اگر به روند ۳۳ ساله رژیم [جمهوری اسلامی ایران] توجه کنیم، میبینیم که از ابتدا تاکنون اساسا هیچ روزنهای برای دادخواهی قائل نبوده است. در روزهای گذشته یکی از نمایندگان مجلس عنوان کرد اگر وکیلی این نظام را قبول نداشته باشد، نمیتواند به عنوان وکیل در دادگاه حاضر شود. آن زمان هم که ما در زندان به سر میبردیم اساسا هیچکدام از ما وکیل نداشتیم. در واقع این مادران ما بودند که خارج از زندان به جای وکلای ما بودند. دادخواهی در داخل ایران هیچگونه امکان بروز و ظهور ندارد چرا که این سیستم، یک سیستم فاشیستیِ مذهبی است و اجازه نمیدهد هر کس با هویت خود و چارچوبهایی که لازمه یک جامعه مدنی است، وجود داشته باشد.
از نظر من پرونده دادخواهی حمید نوری، امنیتیترین پرونده نظام جمهوری اسلامی در طول عمر خود است. در طول این چهار دهه، همه پروندههای سیاسی-امنیتی به نوعی از درون یا بیرون رژیم افشا شده اما سران رژیم، از صدر تا ذیل درباره پرونده قتل عام سال ۶۷ سکوت میکنند.
به عنوان مثال، میرحسین موسوی، نخست وزیر وقت رژیم گفته بود قتل عام ۶۷ یک سرش به [روحالله] خمینی، یک سرش به دولت، یک سرش یه قوه قضاییه و سایر عناصر برمیگردد و اگر بخواهیم سر آن را باز کنیم باید تا انتها این مسیر را ادامه دهیم که به صلاح ما نیست.
همچنین آیتالله [حسینعلی] منتظری در نوار دومی که منتشر نشد و به خاطر آن پسرش احمد منتظری را تهدید کردند، عنوان کرده بود خونی که به ناحق ریخته شده، کار را تمام خواهد کرد. این شواهد نشان میدهند سران نظام به خوبی واقفاند که اگر روزنهای برای دادخواهی درباره این پرونده باز شود، به آغاز یک محاکمه علیه جنایتی که از پشتبام مدرسه رفاه آغاز شد و تا سرکوب و اعدام و شکنجه امروز ادامه دارد، منجر خواهد شد.
■ تأثیر دادگاه حمید نوری بر افکار عمومی داخل ایران چگونه است؟ این دادگاه که در خارج از ایران برگزار میشود چقدر میتواند در پیوند با دادخواهی در داخل ایران باشد؟
– به نظر من تنه اصلی دادخواهی و کثرت خانوادههای دادخواه در داخل ایران است اما این دادخواهی به دلیل ارعاب و سرکوب در طی ۳۳ سال گذشته، امکان بروز و ظهور نیافته و خاموش مانده است. به همین دلیل خانوادهها با وجود همه تهدیدات و خطرات از داخل ایران با ارسال عکس، ویدئو، اطلاعات و یادگاریهایی که از جانباختگان ۶۷ باقی مانده، سعی میکنند به هر طریق ممکن صدای خود را به جهانیان برسانند به ویژه اینکه این فعالیتها با محاکمه حمید نوری، دادیار زندان گوهردشت در قتل عام دهه ۶۰ توأمان شده است.
این دادگاه در داخل ایران بازتاب وسیعی داشته و تنها فقدان ارتباط و تماس با داخل ایران مانع انعکاس فعالیتهای دادخواهان داخل ایران در رسانهها میشود. از نظر من این دادگاه بر اقدامات بعدی سیاسی و حقوقی در رابطه با محاکمه جنایتکاران و سران نظام جمهوری اسلامی مؤثر خواهد بود.
■ لطفا درباره ویدئوهایی که از تخریب مزار شماری از جانباختگان دهه ۶۰ در شهرستان لنگرود به دستتان رسیده توضیح دهید. این ویدئوها چطور به دست شما رسید و شیوه گردآوری آن به چه شکل بوده و هدف از جمعآوری آنها چیست؟
– این اولین ویدئوها و عکسهایی نیست که از داخل ایران ارسال میشوند. این روند از سال ۹۷ آغاز شده است. حدود دو سه ماه پیش بود که از سنگ مزار گروه سربداران، اتحادیه کمونیستها که در سال ۶۰ دستگیر و اعدام شدند، بیش از ۸۰ عکس ارسال شد. به نظر من این همان پیوندی است که در داخل ایران به عنوان تنه اصلی دادخواهی با دادگاه و محاکمه حمید نوری ایجاد شده است.
ویدئوها در ششم مهر ماه سال ۱۳۹۹ تهیه شده و نشان میدهند سنگ مزارهای مربوط به قتل عام ۶۷ در کنار غسالخانه در لنگرود را سیمان و کاشیکاری کردهاند اما با اعتراضاتی که خانوادهها در برابر این اقدام انجام دادند، رژیم ناگزیر شده باز سنگ مزارها را به موقعیت پیشین برگرداند. این موارد در فیلمهای اول و دوم کاملا مشخص است. در این فیلمها کاملا توضیح داده شده است.
نکته مهمی که وجود دارد، ترس و وحشت رژیم است. همپا با ادامه محاکمه حمید نوری در استکهلم سوئد، رژیم ناگزیر شده که سنگ قبرها را برگرداند چرا که به هیچ وجه نمیخواهد در داخل ایران حساسیت و انگیزشی در میان مردم ایجاد کند. اگر این مسأله در داخل ایران بازتاب رسانهای پیدا کند و موضوع این مزارها با دادگاه نوری پیوند بخورد، بیش از پیش برای رژیم دردسرساز خواهد بود. رژیم تماما سعی میکند آن کشتارها را انکار کند. در لنگرود اما سکوتی که رژیم کرده و سعی کرده با برگرداندن سنگ قبرها، صدای خانوادهها را خاموش کند ناشی از وحشت و هراسی است که از دادخواهی و محاکمه حمید نوری برای او ایجاد شده است.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.