعی و فمینیسم است. لاکوروا مدتی است در آموزشگاه Science Po پاریس، دوره های نوشتن ابتکاری (خلاق) تدریس می کند. این گفتگو، درباره ی موضوع پژوهش اوست.

ـ آقای لاکوروا ، شما بوسیدن را به طور مبسوط بررسی کرده اید. با این حال همسرتان از شما گله کرده بود که به ندرت او را می بوسید. چرا در زندگی زناشویی شما چنین امری پیش آمد؟

من برای بوسیدن ارزش زیادی قایل نبودم اما برای همسرم چنین نبود. او به من ایراد گرفت که فاقد احساس هستم در حالی که چنین نبود. به نظر همسرم، بوسیدن نوعی عشق سنج است. آنگاه، از خودم پرسیدم چرا من برای بوسیدن ارزش زیادی قایل نیستم. سرانجام پی بردم هرگاه بوسیدن ترک شود زندگی زناشویی سیر قهقرایی طی می کند.

ـ این امر برای شما شگفتی آور بود؟

آره اندکی. بیش از همه، چیز دیگری برایم شگفتی آور بود: من تصور می کردم بوسیدن، همواره در سراسر دنیا رواج داشته. تصور می کردم آدم هایی که عاشق یگدیگرند در گذشته نیز مانند عصر کنونی همواره یگدیگر را می بوسیده اند. اما بوسیدن به نشانه ی اظهار عشق، با تماشای فیلم های مشهوری مانند فیلم «برباد رفته» مرسوم شد و در سرتاسر جهان به سرعت رواج یافت، مانند پیتزا که اینک در سراسر دنیا مصرف می شود.

ـ در گذشته بوسیدن چگونه بود؟

در گذشته بسته به جوامع و مناطق مختلف این مسئله فرق می کرد و بسیار متفاوت بود. مثلا در اکثر کشورهای آفریقا، اهالی بومی موقعی که می دیدند سفیدپوستان یگدیگر را می بوسند، شوکه می شدند و حال شان به هم می خورد. اکنون در شهرهای بزرگ این قاره می شود یکدیگر را بوسید اما در مناطق روستایی چنین نیست. در آسیا، وضع متفاوت بوده. در تاریخ آسیا، بوسیدن از گذشته های بسیار دور رواج داشته: روبوسی و دست بوسی … اما بوسیدن آنها نشانه ی اظهار عشق نبود. موقع ازدواج، زن و مرد یکدیگر را نمی بوسیدند‌ بلکه در رختخواب می بوسیدند. این جور بوسیدن را که پراتیک سکس بود برخی انجام می دادند و برخی نه.

ـ آیا در این مناطق وضعیت امروز با گذشته تفاوت کرده ؟

اصولا تفاوتی نکرده. در آسیا در بین خانواده نیز مرسوم نیست. در کشورهای شمال آسیا مانند سیبری و لاپلاند با بوییدن چهره ی یکدیگر خوش آمد گفته می شود: بینی را روی چهره یکدیگر می گذارند و نفس عمیقی می کشند.

ـ به منظور این که آیا طرف بوی خوش و مطبوعی می دهد؟

خب این تحلیل شماست ولی من آدم محتاطی هستم. ما اغلب تمایل داریم که آداب و رسوم سنتی دیگران را بر مبنای فهم و شعور خودمان تعبیر و تفسیر کنیم .

ـ بازگردیم به فاکت ها و داده های آماری، گفته می شود که فرانسوی ها در بوسیدن رکورد جهانی را به دست آورده اند. چنین نیست ؟

اگر آمار پژوهش ها را باور کنیم، مرد و زن در فرانسه و در ایتالیا روزانه هفت بار یکدیگر را می بوسند. در چین و ژاپن یک بار در هر دو روز. البته در این آمار، در فرانسه بوسیدن صبحگاهی و شامگاهی نیز به حساب آمده که این بوسه ها به معنای اظهار علاقمندی و دلبستگی است.

