دکتر علی کاوانی (مورخ)
alikavani@gmail.com
در باره این طرح مدت ها بود که می اندیشیدم و مشغول بررسی و تحقیق در باره ان بودم و ارایه ان را به آینده محول میکردم، اما هفته گذشته واقعه ای مرا بر ان داشت که زودتر به این مهم بپردازم. یک دانشجوی دوره دکترای تاریخ از یکی از دانشگاه های معتبر ایران، اسم دانشگاه را در اینجا نمی برم، بمنظور درخواست کمک برای تدوین و نگارش پایان نامه خود، با من تماس گرفت. این دانشجو در نظر دارد که در هفته های آتی از پایان نامه خود دفاع و به مقام دکتری نایل شود. در ای میلی که این دانشجو برای من ارسال نمود، یک اشتباه املایی وجود داشت که بهیچوجه از یک دانشجوی دکترای در حال دفاع پذیرفته نیست. این غلط املایی مرا متاسف کرد و درصدد برآمدم که به این دانشجو نصیحت کنم که به دبستان بازگردد و شیوه درست نویسی را فرا بگیرد، اما دست نگه داشتم تا پس از تامل کافی پاسخ مناسب را به او بدهم!
متاسفانه باید گفت که نقص بارز و عمده ای در الفبای فارسی وجود دارد که برای بسیاری از مردم عادی، و در موارد نادر حتی برای دانشجویان دوره دکترای رشته های علوم انسانی که علی الاصول باید توان ادبی بیشتری داشته باشند، ایجاد مشکل میکند و فقط شماتت و نکوهش غلط نویسان راه حل این مسئله نیست. نمیخواهم غلط املایی دانشجوی یاد شده را توجیه کنم، اما نمیتوانم انکار نمایم که الفبای ما مشکل دارد و باید اصلاح شود، و از اینرو پس از تامل مجدد در این باره در نهایت، دوباره چاره را در حذف چند حرف از حروف الفبای فارسی دیدم.
همانطور که میدانید ما هرچند که زبانمان متفاوت است، ولی از الفبای عربی استفاده میکنیم. در الفبای عربی و فارسی دو نوع ت یعنی: ت و ط؛ دو نوع ق یعنی: ق و غ؛ دو نوع ه یعنی: ه و ح؛ سه نوع س: یعنی س و ث و ص؛ و چهار نوع ز یعنی: ز و ذ و ض و ظ وجود دارد و در این مقاله ما حروف با تلفظ مشابه را برای تسهیل کار به عنوان یک گروه حرفی در نظر میگیریم.
به عنوان مثال ما باید چهار نوع متفاوت ز را در این کلمات به کار بگیریم: زمین، اذیت، ضرر، ظلمت عرب زبانان تلفظ های متفاوتی برای حروف یاد شده دارند ولی در زبان فارسی ما فقط از یک تلفظ برای تلفظ این چهار حرف استفاده میکنیم و اگر ما خود از قبل ندانیم که کدام حرف خاص باید برای یک کلمه خاص استفاده شود، آنگاه ممکن است که اشتباه کنیم و ان را غلط بنویسیم. در واقع تلفظ ان حرف به ما هیچ کمکی در فهم نوع حرفی که باید نوشته شود نمی کند.
باید گفت که در زبان فارسی روزمره و آکادمیک، همانطور که گفته شد تلفظ حروف در گروه های حرفی یاد شده یکسان است و هیچ تفاوتی نمیکند. به عبارت دیگر ما حروفی در الفبای خود داریم که زاید میباشند و ما واقعاً به آنها نیازی نداریم و این مسئله بی غلط نویسی را برای بسیاری از فارسی زبانان و گاهی حتی برای فارسی زبانان تحصیل کرده دشوار میسازد و وقتی کسانی که زبان مادری ایشان فارسی است در این مورد مشکل دارند، مشخص است که کتابت بدون غلط برای خارجی ها بسیار مشکل تر و حتی غیر ممکن است و البته این مسئله از توسعه و گسترش زبان و فرهنگ ما جلوگیری میکند.
