به صراحت میتوان گفت که تمامی گروههایی که ادعا میکنند انقلابشان به دست خمینی مصادره شد، دروغ میگویند. آنها بودند که همان اول بسم الله، عکس امام شان را در ماه دیدند، و یک تار مو از ریشش را در بین صفحات قران پیدا کردند. نمک به حرام هایی که با پول ملت و اعتبار مملکت، در اروپا و آمریکا تحصیل کردند و اسلام درد امانشان را بُرید. بعدتر ها که خمینی سر تا پای همه شان را قهوه ای کرد، بانگ برآوردند که یا ایها الناس! آخوندها انقلابمان را مصداره کردند. تنها کارِ نیک خمینی، تار و مار کردنِ این انقلابیونِ بی شرف بود که کمر به خدمت خمینی و اسلام  بستند و ایران را به نابودی کشاندند. این دهه زجر یادآور خیانتهای شان است. 

وقتی میگوییم دهه زجر، به این معنی نیست که تنها ده روز زجر میکشیم. ما نسل سوخته همه زندگیمان را زجر کشیده ایم. اما این ده روز چیز دیگریست. این ده روز برای ما یادآور حماقت و ره گم کردنِ بسیارانی است که سرزمین مان را به لبه پرتگاه برده و به قعر دره سقوط دادند. به علاوه اینکه در این ده روز همه جای سرزمین رنگ و بویِ تعفن میگیرد. در سر هر چهارراهی، بر بلندای هر ساختمانی و بر فضای خالی هر دیواری، با نصب بنر و پلاکارد، روزهای نکبت بارِ دهه زجر را برایمان زنده نگه میدارند. 

دوست خوش قریحه ای میگفت: در این روزهایِ سیاه، فقط آمدن دوباره خمینی را کم داریم. آه که نمایشِ این حماقت، این کوری و این گمراهی چقدر دردناک است.

همیشه کنجکاو بوده ام که این مردمی که در استقبال از خمینی سر از پای نمی شناسند، چه کسانی بودند؟ این بدبخت ها نمی دانستند که برای آب و برق مجانی، تمام زندگیشان را از دست میدهند. 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)