فرار از زندان ساوه – (قسمت ششم) + ویدئو
تلاش برای خروج از کشور
مرداد۱۳۶۶، چهار زندانی سیاسی که از زندان ساوه فرار کردهاند خود را به تهران رسانده و موفق میشوند با یکی از هستههای مقاومت در تهران ارتباط برقرار کرده و تحت حمایت آنها قرار بگیرند.
اکنون فوری ترین مسئله خروج آنها از کشور است.

درباره؛ فرار از زندان ساوه بیشتر بخوانید
فرار از زندان ساوه؛ خروج از تهران
وقتی که ما به آنها وصل شدیم، آنها خبر فرار و وضعیت ما را به سازمان گزارش کردند و در پاسخ سازمان به آنان گفته بود اول و قبل از هر کاری آنها (بچه های زندان ساوه) را منتقل کنید و آن ۱۲ نفر را روز بعد بیاورید.
تا اینکه بعد از سه روز یا چهار روز توانستم از طریق یکی از بچهها آن هم از طریق رادیو مجاهد وصل شویم و کدی برای ما و آنان مشخص شد. یک شب از طریق رادیو مجاهد شنیدیم که قرار بر این است که یکی از بچهها برای بردن بچه های زندانی به ما مراجعه و آنان را با خود ببرد.
دو روز یا سه روز بعد از آن تماس و قراری که از طریق رادیو مجاهد داشتیم، موفق شدیم که بچه های زندان ساوه را از خانه خارج کنیم. و با هم به میدان آزادی و ترمینال آزادی رفتیم و منتظر ماندم تا که ماشین آنها از ترمینال خارج شد و از آن به بعد، آنها را دیگر ندیدم.
با آنان قراری گذاشتیم که در صورت خروج از کشور از طریق صدای مجاهد برای ما پیغام خروج از کشورشان را ارسال کنند تا ما مطمئن شویم سالم از کشور خارج شدند. [فرار از زندان ساوه (قسمت چهارم) + ویدئو]
فرار از زندان ساوه؛ اتوبوس و جاده و ایست بازرسی های بر سر مسیر
سفری پر ریسک آغاز میشود، در ورودی و خروجی همه شهرها پاسداران ایست بازرسی دایر کرده و بدنبال شکار و دستگیری مجاهدین بودند. ممکن بود در هر ایست بازرسی توسط پاسدارها شناسایی و دستگیر بشوند، به همین خاطر نیاز به تغییر وضعیت ظاهری و مدارک شناسایی جعلی داشتند.
زندانی؛ به من گفتند که لباس سربازی بپوشم و برگه مرخصی دادند که البته امضای آن را خودم بایستی بجای فرمانده مربوطه در پای ورقه می گذاشتم و در واقع آن را جعل میکردم. مختصری توضیحات از اینکه یکان و فرمانده کی هست و اسمشان چیست را به من گفتند.
سپس به ترمینال آزادی به اتفاق هسته مقاومت رفتیم و ما را سوار اتوبوس کردند. از قبل هم توجیه کردند که به تبریز می رویم و در آنجا با یک قاچاقچی سر قرار باید حاضر میشدیم که مشخصات و کدها و علائم آشنایی را هم به ما دادند و گفتند که قاچاقچی شما را از کشور خارج می کند. [مقام وزارت اطلاعات؛ منتظری گفته بود که خمینی… خورده که به من تهمت زد!]
فرار از زندان ساوه؛ اتوبوس در جاده
آنها به سلامت از تهران به تبریز میرسند اما اکنون با چالش دیگری مواجه میشوند.
زندانی؛ ما به تبریز رسیدیم و بر سر قراری که داشتیم، رفتیم و هر چقدر ایستادیم نفر قاچاقچی بر سر قرار حاضر نشد و قرار زاپاس روز بعد بود. از قبل به ما گفته شده بود که به مسافرخانه بدلیل اینکه شبها سپاه مسافرخانه ها را چک میکند نرویم. از آن طرف هم محلی و جایی نداشتیم که برویم و ما مانده بودیم که چکار کنیم.
بدین ترتیب آنها به تبریز رسیدند اما تا خروج از کشور هنوز خطرات زیادی در کمین آنهاست. ادامه دارد…

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.