ـ منشاء دو خصوصیت بوسیدن چیست؟

بوسیدن در جوامعی که به وحدانیت خدا اعتقاد داشتند نشانه ی شدیدترین ابراز احساسات بود. رومی ها سه واژه برای بوسیدن داشتند. Basium واژه ی بوس یا بوسیدن بین اعضای خانواده بود که به نشانه ی اظهار علاقه و دلبستگی به کار می رفت. اما واژه Osculum ، واژه ی بوسیدن به نشانه ی احترام و قدردانی بود. و بالاخره Suavium واژه ی بوسیدن عاشقانه بود. اما در روم کهن، عمدتاَ دو نوع بوسیدنBasium و Osculum اهمیت زیادی داشتند چون بار و معنای احترام متقابل داشتند: یعنی طرف مقابل همتراز با من است، عضو یک خانواده یا عضو هم طبقه اجتماعی است. هرگز پیش نمی آمد یک شهروند رومی مثلا یک روسپی یا برده را ببوسد. به نظرم همین امر اینک در بین ما عادی شده. روسپی اجازه نمی دهد مشتری اش دهانش را ببوسد. کاتولیک ها تا قرن سیزدهم یکدیگر را می بوسیدند. مسیحی های ارتودوکس هنوز هم چنین می کنند.

ـ چرا کانولیک ها از بوسیدن صرف نظر کردند ؟

گویا اوضاع آشفته و دگرگون شده بود و پاپ اعظم، بوسیدن را ممنوع کرد. اگر چه مسیحی ها مجاز نبودند یکدیگر را ببوسند اما به مرور زمان به بوسیدن بُعد دیگری نیز دادند: نه تنها همتراز بودن دو شخص آنها را به هم می پیوندد بلکه اعتقاد آنها ـ که مقام و منزلت والاتری دارد ـ آنها را به هم می پیوندد . بین زن و مرد نیز چنین است: عشق و رابطه ی عاشقانه بین دو نفر مقام و منزلت والاتری از رابطه ی دوستی دارد.

ـ شاید از اینرو، بوسیدن کسی که دوست نداریم، دشوار تر از بوسیدن کسی است که با او رابطه ی سکسی داریم؟

البته که چنین است. ما می گوییم بوسیدن خصوصی تر یا خودمانی تر از سکس است. اما چنین نیست. سکس ، به مراتب خصوصی تر و خودمانی تر از بوسیدن است. در همخوابگی، سخن بر سر هم فکری و همتراز بودن نیست. سخن بر سر این نیست که دو نفر لزوماَ عاشق یکدیگرند.

ـ اگر عشق فروکش کند، بوسیدن دشوار می شود؟

شاید علت اش این است که آدم خودش را خائن احساس می کند. در مورد بوسیدن: اینک تفریباَ مدون شده که بین زن و مرد هیچ یک احساس برتری بر دیگری ندارد.

ـ تأثیر صحنه های بوسیدن در فیلم ها چگونه است ؟

صحنه های بوسیدن در فیلم های هالیودی دهه های چهل و پنجاه مترادف بود با صحنه های عاشقانه در تمام ابعادش. چون کارگردان های فیلم در آمریکا مجاز نبودند بیشتر از بوسیدن را نمایش دهند. مقرارت Hays Code نوعی خودسانسوری بود. طبق این مقررات، نشان دادن صحنه های زنا، رقص های آن چنانی، عریان شدن هنرپیشه ها، و صحنه های همخوابگی ممنوع بود. فقط بوسیدن نشان داده می شد که آن هم واقعی نبود. با این وجود بسیار جالب بودند، به مراتب جالب تر از صحنه های بوسیدن در فیلم های بعدی که هنرپیشه ها با لب و لوچه یکدیگر را می بوسند. البته صحنه های در خواست بوسیدن اینگرید برگمن از همفری بوگارت در فیلم «کازابلانکا» فراموش نشدنی است.