میدانیم که ظاهرا نخستین کسی که به اندیشه تغییر خط افتاد، میرزا فتحعلی خان آخوندزاده بود. وی خط عربی را از یکی بزرگترین علل عقب ماندگی ایران و عثمانی میدانست و درصدد تغییر خط عربی به لاتین بود. بعد از آخوندزاده، میرزا ملکم خان ناظم الدوله درصدد اصلاح خط بر آمد ولی کوشش های او نیز به نتیجه ای نرسید. میرزا یوسف خان مستشارالدوله تبریزی نیز کوشش هایی در این راه کرد که مثمر فایده نبود. در دوره های بعدی از کسانی که به اندیشه تغییر یا اصلاح خط افتادند میتوان از سعید نفیسی، رشید یاسمی، حسن تقی زاده، کاظم زاده ایرانشهر و احمد کسروی، نصرالله شیفته، مسعود رجب نیا، یحیی ذکا و یدالله رویایی و دیگر کسان نام برد. از جمله ایشان دکتر رحمت مصطفوی مدیر مجله روشنفکر است که در این باره نوشت : ” اگر عرب زبانش را به طور مخصوصی در دهانش می چرخاند و صدایی مثل ص یا ض در می آورد و ما نمیتوانیم این صدا را در بیاوریم، نباید لج کنیم و حرفی را که علامت ان صداست در رسم الخط خود نگاه داریم. به دیوانگی ماند این داوری” (روشنفکر، شماره های ۶۲۸ و ۶۲۹ در ۲۹ مهر و ۶ آبان ۱۳۴۴) . من نیز با عقیده دکتر مصطفوی در این باره موافقم.
کوشش های آخوندزاده در ایران به نتیجه نرسید و البته جای شادمانی بسیار دارد که این تغییر صورت نگرفت، زیرا که ما را به نوعی دچار گسست فرهنگی میکرد. برای ما این انقطاع قبلا هم رخ داده است. از وقتی که در قرن سوم هجری قمری خط ما از پهلوی به عربی تغییر پیدا کرد، بعد از ان دیگر ما (مردم عادی) قادر به خواندن متون و اثار و کتیبه های پیش از این دوره نبودیم و در نتیجه نوعی گسست فرهنگی با گذشته رخ داد. تغییر خط در عثمانی نیز در زمان آتاتورک نتایج منفی به بار آورده است. ترکها به نوعی ارتباط تاریخی خود را با گذشته از دست داده اند و به نحوی بی ریشه شده اند. من خود شاهد بودم که دانشجویان ترک قادر به خواندن کتیبه های آثار تاریخی کشور خود به الفبای عربی نبودند و البته شنیدم که از یکی نمایندگان زن مجلس ترکیه گفت که ما به گذشته ارتجاعی خود نیاز نداریم. من اعتقادی ندارم که همه گذشته تاریخی ترکها ارتجاعی باشد ولی در هر صورت بیشتر گذشته تاریخی ما ایرانیان قطعا چنین نیست و موارد باشکوه تمدنی و فرهنگی بسیاری در ان وجود دارد که مایه فخر ما و باعث ماندگاری درازمدت ما در درازنای تاریخ بوده است. بدون این گذشته تابناک که در برگیرنده زبان و فرهنگ ما نیز هست، ما نیز اکنون بدون شک در زمره ملتهای منقرض شده تاریخ بودیم. از اینرو اعتقاد راسخ دارم که ما ایرانیان اگرچه باید گذشته خود را حلاجی کنیم و بخشهایی از ان را به دور بریزیم، اما به دیگر بخشهای ان شدیدا نیاز داریم، و نمیتوانیم آنها را کنار بگذریم. ما باید بتوانیم که شاهکار های فردوسی، حافظ، خیام، سعدی، رومی و دیگر بزرگانمان را بخوانیم و بفهمیم و باید ریشه ها و فرهنگ و تمدنمان را حفظ کنیم و با تغییر خط این امکان را از دست خواهیم داد. به علاوه ما میخواهیم که خوشنویسی زیبای فارسی باقی بماند. با توجه به نکات یاد شده و نکات دیگر، ما به الفبایمان نیاز داریم و درصدد تغییر ان نیستیم، ولی میخواهیم ان را به روز و اصلاح کنیم تا به سادگی برای همه قابل استفاده و فهم باشد.
