اقتصاد دانش بنیان چرا در اقتصاد رانتی ولایت فقیه غیر ممکن است؟
اقتصاد دانش بنیان چیست؟ ولی فقیه ارتجاع در اولین روز از قرن جدید مطابق عادت هر ساله خود سال جدید را به نام «تولید؛ دانشبنیان، اشتغالآفرین» نامگذاری کرد و از آن پس سیلی از انشاءهای تکالیف نوروزی از سمت جیرهخواران در مدح تدبیر حکیمانه عظما سرازیر شد.
رویکرد نامگذاریها در چندین سال اخیر همگی بر محور اشتغال و تقویت اقتصاد به عنوان پاشنه آشیل رژیم به بن بست رسیده دور میزند.
این در حالی است که آمار بیکاری پیدا و پنهان نشان از بیاثر بودن قطعی همه این نمایشهای بیحاصل در سطح سیاستگذاریهای کلان کشور است.
در سال ۱۴۰۱ نیز مهمترین رکن پیام خامنه ای در شروع سال نو اقتصاد دانش بنیان و توسعه آن بود. این در حالی است که موضوع اقتصاد دانش بنیان قبلا در کلیه اسناد بالادستی نظام اعم از قانون برنامه چهارم، پنجم و ششم توسعه آمده است.
با این وجود مطابق اطلاعات ارایه شده در رسانههای خود حکومت به دلیل وجود موانعی همچون نبود سازمانهای پشتیبان، ضعف کمی و کیفی فعالیت شرکتهای دانش بنیان، بروکراسی و نظام مالی و بیمه غیرپاسخگو، سیستم بانکی ناکار آمد و ضعف ساختار سیاستگذاری قوانین بالادستی سهم اقتصاد دانش بنیان از کل اقتصاد کشور خوشبینانه زیر نیم درصد است.

درباره؛ اقتصاد دانش بنیان بیشتر بخوانید
نامگذاری سال ۱۴۰۱؛ اقتصاد تولید؛ اقتصاد دانش بنیان و اشتغال آفرین
تعریف خامنهای از اقتصاد دانش بنیان چیست؟
خامنهای رفع مشکل فقر را از طریق تقویت مولفههای تولید اعم از هزینه، بهره وری، کیفیت، رقابت پذیری و قیمت مبتنی بر دانش عنوان میکند و بر این اساس تاکید میکند که تعداد شرکتهای دانش بنیان باید از۶۷۰۰ به دو برابر وضع موجود افزایش یابد.
او همچنین شاخص پیشرفت وزارتخانهها و سازمانها را تعداد شرکتهای دانش بنیان عنوان کرد.
علاوه بر این ضمن اعتراف به وجود مافیای واردات به عنوان مانعی جدی در مقابل رفع وابستگی کشور در حوزه کشاورزی و دامداری، با بیانی کلیشهای برخورد دستگاهها با این ذینفعان را یادآوری میکند.
او اشتغالآفرینی را برگرده نحیف شرکتهای دانش بنیان میگذارد و تنها راه برون رفت از بحران بیکاری را فعالیتهای شرکتهای دانش بنیان با پرهیز از خطاهای گذشته میداند.
در این مقاله نشان خواهیم داد اساسا این شعارهای پوشالی در ساختار نظام رانت و فساد ولایت فقیه تنها پوششی خواهد بود برای بهره برداری ساختارهای وابسته از تسهیلات با سود بسیار ناچیز در سمت و سوی توسعه ارکان وابسته به قدرت و اساسا عواید آن مستقیم به جیب رانت خواران فاسد ریخته میشود. [ایران در تنگنای اقتصادی ناشی از یک حاکمیت ضد توسعه]
روشن است که پروپاگاندای تبلیغاتی جیره خواران با پناه گرفتن در پشت شعار سال و دستور رهبر برای بودجههای کلان به اسم تولید و اشتغال از هیچ رذالتی رویگردان نخواهند شد.
