حدود یکسال پیش و یا قبل‌تر از آن نوشته بودم که ایران عملا از آستانه بی‌بازگشت هسته‌ای در بعد سیاسی عبور کرده است، هرچند طرف‌های غربی چه ساده‌لوحانه و چه متظاهرانه امیدوار به عدم عبور ایران از این آستانه به لحاظ فنی باشند. منظور از آستانه سیاسی اتمی شدن رسیدن به ظرفیتی است که اراده سیاسی طرف متخاصم توان جلوگیری از اراده طرف پیش‌برنده را نداشته باشد. همچنین نوشته بودم که تنها پلان بک‌آپ طرف‌های غربی قبولاندن یک ایران هسته‌ای به کشورهای منطقه است آنچنان که این پذیرش منجر به ایجاد یک مسابقه تسلیحات غیرمتعارف نشود. چنین کاری البته دشوار است اما امید طرف‌های غربی آن است که با برجسته کردن تهدید‌های موشکی و پهبادی ایران و تجهیز کشورهای عربی منطقه به سیستم‌های نوین پدافندی و ایجاد یک چتر حمایتی هسته‌ای توسط اسرائیل، بتوانند با ایجاد بازدارندگی، کشورهای عربی را از رفتن به سمت ساخت تسلیحات نامتعارف منصرف کنند. تنها مسئله اینجا می‌تواند نارضایتی اسرائیل از چنین روندی باشد. روسای جمهور اخیر ایالات متحده و همچنین نخست‌وزیران اسرائیل عملا نشان داده‌اند که از شهامت لازم برای اتخاذ تصمیمات قاطع برخوردار نیستند و به جز پمپئو که مستقیما دستور حذف قاسم سلیمانی -با یا بدون اطلاع از ترامپی که متزلزل نشان داده- را داده،‌ هیچیک از دولتمردان غربی نیز از اراده لازم برای اتخاذ تصمیمات سرنوشت‌ساز برخوردار نیستند. به این ترتیب اسرائیل راه دیگری به جز پذیرش این پلان دولت امریکا نخواهد داشت. اما همانگونه که قبلا هم نوشتم، چنین فرایندی با یک مصالحه سیاسی بین ایران و طرف‌های مذاکره کننده همراه خواهد بود تا آنها بتوانند جلوی خبرنگاران از پیروزی دیپلماسی بر جنگ سخن بگویند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)