در این دوران جدید عصر اینترنت و گوگل و فیس بوک و گسترش ارتباطات و فوران انبوه اطلاعات و دهکده جهانی و شبکه های ماهواره ای و امثالهم، کودکان ما وقت یا حوصله این را ندارند که فرا بگیرند که کدام حرف ویژه باید برای فلان کلمه ویژه در هزاران کلمه موجود در زبان ما، استفاده شود. کلماتی که از زبان عربی به زبان ما وارد شده اند و در زبان ما از هیچ قاعده خاصی پیروی نمی کنند و کودکان ما باید آنها را همان طوری که هستند یاد بگیرند و به خاطر بسپارند. این مسئله فقط آنان را وا میدارد که گمان برند که فارسی را خوب نمیدانند و در نتیجه علاقه ای به نوشتن به زبان مادری نداشته باشند و البته این امر بهیچ وجه مطلوب نیست. شاید این امر برای نسل ما و نسل های پیش از ما میسر بود و علامت با سوادی، اما برای نسل جدید ممکن نیست و سودی هم ندارد. در این روزگار نو به جای فراگیری کار کردن با کامپیوتر و یاد گرفتن زبان های بین المللی و غیره چه معنا دارد که مشکل کودکان ما این باشد که مطنطن را با کدام ت باید نوشت.
نکته دیگری را که مایلم خاطر نشان کنم، و بسیار به نظر من مهم است، این است که با حذف این حروف، ما الفبا، زبان، ملیت، فرهنگ و هویت خود را از اعراب متمایز میسازیم. درصدد اهانت به اعراب نمی باشم ولی ما ایرانی هستیم و باید هویت خود را به عنوان یک ایرانی اصیل در ضمن احترام به ملتهای دیگر حفظ کنیم. اصلاح و بهسازی خط کمک شایانی در این امر به ما میکند.
۸ حرفی که پیشنهاد میشود حذف گردند بدین قرارند: ث، ح، ذ، ص، ض، ط، ظ، غ
۲۴ حرفی که باقی خواهند ماند: ا، ب، پ، ت، ج، چ، خ، د، ر، ز، ژ، س، ش، ع، ف، ق، ک، گ، ل، م، ن، و، ه، ی
بدیهی است که اساتید و متخصصین در باره این که کدامیک از این حروف باید حذف شوند و کدامیک باید باقی بمانند و چرایی ان، باید به بحث و کنکاش بنشینند و تصمیم بگیرند. لیست پیشنهادی من فقط یک لیست مقدماتی است که البته بر روی ان فکر شده است ولی هنوز جای کار و تامل بسیار دارد تا نهایی شود.
اگر ما میخواهیم زبان و فرهنگ ما حفظ شود بسیار ضروری است که الفبای فارسی اصلاح و بهسازی شود و گمان میکنم که این طرح پیشنهادی بسیار عملی و معقول میباشد. درست است که در بادی امر خواندن و نوشتن کلمات فارسی با این الفبای پیشنهادی عجیب و غریب و نامأنوس به نظر خواهد رسید، ولی پس از مدتی و حداکثر پس از یک نسل، این الفبا بسیار عادی خواهند شد و همه با ان خو خواهند گرفت و آنچه باقی خواهد ماند، یک الفبای کاربردی و راحت و ساده و کم نقص برای نسل های بعدی فارسی زبانان در سراسر دنیا خواهد بود و امر انتقال میراث باستانی و کنونی فرهنگ و تمدن ما را تسهیل خواهد نمود. باید خاطر نشان کرد که تا آنجا که من میبینم هیچ مشکلی در انتشار کتاب ها، دیوانها و اثار شاعران و نویسندگان و مورخین و دانشمندان و دیگر مفاخر فرهنگی ما با این الفبای جدید وجود ندارد.