۴ ستون اصلی اقتصاد دانش بنیان کدامند؟
برای یک کشور که قرار است در مسیر توسعه اقتصاد دانش بنیان حرکت کند چهار ستون اساسی مطابق استانداردهای جهانی به عنوان نیازهای بحرانی اعلام گردیده که بشرح زیر است؛
- آموزش و مهارت آموزی: نیاز به تحصیلات و مهارت لازم در جهت ایجاد، استفاده و به اشتراک گذاری دانش در مسیر تقویت و توسعه اقتصادی
- زیرساختهای اطلاعاتی: نیاز به زیرساخت پویای اطلاعاتی از رادیو گرفته تا اینترنت برای ایجاد ارتباطات موثر، پخش و گسترش و پردازش اطلاعات
- انگیزه اقتصادی: نیاز به محیط نظارتی اقتصادی در جهت چرخش آزاد اطلاعات، حمایت از سرمایه گذاری در حوزه فنآوری اطلاعات و ارتباطات و تشویق کار آفرینی
- نوآوری: نیاز ضروری به شبکهای گسترده از مراکز تحقیقاتی موثر، دانشگاهها، اتاقهای فکر، شرکتهای خصوصی، گروهها و سازمانهای مردم نهاد، انجمنهای مستقل برای بهره برداری از ذخایر رو به رشد دانش جهانی و
- جذب و تطبیق آن با نیازهای محلی.
با توجه به ارکان گفته شده میتوان اذعان نمود علاوه بر موانع جدی آمیخته با فساد در شیوه حکمرانی، نظام ولایت فقیه با اتکا به مدیریتی رانتی در هیچکدام از ارکان گفته شده فوق دارای پیش نیازهای تحقق یک اقتصاد دانش بنیان نبوده و شعارهای این چنینی تنها کانالی برای ایجاد یک جو تبلیغاتی از یکسو و سوء استفاده کلان ارکان قدرت از سوی دیگر است.
وضعیت اسفناک آموزش و مهارت آموزی
در حوزه آموزش و مهارت آموزی به اذعان صاحبان صنعت و متولیان دانشگاهها و آموزش و پرورش کیفیت آموزش و مهارت آموزی در وضعیتی بسیار اسفناک قرار داشته تا جایی که فارغ التحصیلان دانشگاهی به عنوان صاحبان دانش برای ورود به بازار کار از حداقلهای مهارت علمی و فنی برخوردار نبوده و این نقیصه بسیار مهم با شیب بسیار دهشتناکی در بستر جامعه در حال گسترش است.
این مهم اگر چه توسط سردمداران حکومتی با ارایه برخی آمارهای کمی از شاخصها در جهت نشان دادن رشد علمی و مهارتی به سخره گرفته میشود، اما بر همگان روشن است که آموزش و پرورش در تربیت موثر جوانان متفکر و نوآور بشدت ناکام بوده و ورود خیل عظیمی از جوانان از طریق مافیای کنکور به دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی تنها منجر به افزایش آمار فارغ التحصیلان بیکار و بیکیفیت شده که امکان پاسخگویی به نیازهای مبرم مردم را ندارند.
در بحث زیرساختهای اطلاعاتی موضوع با توجه به سیاست سانسور و فیلترینگ شدید به غایت روشن است و در کشوری که اساسا به دنبال محدود کردن دسترسی به اطلاعات از طرق مختلف است تعارضی جدی با ارکان توسعه اقتصاد دانش بنیان به وضوح وجود دارد.
نبود امکان رقابت و ماندگاری برای شرکتهای دانش بنیان
در مبحث انگیزههای اقتصادی در جهت توسعه اقتصاد دانش بنیان با توجه به عدم چرخش آزاد و عادلانه اطلاعات و امکانات عملا شرایط به نحوی برای ارکان قدرت مهیا میشود که اساسا امکان رقابت و ماندگاری برای شرکتهای دانش بنیان از بین میرود.
