دکتر علی کاوانی (مورخ)
alikavani@gmail.com

در باره این طرح مدت ها بود که می اندیشیدم و مشغول بررسی و تحقیق در باره ان بودم و ارایه ان را به آینده محول میکردم، اما هفته گذشته واقعه ای مرا بر ان داشت که زودتر به این مهم بپردازم. یک دانشجوی دوره دکترای تاریخ از یکی از دانشگاه های معتبر ایران، اسم دانشگاه را در اینجا نمی برم، بمنظور درخواست کمک برای تدوین و نگارش پایان نامه خود، با من تماس گرفت. این دانشجو در نظر دارد که در هفته های آتی از پایان نامه خود دفاع و به مقام دکتری نایل شود. در ای میلی که این دانشجو برای من ارسال نمود، یک اشتباه املایی وجود داشت که بهیچوجه از یک دانشجوی دکترای در حال دفاع پذیرفته نیست. این غلط املایی مرا متاسف کرد و درصدد برآمدم که به این دانشجو نصیحت کنم که به دبستان بازگردد و شیوه درست نویسی را فرا بگیرد، اما دست نگه داشتم تا پس از تامل کافی پاسخ مناسب را به او بدهم!
متاسفانه باید گفت که نقص بارز و عمده ای در الفبای فارسی وجود دارد که برای بسیاری از مردم عادی، و در موارد نادر حتی برای دانشجویان دوره دکترای رشته های علوم انسانی که علی الاصول باید توان ادبی بیشتری داشته باشند، ایجاد مشکل میکند و فقط شماتت و نکوهش غلط نویسان راه حل این مسئله نیست. نمیخواهم غلط املایی دانشجوی یاد شده را توجیه کنم، اما نمیتوانم انکار نمایم که الفبای ما مشکل دارد و باید اصلاح شود، و از اینرو پس از تامل مجدد در این باره در نهایت، دوباره چاره را در حذف چند حرف از حروف الفبای فارسی دیدم.
همانطور که میدانید ما هرچند که زبانمان متفاوت است، ولی از الفبای عربی استفاده میکنیم. در الفبای عربی و فارسی دو نوع ت یعنی: ت و ط؛ دو نوع ق یعنی: ق و غ؛ دو نوع ه یعنی: ه و ح؛ سه نوع س: یعنی س و ث و ص؛ و چهار نوع ز یعنی: ز و ذ و ض و ظ وجود دارد و در این مقاله ما حروف با تلفظ مشابه را برای تسهیل کار به عنوان یک گروه حرفی در نظر میگیریم.
به عنوان مثال ما باید چهار نوع متفاوت ز را در این کلمات به کار بگیریم: زمین، اذیت، ضرر، ظلمت عرب زبانان تلفظ های متفاوتی برای حروف یاد شده دارند ولی در زبان فارسی ما فقط از یک تلفظ برای تلفظ این چهار حرف استفاده میکنیم و اگر ما خود از قبل ندانیم که کدام حرف خاص باید برای یک کلمه خاص استفاده شود، آنگاه ممکن است که اشتباه کنیم و ان را غلط بنویسیم. در واقع تلفظ ان حرف به ما هیچ کمکی در فهم نوع حرفی که باید نوشته شود نمی کند.
باید گفت که در زبان فارسی روزمره و آکادمیک، همانطور که گفته شد تلفظ حروف در گروه های حرفی یاد شده یکسان است و هیچ تفاوتی نمیکند. به عبارت دیگر ما حروفی در الفبای خود داریم که زاید میباشند و ما واقعاً به آنها نیازی نداریم و این مسئله بی غلط نویسی را برای بسیاری از فارسی زبانان و گاهی حتی برای فارسی زبانان تحصیل کرده دشوار میسازد و وقتی کسانی که زبان مادری ایشان فارسی است در این مورد مشکل دارند، مشخص است که کتابت بدون غلط برای خارجی ها بسیار مشکل تر و حتی غیر ممکن است و البته این مسئله از توسعه و گسترش زبان و فرهنگ ما جلوگیری میکند.
