“جا دارد اهل اقتصاد و تاریخ هنر و جامعه‌شناسی فرهنگ به کاوش در زمینهٔ مکتب لاله‌زار و شکوفه نو و میامی بپردازند. درهرحال برای ایرانی ِ اهل نظر کم‌‌اهمیت‌تر از مکتب فرانکفورت نیست.”

 

 

“لوطی ها” در گذرِسیاست

******************

“فرستندهٔ سراسری هیچ گاه محصولات کاباره‌‌ای و لاله‌زاری روی آنتن نمی‌بـُرد جز استثناهای سوسن و نعمت‌الله آغاسی.”

اولی با بالاگرفتن احساسات عوامگرایی و توده‌‌ستایی در میان درس‌خوانده‌های متجدد، نامش را روی کتاب شعر نو گذاشتند و در مصاحبه‌ای به مجلهٔ  اطلاعات جوانان چیزی گفت با این مضمون که ’هنر ما مال مردومه، واسه مردوم می‌خونیم، روشنفکر نیسیم، از آناتومی و سوسیولوژی هم چیزی نمی‌دونیم.‘

 

 

 

“دومی به مهمانی خانوادهٔ سلطنتی دعوت شد و گویا شاه به خواست فرزندان نوجوانش اظهار تمایل کرد دستمال تکان‌دادن او را همان گونه که در لاله‌زار و آبادان روی صحنه می‌رود ببیند.  شاید هم با جوان خوزستانی که از نفت‌فروشی به مرتبهٔ فرانک سیناترا و شارل آزناوور و اجرای برنامه در کاخ نیاوران رسیده بود پیوندی نفت‌آگین احساس می‌کرد.”

 

 

تئاتر پارس, لاله زار

 

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)