این موضوع را میتوان به خوبی با حجم مبادلات اقتصادی شرکتهای مستقر در پارکهای علم و فنآوری و همچنین بررسی نمونههای اخیر در زمان اختصاص بودجههای کلان به اسم شرکتهای دانش بنیان به بنیاد برکت و نهادهای وابسته در حوزه تولید واکسن و عدم امکان رقابت شرکتهای کوچک و غیر متصل به رانتهای حکومتی به وضوح مشاهده نمود.
هزینه ناچیز بخش پژوهش در اقتصاد رانتی ایران
روشن است که توسعه اقتصاد دانش بنیان نیازمند توسعه نظام نوآوری با گسترش کیفی فعالیت مراکز تحقیقاتی، دانشگاهها، پارکهای علم و فنآوری و مراکز رشد با اتکا به جوانان هوشمند و متفکر با سرمایهگذاری موثر و اختصاص بودجههای مناسب در این مسیر ممکن خواهد بود.
بودجه پژوهش کل کشور در بهترین شرایط به نیم درصد تولید ناخالص داخلی نرسیده است که آن هم عمدتا صرف حقوق و امور جاری میشود و کفاف هزینههای ضروری پژوهشهای موثر را نمیدهد.
نتیجه عدم وجود منابع مالی کافی منجر به پیدایش تعدد پژوهشهای ناکارآمد و بیمصرف که تنها اثرشان پر شدن کمد بخش تحقیقات سازمانها و واحدهای تحقیق و توسعه مراکز صنعتی است.
آمارها نشان میدهد که بیش از ۹۹ درصد تحقیقات انجام شده در دانشگاهها و مراکز تحققاتی به هیچوجه در عرصه تولید قابل استفاده نبوده و نتیجه آن حجم عظیمی از گزارشات اعم از پایان نامههای ارشد و دکترا و گزارشات پژوهشی بدون مشتری بوده است.
این در حالی است که کشور کره جنوبی بیش از ۴ درصد تولید ناخالص داخلی و اتحادیه اروپا نیز بیش از ۲ درصد تولید ناخالص داخلی کشورهای عضو را به تحقیق و توسعه اختصاص داده است.
علاوه بر این با مقایسه بودجه معاونت علمی به عنوان متولی اصلی توسعه اقتصاد دانش بنیان و مقایسه آن با بودجه نهادهای نظامی و دینی میتوان پی برد که اساسا صحبت از توسعه شرکتهای دانش بنیان با هدف تولید بیشتر و حل مشکل اشتغال دروغی آشکار است که تنها مصرف تبلیغاتی دارد و نتیجه آن بسان سالهای گذشته پیشاپیش مشخص است.
غیرممکن بودن اقتصاد دانش بنیان در حاکمیت ولایت فقیه
در خاتمه باید اذعان نمود که اقتصاد دانش بنیان نه تنها در نظام ولایت فقیه غیر ممکن است بلکه حکومت با شیوه حکمرانی ظالمانه خود تنها به دنبال ساختن پوستهای شیک بر روی ظلم آشکار بر مردم با نمایش مشمئز کننده فقر زدایی از طریق عبارتهای دهان پرکن نظیر اقتصاد دانش بنیان است،
که اساسا در عمل به داوری پژوهشگران دلسوز و متولیان شرکتهای کوچک و بزرگ با توجه به فساد گسترده و سیستماتیک نظام رانت و قدرت فقط برای نمایشگاههای سالیانه، تبلیغات و آمارسازیهای دروغ در جهت حیف و میل سرمایههای کشور به کار برده میشود و نتیجهاش چیزی جز انباشت فقر، بیکاری و فساد نخواهد بود. [پیام صوتی و نوروزی مسعود رجوی؛ تغییر آتش بنیان و قیام آفرین! + فیلم]
مردم ایران به خوبی به ذات چنین شعارهای پوشالی پی برده و تنها راه را ادامه اعتراضات آتش بنیان در مقابل رژیم از آنجا مانده و از اینجا رانده، در شرایط تحریم بنیان کن میدانند.
این مهم بیشتر از پیش خامنه ای را در سال ۱۴۰۱ در سراشیب سرنگونی قرار خواهد داد.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.