میدانیم که ظاهرا نخستین کسی که به اندیشه تغییر خط افتاد، میرزا فتحعلی خان آخوندزاده بود. وی خط عربی را از یکی بزرگترین علل عقب ماندگی ایران و عثمانی میدانست و درصدد تغییر خط عربی به لاتین بود. بعد از آخوندزاده، میرزا ملکم خان ناظم الدوله درصدد اصلاح خط بر آمد ولی کوشش های او نیز به نتیجه ای نرسید. میرزا یوسف خان مستشارالدوله تبریزی نیز کوشش هایی در این راه کرد که مثمر فایده نبود. در دوره های بعدی از کسانی که به اندیشه تغییر یا اصلاح خط افتادند میتوان از سعید نفیسی، رشید یاسمی، حسن تقی زاده، کاظم زاده ایرانشهر و احمد کسروی، نصرالله شیفته، مسعود رجب نیا، یحیی ذکا و یدالله رویایی و دیگر کسان نام برد. از جمله ایشان دکتر رحمت مصطفوی مدیر مجله روشنفکر است که در این باره نوشت : ” اگر عرب زبانش را به طور مخصوصی در دهانش می چرخاند و صدایی مثل ص یا ض در می آورد و ما نمیتوانیم این صدا را در بیاوریم، نباید لج کنیم و حرفی را که علامت ان صداست در رسم الخط خود نگاه داریم. به دیوانگی ماند این داوری” (روشنفکر، شماره های ۶۲۸ و ۶۲۹ در ۲۹ مهر و ۶ آبان ۱۳۴۴) . من نیز با عقیده دکتر مصطفوی در این باره موافقم.
کوشش های آخوندزاده در ایران به نتیجه نرسید و البته جای شادمانی بسیار دارد که این تغییر صورت نگرفت، زیرا که ما را به نوعی دچار گسست فرهنگی میکرد. برای ما این انقطاع قبلا هم رخ داده است. از وقتی که در قرن سوم هجری قمری خط ما از پهلوی به عربی تغییر پیدا کرد، بعد از ان دیگر ما (مردم عادی) قادر به خواندن متون و اثار و کتیبه های پیش از این دوره نبودیم و در نتیجه نوعی گسست فرهنگی با گذشته رخ داد. تغییر خط در عثمانی نیز در زمان آتاتورک نتایج منفی به بار آورده است. ترکها به نوعی ارتباط تاریخی خود را با گذشته از دست داده اند و به نحوی بی ریشه شده اند. من خود شاهد بودم که دانشجویان ترک قادر به خواندن کتیبه های آثار تاریخی کشور خود به الفبای عربی نبودند و البته شنیدم که از یکی نمایندگان زن مجلس ترکیه گفت که ما به گذشته ارتجاعی خود نیاز نداریم. من اعتقادی ندارم که همه گذشته تاریخی ترکها ارتجاعی باشد ولی در هر صورت بیشتر گذشته تاریخی ما ایرانیان قطعا چنین نیست و موارد باشکوه تمدنی و فرهنگی بسیاری در ان وجود دارد که مایه فخر ما و باعث ماندگاری درازمدت ما در درازنای تاریخ بوده است. بدون این گذشته تابناک که در برگیرنده زبان و فرهنگ ما نیز هست، ما نیز اکنون بدون شک در زمره ملتهای منقرض شده تاریخ بودیم. از اینرو اعتقاد راسخ دارم که ما ایرانیان اگرچه باید گذشته خود را حلاجی کنیم و بخشهایی از ان را به دور بریزیم، اما به دیگر بخشهای ان شدیدا نیاز داریم، و نمیتوانیم آنها را کنار بگذریم. ما باید بتوانیم که شاهکار های فردوسی، حافظ، خیام، سعدی، رومی و دیگر بزرگانمان را بخوانیم و بفهمیم و باید ریشه ها و فرهنگ و تمدنمان را حفظ کنیم و با تغییر خط این امکان را از دست خواهیم داد. به علاوه ما میخواهیم که خوشنویسی زیبای فارسی باقی بماند. با توجه به نکات یاد شده و نکات دیگر، ما به الفبایمان نیاز داریم و درصدد تغییر ان نیستیم، ولی میخواهیم ان را به روز و اصلاح کنیم تا به سادگی برای همه قابل استفاده و فهم باشد.

در این دوران جدید عصر اینترنت و گوگل و فیس بوک و گسترش ارتباطات و فوران انبوه اطلاعات و دهکده جهانی و شبکه های ماهواره ای و امثالهم، کودکان ما وقت یا حوصله این را ندارند که فرا بگیرند که کدام حرف ویژه باید برای فلان کلمه ویژه در هزاران کلمه موجود در زبان ما، استفاده شود. کلماتی که از زبان عربی به زبان ما وارد شده اند و در زبان ما از هیچ قاعده خاصی پیروی نمی کنند و کودکان ما باید آنها را همان طوری که هستند یاد بگیرند و به خاطر بسپارند. این مسئله فقط آنان را وا میدارد که گمان برند که فارسی را خوب نمیدانند و در نتیجه علاقه ای به نوشتن به زبان مادری نداشته باشند و البته این امر بهیچ وجه مطلوب نیست. شاید این امر برای نسل ما و نسل های پیش از ما میسر بود و علامت با سوادی، اما برای نسل جدید ممکن نیست و سودی هم ندارد. در این روزگار نو به جای فراگیری کار کردن با کامپیوتر و یاد گرفتن زبان های بین المللی و غیره چه معنا دارد که مشکل کودکان ما این باشد که مطنطن را با کدام ت باید نوشت.