ـ اینک بوسیدن در فیلم ها چه اهمیتی دارند؟

روند چگونگی اهمیت آن را می شود به خوبی در فیلم های «جیمز باند» دید و دریافت. در فیلم Dr.No به سال۱۹۶۲، چشم و ابروی زن موقع بوسیدن لرزان می شود و صحنه پردازی و موزیک بسیار قوی، بیننده را تحت تأثیر فرار می دهد. در فیلم «روز دیگری بمیر» به سال ۲۰۰۲ صحنه ی بوسیدن های پی در پی دو هنرپیشه در جریان همخوابگی توجه را جلب نمی کند و فرصتی است که آدم روانه ی توالت شود تا فرصت یابد صحنه ی اروتیک مشاهده کند. این امر نشان می دهد که دیدن صحنه های اروتیک جالب تر از صحنه های این جور بوسیدن هاست.

ـ آیا بوسیدن مبتذل شده ؟

امیدوارم چنین نباشد. اما هر کس می تواند صحنه های پورنوگرافی را روی تلفن همراهش ببیند. در پورنوگرافی صحنه ها شتابان، خشن، وحشی و پرخاشگرند، اما صحنه ی اروتیک آهسته و لذت بخش است که شاید بیینده وقت و فرصت کافی دیدن آن را ندارد. در آخرین فیلم جیمز باند Skyfall نیز صحنه ی رمانتیک دیده نمی شود و من شگفت زده شدم.

ـ اما در عشق و عاشقی نوجوانان، مانند گذشته بوسیدن رواج دارد.

دستکم از طریق اینترنت تکنیک های بوسیدن را با هم مبادله می کنند. در ویدئوی How to kiss تکنیک های بوسیدن را که در بین نوجوانان شایع است مشاهده کردم .

ـ آیا پی برده اید چرا بوسیدن برای مردها کم اهمیت تر از زن هاست؟

من این تفاوت گذاری بین زن و مرد را نمی پسندم. فکر می کنم موقعی بوسیدن اهمیت می یابد که خودداری از آن، دیگری را آزرده خاطر کند، و شاید این موضوع درست باشد که برای مردان بوسیدن بیش از زنان شرم آور و دشوارتر است، چون مردها بوسیدن را گرایشی زنانه تلقی می کنند. در هر حال نظر فروید که چنین است.

ـ اما شما مشکوک هستید؟

به نظرم طیف وسیعی انگیزه از آنچه فروید گفته در چگونگی رفتار مردان و زنان وجود دارد. به نظر فروید، هر نیاز دهان به تجربه ی نوزاد بر می گردد که ابتدا از پستان مادر تغذیه می کند؛ سپس انگشت شصت خودش را می مکد و سرانجام دهان دیگری را. زن مشکلی ندارد که بوسیدن را جایگزین پستان مادر کند اما برای مرد بسیار دشوار است چون تماس با تن مادر ممنوع است. از اینرو اشتیاق مرد سرخورده می شود و در نهایت مردانگی اش بروز می کند.

ـ هلنه فیشر، زیست شناس تکامل انسان می گوید، مردها می خواهند با بوسیدن، اشتیاق زن را برانگیزند، زن ها می خواهند با بوسیدن قابلیت مردها را بسنجند.

من فکر نمی کنم بتوان بوسیدن را از طریق زیست شناسی توضیح داد. در این صورت باید همه ی انسان ها در همه جا یکدیکر را ببوسند. اما چنین نیست. تا سال ۱۹۵۰ فقط در خاور زمین مردم یکدیگر می بوسیدند. توضیحاتی که من در این کتاب در باره ی بوسیدن و چگونگی آن بر مبنای تاریخ فرهنگی جوامع گوناگون داده ام گویاتر است.

ـ موقع بوسیدن سخن گفتن غیر ممکن است. آیا علت آن این نیست که مردان شرمنده اند ؟

باز هم یک کلیشه. در عین حال جنبه دیگری به نظرم جالب است. بر خلاف همخوابگی که با سخن گفتن و آه و ناله هم عنان است، در لحظه ی بوسیدن سکوت حکمفرماست و بسیاری چشم ها را می بندند و حواس شان را جمع و متمرکز می کنند. درباره ی بوسیدن سخن چندانی گفته نشده. انبوهی کتاب در باره سکس و پراتیک سکس و پورنوگرافی و… منتشر شده اما درباره بوسیدن تقریباَ چیزی نوشته نشده. گویی آخرین راز انسان هاست.

