بعد از وقایع اخیر در ایران بسیاری از مردم خواهان تغییر هستند ؛ اما آیا واقعا خواهان تغییر هستند ؟
تغییر از زمانی شروع می شود که از درون ما اراده و طلب حقیقی وجود داشته باشد
آنرا بشناسیم و بدانیم وضعیت موجود چیست و وضعیت مطلوب کدام است و مسیر از کدام جهت است
هزینه های تغییر تا چه اندازه است و آیا در توان ما هست یا تمایل به پرداخت این هزینه داریم ؟
هزینه همیشه جنبه مادی ندارد گاهی حتی شامل کل زندگی ما می شود
می گوییم برای زنان تغییر می خواهیم و خواهان تساوی زنان با مردان هستیم ؛ اما آیا واقعا از درون به این تساوی اعتقاد داریم ؟
می گوییم برای زنان خواهان ارزش و مقام و منزلت هستیم ؛ حتی اگر خودمان یک زن یا دختر باشیم آیا این ارزش و مقام و منزلت مساوی با جامعه مردانه را باور داریم ؟ و ممکن می دانیم ؟ اگر نه چطور می خواهیم شاهد این رویکرد باشیم؟
تغییر همراه آمورش ممکن است و آموزش انفجاری و ناگهانی نیست و به تدریج با برنامه و تمرین و تکرار مستمر رخ می دهد
در ایران صدها سال است که زنان تحقیر و کوجک شمرده شده اند گاهی جدی و گاهی به طنز و بسیاری از زنان هم خودشان باور دارند که توانایی مساوات و برابری با مردان را ندارند ؛ چگونه این زنان را می توان به مقام و مزلتی رساند که خودشان باور ندارند ؟
درون زنان ما را صدها و هزاران سال با این شکل پر کرده اند که اگر می خواهید کاری انجام بدهید یک مرد باید آنرا تایید نماید
اما بتدریج در طول دهها سال اخیر شاهد روندی هستیم که درون زنان شعله تغییر روشن شده است
ولی گاهی مردان مانع این شعله می شوند و گاهی جامعه و گاهی هر دو
تغییر جامعه زنان چه بخواهیم یا نخواهیم رخ خواهد داد اما اینکه زمانش کی خواهد بود بستگی به کلیت جامعه دارد
همه از درون خودمان باید تغییر را پذیرا باشیم و لزوم این تغییر را هم درک کنیم
فرزندان زنان تحقیر و تمسخر شده نمی توانند مادران لایقی برای تربیت جامعه لایق باشند
یکی از راههای استعمار تحقیر زنان بوده چرا که زنان اولین مادران جامعه هستند و مربی که مورد توهین و تحقیر و تمسخر قرار گرفته باشد که فرندانی را تحویل جامعه می دهد ؟
دین در حقیقت مانع تربیت زنان نیست بلکه مدعیان دینداری مانع هستند با عدم درک دین و تفسیر و تحریف دین برای خودشان یک مذهب غیر حقیقی تولید می کنند و به خرد جامعه می دهند و وای بر یک جامعه که دین تحریف شده دست ساز علمای دون و حقیر را دین الهی بداند که مانع تساوی انسانها هستند
اگر واقعا خواهان تغییر در جامعه هستیم اول باید توان این را داشته باشیم که خودمان فکر کنیم نه مانند میمون مقلد کور باشیم
کسی مانع مشاوره و دریافت راهنمایی نیست اما مشاور و راهنما باید سواد و درک درست برای مشاوره و راهنمایی را داشته باشد نه مانند مجتهدین بی سواد که توان اداره خودشان را ندارند چه برسد به هدایت و تغییر جامعه
تقلید و تعصب مانع تغییر درونی و بیرونی است و تمام جنگ و نزاع و کشتار از اینجا شروع می شود که حتی مامورین بجای تفکر در دستور دریافت شده اطاعت کورکورانه می کنند

تغییر
همه جامعه تک به تک باید بپذیریم که ایران و جهان شامل تک تک ماست و اینکه تصور کنیم تغییر به ما ربطی ندارد مانند این است که یک کشتی آسیب دیده باشد و برای غرق نشدن باید همه مانع ورود آب به داخل کشتی شوند
اما عده ای نشسته و منتظر هستند که دیگران کشتی را تعمیر کنند و آنها فقط استفاده کننده و سوار کشتی باشند
اما کشتی جامعه از تک تک اعضا شکل می گیرد و سستی هر عضو راه رسوخ آب و نابودی کشتی است
امید نوران ۷مهر ۱۴۰۱

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.