نکته دیگری را که مایلم خاطر نشان کنم، و بسیار به نظر من مهم است، این است که با حذف این حروف، ما الفبا، زبان، ملیت، فرهنگ و هویت خود را از اعراب متمایز میسازیم. درصدد اهانت به اعراب نمی باشم ولی ما ایرانی هستیم و باید هویت خود را به عنوان یک ایرانی اصیل در ضمن احترام به ملتهای دیگر حفظ کنیم. اصلاح و بهسازی خط کمک شایانی در این امر به ما میکند.
۸ حرفی که پیشنهاد میشود حذف گردند بدین قرارند: ث، ح، ذ، ص، ض، ط، ظ، غ
۲۴ حرفی که باقی خواهند ماند: ا، ب، پ، ت، ج، چ، خ، د، ر، ز، ژ، س، ش، ع، ف، ق، ک، گ، ل، م، ن، و، ه، ی
بدیهی است که اساتید و متخصصین در باره این که کدامیک از این حروف باید حذف شوند و کدامیک باید باقی بمانند و چرایی ان، باید به بحث و کنکاش بنشینند و تصمیم بگیرند. لیست پیشنهادی من فقط یک لیست مقدماتی است که البته بر روی ان فکر شده است ولی هنوز جای کار و تامل بسیار دارد تا نهایی شود.
اگر ما میخواهیم زبان و فرهنگ ما حفظ شود بسیار ضروری است که الفبای فارسی اصلاح و بهسازی شود و گمان میکنم که این طرح پیشنهادی بسیار عملی و معقول میباشد. درست است که در بادی امر خواندن و نوشتن کلمات فارسی با این الفبای پیشنهادی عجیب و غریب و نامأنوس به نظر خواهد رسید، ولی پس از مدتی و حداکثر پس از یک نسل، این الفبا بسیار عادی خواهند شد و همه با ان خو خواهند گرفت و آنچه باقی خواهد ماند، یک الفبای کاربردی و راحت و ساده و کم نقص برای نسل های بعدی فارسی زبانان در سراسر دنیا خواهد بود و امر انتقال میراث باستانی و کنونی فرهنگ و تمدن ما را تسهیل خواهد نمود. باید خاطر نشان کرد که تا آنجا که من میبینم هیچ مشکلی در انتشار کتاب ها، دیوانها و اثار شاعران و نویسندگان و مورخین و دانشمندان و دیگر مفاخر فرهنگی ما با این الفبای جدید وجود ندارد.
باید در نظر داشته باشیم که هم اکنون، علاوه بر ایران و افغانستان و تاجیکستان، میلیونها فارسی زبان دیگر از نسل های دوم و سوم مهاجرین در کشورهای دیگر زندگی میکنند و دشواری رسم الخط فارسی شاید آنان را از یادگیری خواندن و نوشتن به فارسی باز دارد و در موارد بسیاری حتما چنین است، و قطعا اصلاح و بهسازی الفبای فارسی، ارتباط ایشان را با زبان مادری آسان و در نتیجه مستحکم خواهد نمود و آنان را در مدار فرهنگ ایرانی باقی خواهد نگهداشت. این امر همچنین به خارجیانی که به هر دلیلی علاقه مند به خواندن و نوشتن به زبان فارسی باشند کمک خواهد کرد که این کار را بسیار زودتر و آسانتر فرا بگیرند و ناگفته پیداست که این مسئله البته در گسترش زبان و فرهنگ ما بسیار موثر است.
برای رسیدن به این هدف به کمک همه شما نیاز است. لطفا عقیده خود را، منفی یا مثبت، در مورد این پیشنهاد با من مطرح کنید و اجازه دهید تا من بدانم شما در این باره چه می اندیشید. بعد از انتشار این مقاله به دو الفبای رایج و نیز الفبای پیشنهادی خودم، و همچنین به زبان انگلیسی بر روی اینترنت، کوشش خواهم نمود که پایان نامه کارشناسی ارشد و دکترا و دیگر کارهای آکادمیک خود را با این الفبای پیشنهادی بر روی اینترنت منتشر کنم.
۱۴ مرداد ۱۳۹۲ خورشیدی، برابر با ۵ اگوست ۲۰۱۳ میلادی، ایالات متحده امریکا

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)