باید در نظر داشته باشیم که هم اکنون، علاوه بر ایران و افغانستان و تاجیکستان، میلیونها فارسی زبان دیگر از نسل های دوم و سوم مهاجرین در کشورهای دیگر زندگی میکنند و دشواری رسم الخط فارسی شاید آنان را از یادگیری خواندن و نوشتن به فارسی باز دارد و در موارد بسیاری حتما چنین است، و قطعا اصلاح و بهسازی الفبای فارسی، ارتباط ایشان را با زبان مادری آسان و در نتیجه مستحکم خواهد نمود و آنان را در مدار فرهنگ ایرانی باقی خواهد نگهداشت. این امر همچنین به خارجیانی که به هر دلیلی علاقه مند به خواندن و نوشتن به زبان فارسی باشند کمک خواهد کرد که این کار را بسیار زودتر و آسانتر فرا بگیرند و ناگفته پیداست که این مسئله البته در گسترش زبان و فرهنگ ما بسیار موثر است.
برای رسیدن به این هدف به کمک همه شما نیاز است. لطفا عقیده خود را، منفی یا مثبت، در مورد این پیشنهاد با من مطرح کنید و اجازه دهید تا من بدانم شما در این باره چه می اندیشید. بعد از انتشار این مقاله به دو الفبای رایج و نیز الفبای پیشنهادی خودم، و همچنین به زبان انگلیسی بر روی اینترنت، کوشش خواهم نمود که پایان نامه کارشناسی ارشد و دکترا و دیگر کارهای آکادمیک خود را با این الفبای پیشنهادی بر روی اینترنت منتشر کنم.
۱۴ مرداد ۱۳۹۲ خورشیدی، برابر با ۵ اگوست ۲۰۱۳ میلادی، ایالات متحده امریکا
نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com
نظرات
http://irzabay.blogfa.com
مطالب مفیدى راجع به این موضوع در وبلاگ فوق نگارش گردیده است.
چهارشنبه, ۲۶ام خرداد, ۱۳۹۵
جراحی خط یک بار ولی برای همیشه!
«این مقاله به صورت خلاصه نگاشته شده است تا در حوصله ی خواننده ی معمولی نیز بگنجد.»
بی شک شما هم کم و بیش متوجه اشکالات خط فارسی گردیده اید. از سالها پیش این موضوع بارها و بارها مطرح گردیده است اما فرهنگ سنتی کشورمان اصلا راه را به روی هر گونه اصلاح و دگرگونی ای بسته است. نه تنها در بین عوام و افراد بیسواد یا کم سواد بلکه چه بسیار استادان ادبیاتی که با هرگونه تغییر و تحول مخالف هستند. از شعر نو گرفته تا تغییر یا تصحیح الفبا. این است که سالیان سال این موضوع در مقاطع مختلف مطرح گردیده ولی ترس از هر گونه تغییر و نوآوری که ریشه در روانشناسی اجتماعی مردم ما دارد مانع آن گردیده است.
حکایت الفبای ما همانند بیماری است که برای زنده ماندن نیاز به عمل جراحی دارد ولی از زیر تیغ رفتن به شدت می ترسد. ولی ناگزیر زمانی به آن تن خواهد داد که دیگر چه بسا بسیار دیر شده است و جراحی نیز نمی تواند او را از مرگ برهاند. نیازی به گفتن نیست که عدم رفع اشکالات الفبا تا به امروز باعث نفوذ الفبای لاتین به نگارش فارسی گردیده است و این کابوسی است که سنت گرایان افراطی یا بهتر است بگویم سکون گرایان فرهنگی همیشه از آن بیم داشته اند اما در حقیقت این خودِ آنان هستند که همانند آن بیمار، سبب آن گردیده اند.
