گفتههای برخی کسان پر بیراه نیست که در ترجمه کتاب صلح امام حسن، امام دوم شیعیان، رهبر کنونی نظام اسلامی بیش از آنکه شیفته رفتار امام شیعیان باشد و بیعت او را با پدر یزید بستاید، احتمالاً شیفته سیاست و کیاست معاویه در تحکیم نظام خود شده و او را به عنوان الگوی رفتاری خود مد نظر داشت. از یاد نبریم که علی، امام اول شیعیان نیز بعد از جریان حکمیت مجبور شد تا معاویه را به عنوان خلیفه شام به رسمیت بشناسد در حالیکه در زمان عمر و همچنین عثمان صرفاً به عنوان والی شامات شناخته میشده و اعتبار داشت. اعتراض خوارج به علی هم از این بابت بود که اگر معاویه به خلیفگی شامات شناخته شود، خونهای مسلمانانی که در جنگ صفین ریخته شده چه حکمی دارد؟ به هر روی، بعد از درگذشت امام اول شیعیان، امر دایر شد که مردمان عراق و حجاز که قبلاً در بیعت علی بودند همراه بیعت با حسن، وارد جنگ با معاویه شوند، اما حسن تصمیم گرفت که یکباره کل سرزمینهای اسلامی را در اختیار معاویه قرار دهد و با او به عنوان امیرالمومنین بیعت کند و سالانه میزان زیادی پول و مسکوکات برای رفع حوایج خود و بنیهاشم دریافت نماید. بعد از وفات حسن نیز مقرری سالانه ادامه داشت اما انگار گاه گاهی دچار وقفه میشد آنچنان که حسین امام سوم شیعیان یکبار کاروانی از معاویه را که از حجاز میگذشت به نفع خود و بنیهاشم مصادره کرد. در نامهای هم که به معاویه نوشت سخنان تندی بر زبان آورد که نشان داد رویهاش با برادرش حسن که بسیاری از شیعیان علی او را مذل المومنین مینامیدند و حتی او را ترور کردند، متفاوت است. معاویه اما با سیاستورزی توانست نوه پیامبر مسلمین را تا زمان مرگ خود کم و بیش آرام نگاه دارد. اما قبل از مرگ خود بر خلاف پیمانی که با حسن بسته بود، با تهدید و تطمیع پسر خود یزید را به ولیعهدی برگزید. البته اینکار را علیالظاهر بر عهده خبرگان مسلمین گذاشت اما درواقع از قدرت پنهان خود برای تطمیع این خبرگان استفاده برد. به عنوان مثال، وقتی خبر مخالفتها با تصمیم معاویه در مدینه بلند شد، در سفر حج خود در این شهر توقف کرد و با پولپاشی و همچنین تهدید از مردم برای پسرش بیعت گرفت آنچنان که حسین هم که در مدینه حاضر بود نتوانست مخالفت کند اگرچه بیعت هم نکرد. مشهور است که در زمان مرگ هم در مورد چهار نفر به یزید هشدار داد از جمله در باره حسین ابن علی و عبدالله ابن زبیر. به هر روی، معاویه به درستی پی برده بود که اداره خلافت اسلامی که اکنون در هیات یک امپراطوری در آمده با روشهای بدوی پیامبر مسلمین و حتی خلفای راشدین ممکن نیست و برای کوباندن مخالفتهای سیاسی نیاز به تاسیس سازمانهای سرکوب نرم و سخت جدیدی است تا تضمینی برای حفظ و استمرار حکومت در فرزندان او باشد. تصور میرود او آموزههای اسلامی را ابزار بسیار مناسبی برای گسترش قدرت خود بر سرزمینهای پهناور اسلامی میدید، قدرتی که اساساً داخل در آموزههای دینی دوره جاهلی و تعدد خدایان ممکن نبود. به عبارت دیگر، هم ابوسفیان و هم معاویه به زودی پی بردند آموزههای اسلامی اگر به درستی مورد استفاده قرار گیرند میتوانند منبع لایزالی برای قدرت سیاسی و سرکوب مخالفین فراهم آورند و انگار معاویه در استفاده ابزاری از این آموزهها استاد بود و این استادی نیز انگار چشمان رهبر کنونی نظام را خیره کرده آنچنان که سیره معاویه در برخورد با مخالفین در رفتار او نیز آشکار است.
سیره معاویه و شیفتگی رهبر نظام
چهارشنبه, ۱۶ام شهریور, ۱۴۰۱
اضافه شده توسط گیلانی نویسنده مطلب:مطالب منتشر شده در این صفحه نمایانگر سیاست رسمی رادیو زمانه نیستند و توسط کاربران تهیه شده اند. شما نیز میتوانید به راحتی در تریبون زمانه عضو شوید و مطالب خود را منتشر کنید.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.