ـ علاوه بر پاپ، کونستانس سوم، که مشهور ترین مخالف بوسیدن بود، اشخاص دیگری نیز مخالف آن بوده اند؟

آری، ولتر هم مخالف بود، او بوسیدن را ژست نمایشی، تصنعی و مزورانه آریستوکرات ها تلقی می کرد و به نظرش منفور بود. اما ولتر، فارغ از سکسوالیته بود و زندگی عاشقانه نداشت. برعکس، روسو بوسیدن را ژستی رمانتیک و اصیل تلقی می کرد و این تفاهم او بر زندگی ما فرانسوی ها تاثیر گذاشت. رمان او Julie oder die neue Heloise پرخواننده ترین رمان قرن هجدهم در سراسر اروپا شد.(1)

ـ در آلمان چگونه بود؟

رمان روسو در آلمان نیز شهرت یافت. گوته آن را خواند و از آن خود کرد. گوته، سیزده سال بعد به وضوح در رمان «رنج های ولتر جوان» از او الهام گرفته .

ـ در این کتاب شما بیشتر به ادبیات فرانسه متمرکز شده اید. چون شما فرانسوی هستید؟

نه، چون بوسیدن نخستین بار در ادبیات فرانسه نقش مهمی ایفا کرده. ابتدا در رمان استاندال، بوسیدن توصیف شده و سپس در رمان های روسو و فلوبر و… صحنه ی بوسیدن در این رمان ها شاید پیش پا افتاده و مبتذل به نظر آید، اما توصیف آن صحنه های رمانتیک در گذشته، تجلی احساسات راستین کنونی است. در فرانسه، بوسیدن الهام بخش سایر هنرمندان شد. از Rodin، تا مشهورترین تصویر بوسیدن در آثار Robert Doisneau .

ـ و امروز چگونه است؟

اینک چنین نیست. فرم های هنری و ادبی در مراحل مختلف به بوسیدن پرداخته اند. برای نمونه، بوسیدن در اشعار عصر رنسانس در ایتالیا. سپس در رمان های قرن هجدهم در فرانسه و از سال ۱۹۰۰ در نقاشی های Gustav Klimt. و درست در همان موقع در اثر Edvard Munch. اما از دهه ی سی، بوسیدن در فیلم و سینما رواج گرفت. بوسیدن، در هر اثر هنری، زیبابی و استتیک خاص خودش را دارد.

ـ پس از این پژوهش بود که شما هوادار پر و پا قرص بوسیدن شدید؟

من واقعاَ طرز دیگری به بوسیدن می نگرم و به درک بُعد دیگر بوسیدن نایل شده ام. چون بوسیدن، عمیقاَ داوطلبانه و نشان عشق و عاشقی است. بوسیدن، به هیچ وجه ضرورت بیولوژیک انسان نیست. اگر مرد و زن در طول زندگی زناشویی یکدیگر را نبوسند ظاهراَ در زندگی زناشویی آنها تغییری رخ نمی دهد اما ترک بوسیدن، نخستین نشانه ی سرد شدن رابطه ی عاشقانه است. پس از انتشار این کتاب، من در کنگره سکسولوژی شرکت کردم. در این کنگره دریافتم موقعی که زوجی به متخصص سکس (سکسولوژ) مراجعه می کنند نخستین پرسش از آنها این است که چند بار از صمیم قلب یکدیگر را می بوسند. اگر چه آمار دقیقی در این باره وجود ندارد اما پزشکان در این نکته توافق دارند که چگونگی بوسیدن، بازتاب وضعیت رابطه ی عاشقانه است .

پانوشت ها:

این مقاله برگرفته از : SD.Magazin, Mai 2013 /

عنوان کتاب : Alexandre Lacroix , Contribution à la Théorie du baiser ,Paris, 2011

1 – این رمان با عنوان «هلوئیز چدید یا نامه های عاشقانه» به فارسی ترجمه شده – مترجم

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)