از آنجا که قرار است این مقاله بسیار خلاصه باشد از بحث در این مورد اجتناب گردیده و مستقیما به موضوع مطرح شده می پردازیم.
مهمترین اشکالات رسم الخط فارسی عبارتند از:
الف) نبود حرف برای مُصوت های کوتاه یعنی ــــَـــــ ـــــِــــــ ـــــُـــــ
ب) وجود نُه حرف زاید که در فارسی احتیاجی به آنها نیست.
(ث، ح، ذ، ص، ض، ط، ظ، ع، غ)
ج) حرف (و) و (ی) که هم بر صامت دلالت دارند و هم بر مصوت.
دلالت (و) بر صامت «و» مثلا در کلمه ی (ورزش)
بر مصوت کوتاه ـــــُــــ مثلا در کلمه ی (خوشحال)
و بر مصوت بلند (او) مثلا در کلمه (نور)
دلالت (ی) بر صامت «ی» مثلا در کلمه ی (یار)
بر مصوت «ایـ» مثلا در کلمه ی (شیر)
اشکالات رسم الخط فارسی بسیار بیشتر از این موارد است و ذکر و توضیح آنها باعث طولانی شدن مقاله می گردد. به این جهت در اینجا فقط چند مثال دیگر آورده می شود و شما خود می دانید که اشکال آنها چیست:
(عیسی = عیسا)،
(قبلا= قبلن)،
(خواهر= خاهر)
(ـه و ه که گاهی صدای ــــِــــ می دهند مثل خانه و چاره و گاهی صدای ه مثل مَه=ماه و شاه)،
(نبودن علامت برای کسره اضافه که به شدت، سرعت خواندن را کاهش می دهد.
مثلا: (با این روش آسان زبان یاد بگیرید) که می توان آن را به صورتهای زیر خواند که معنی آنها متفاوتند:
با این روش، آسان زبان یاد بگیرید.
با این روشِ آسان، زبان یاد بگیرید.
با این روشِ آسانِ زبان، یاد بگیرید.
اگر کمی حوصله داشته باشید و در اینترنت جستجو کنید اشکالات دیگری نیز خواهید یافت که به آنها اشاره شده است ولی ما به همین حد کفایت کرده، روی راهکار اصلاح رسم الخط متمرکز می شویم.
مسئله ی مهمی را که ما باید حداقل در حال حاضر در نظر بگیریم، مسئله صفحه کلیدهای کامپیوتر است. شاید ما بتوانیم حروف جدید و زیبایی ابداع کنیم ولی چه فایده ای دارد که نتوانیم مطالبمان را تا زمانِ طراحی این حروف توسط مهندسان نرم افزار تایپ کنیم! به همین منظور در شیوه پیشنهادی، این موضوع رعایت گردیده است.
ضمنا ناگفته نماند که پیش از این کُردها با اصلاح الفبا، در این زمینه به صورت عملی پیشگام بوده اند. در تنظیم الفبای اصلاحی زیر، با تفاوتهایی جزیی، شباهت بین آن و الفبای کردی لحاظ گردیده است تا کردها نیز به آسانی قادر به خواندن متون فارسی و ما نیز قادر به خواندن متون آنها باشیم.
الفبای اصلاح شده
توضیح
حروف صدادار (مُصَوّت)
ردیف
(برای مصوت کوتاه ـــَـــ)
ــه ، ه
۱
(برای مصوت کوتاه ـــِـــ)
ی
۲
(برای مصوت کوتاه ـــُــــ)
و
۳
مصوت بلند
ا
۴
مصوت بلند
ی
۵
مصوت بلند
وو
۶
حروف بی صدا (صامت)
ردیف
بـ ب
۷
پـ پ
۸
تـ ت
۹
جـ ج
۱۰
چـ چ
۱۱
خـ خ
۱۲
د
۱۳
ر
۱۴
ز
۱۵
ژ
۱۶
سـ س
۱۷
شـ ش
۱۸
فـ ف
۱۹
قـ ق
۲۰
کـ ک
۲۱
گـ گ
۲۲
لـ ل
۲۳
مـ م
۲۴
نـ ن
۲۵
ؤ
۲۶
“و
۲۷
هـ
۲۸
یـ یــــــ
۲۹
ئـ ء
۳۰
قواعد نوشتن:
۱. همه ی مصوتها وقتی در اول کلمه و یا بعد از یک مصوت دیگر می آیند با ( ئـ ) ترکیب می شوند.
مثلا: (ئه سب = اسب)، (سه ئی د = سعید)، (سوئال=سؤال)، ئی نسان = (انسان)
۲. صامتها در هیچ حال به حروف بعد از خود، نمی چسبند.
مزیت این کار این است که با اختصاص فقط شکل (ی) به ــــِــــ و (ی) به مصوت بلند (ایـ) شکل کوچک (یـ) برای صامت (یـ) استفاده می شود. برای شکل بزرگ صامت (یـ) از شکل (ب) ولی با دو نقطه در زیر استفاده خواهد شد. چون فعلا در صفحه کلید، چنین کلیدی وجود ندارد، بنابراین برای ایجاد شکل بزرگ صامت (یـ) از کلید ــــ استفاده خواهد شد. مانند: یــــــــ در کلمه ی (چایــــــــ = چای)
با این ترفند، اولا باعث جدانویسی همه ی مصوتها و در نتیجه خواناتر شدن کلمات خواهیم شد و ثانیا از حروف موجود، یک حرف جدید را استخراج خواهیم کرد.
۳. بعضی وقتها در وسط کلمه یک مکث وجود دارد که در واقع همان حرف همزه (ئـ) است. همزه اگر در آخر کلمات باشد به صورت (ء) نوشته خواهد شد. مثال: ته ئسیر = تأثیر دی فاء = دفاع
۴. کسانی که با مباحث آواشناسی اشنا هستند می دانند که ما در تعداد محدودی از کلمات حرف (دابلیو) انگلیسی را داریم. مثل: جور، ذوق، طور، غور و … بعضی ها آنرا نیمه مصوت می گویند ولی می توان گفت این حرف معادل صامت دابلیو در زبان انگلیسی یا (و) در زبان عربی است. برای این حرف باید علامت خاصی بالای (و) قرار داد تا معلوم شود ولی در حال حاضر با صفحه کلید موجود، پیشنهاد می شود این حرف به صورت (“و) تایپ گردد.
کلمات بالا: (جو”ور، زو”وق، تو”ور، قو”ور)
۵. صامت (هـ) در همه حال به این صورت نوشته می شود حتی در آخر کلمات و هیچ وقت نباید آن را به صورت (ه) نوشت. مثلا باید نوشت (ماهـ ، شاهـ) و نباید نوشت (ماه، شاه)
برای نوشتن (هـ) به این صورت کافی است پس از تایپ (ه) یک (ــ) نیز به آن اضافه شود.
۶. دقت کنید برای مصوت کوتاه (ــِـــ) از حرف (ی) و برای مصوت بلند (ایـ) از حرف (ی) استفاده می شود. عربها نیز از (ی) برای مصوت بلند (ایـ) استفاده می کنند و (علی) به معنای (رویِ) را با اسم (علی) متمایز می نویسند.
۷. برای نشان دادن اسمهای خاص یعنی اسم اشخاص یا اسمهای جغرافیایی، به یک علامت احتیاج داریم. فعلا علامت (>) قبل از اسامی خاص پیشنهاد می شود تا نشان دهد که کلمه ی پس از آن، اسم خاص است.
مثلا: نام و نام خانوادگی شخصی به نام (حسن احمدی) به این صورت نوشته می شود:
(> هه سه ن > ئه همه دی) همینطور (> ئی ران = ایران)
استفاده از علامتی خاص برای تفکیک اسامی خاص از کلمات دیگر بسیار مهم است. یعنی ما باید به این موضوع عادت کنیم که در هر حالی اسم های خاص را از سایر کلمه ها متمایز کنیم. همان طوری که این کار در الفبای لاتین با نوشتن حرف اول کلمه، با حرف بزرگ مشخص می گردد.
۸. در رسم الخط اصلاحی کلمات، همانطوری که تلفظ می شوند نوشته می شوند. بنابراین از تشدید و تنوین خبری نیست. مثلا: (مودده ت = مدّت) و (مه سه له ن = مثلاً)
۹. در رسم الخط اصلاحی، به دو نوع فاصله سفید احتیاج است. ۱. فاصله ی درون کلمه (که بسیار ناچیز است). ۲. فاصله ی بین دو کلمه که بزرگ است.
این فاصله سفید بسیار مهم است. از آنجا که در صفحه کلیدهای فعلی، چنین امکانی وجود ندارد برای تایپ فاصله ی سفید درون کلمه، کلید فاصله را یک بار و برای فاصله ی سفید بین دو کلمه، آن را دو یا سه بار فشار دهید.
۱۰. در رسم الخط جدید حفظ استقلال کلمه بسیار مهم است. بنابر این (کسره اضافه) (علامتهای جمع) (ی نکره) و سایر علامتهای دستوری جداگانه نوشته خواهند شد.
حال با یادگیری این قواعد می توانید شروع به تایپ نوشته هایتان به «خط اصلاحی» نمایید. در اوایل امر به علت اینکه چشم ما تمام عمر به الفبای کنونی عادت کرده است، رسم الخط اصلاحی کمی غریب به نظر خواهد آمد اما فراموش نکنید که در مدت کوتاهی به خواندن و نوشتن آن عادت خواهید کرد. در واقع هر جراحی کمی سخت است ولی باید به نتیجه مثبت آن فکر کرد.
در پایان به عنوان نمونه، قسمتی از کتاب شازده کوچولو به خط اصلاحی نگاشته شده است.
رووباهـ ساکی ت شود ؤه مودده ت ی زی یاد ی بی شازدی کووچوولوو نی گاهـ که رد.
ئاخه ر گوفت: بی زه همه ت مه را ئه هلی کون!
شازدی کووچوولوو ده ر جه ؤاب گوفت: خی یلی دی له م می خاهه د ؤه لی زی یاد ؤه قت نه داره م. مه ن بایه د دووستان ی پی یدا کونه م ؤه خی یلی چی زها هه ست کی بایه د بی شی ناسه م.
( روباه ساکت شد و مدّت زیادی به شازده کوچولو نگاه کرد.
آخر گفت: بی زحمت مرا اهلی کن!
شازده کوچولو در جواب گفت: خیلی دلم می خواهد ولی زیاد وقت ندارم. من باید دوستانی پیدا کنم و خیلی چیزها هست که باید بشناسم.)
رووباهـ گوفت: هی چ چی ز ی را تا ئه هلی نه کونه نند نی می ته ؤانه ند شی ناخت.
ئاده م ها دی گه ر ؤه قت ی شی ناخته ن ی هی چ چی ز را نه داره ند. ئان ها چی ز ها یی ساختی ئو په رداختی ئه ز دوکان می خه ره ند ئه مما چون کاسی ب ی نی ست کی دووست بی فورووشه د ئاده م ها بی دووست و ئاشی نا ماندی ئه ند. تو ئه گه ر دووست می خاهی مه را ئه هلی کون!
(روباه گفت: هیچ چیزی را تا اهلی نکنند نمی توانند شناخت. آدمها دیگر وقت شناختن هیچ چیز را ندارند. آن چیزهای ساخته و پرداخته از دکان می خرند اما چون کاسبی نیست که دوست بفروشد آدمها بی دوست و آشنا مانده اند. تو اگر دوست می خواهی مرا اهلی کن!)
نویسنده: ایرزابای آتاموسا
چهارشنبه, ۲۶ام خرداد, ۱۳۹۵