چرا زنان ایران سهمی در مشاغل رسمی کشور ندارند
زنان ایران قربانیان نخست اندیشه واپسگرایانه حاکم
بیکاری یکی از جدیترین مشکلات جامعه ایران است. روز به روز بر تعداد فارغ التحصیلان دانشگاهی به جامعه افزوده میشود در حالیکه در بازار کار جایی برای آنها وجود ندارد. در چنین وضعیتی زنان ایران نسبت به مردان از موقعیت بدتری برخوردار هستند. علیرغم اینکه زنان در دوره های تحصیلات عالی افزایش چشمگیری دارند، یکی از دست اندرکاران کانون عالی صنفی کارگران به نام سمیه گلپور درگفتگو با خبرگزاری ایلنا روز ۶ آذرگفت: بالای ۶۵درصد از کرسیهای دانشگاه در اختیار زنان است اما در بازار کار فرصتهای شغلی برابری بین زنان و مردان وجود ندارد.

درباره؛ زنان ایران بیشتر بخوانید
چرا زنان ایران سهم کمتری از بازار اشتغال دارند؟
سوال اینجاست چرا زنان از موقعیت شغلی پایین درجامعه برخوردارند؟ به عبارتی سطح اشتغالشان حتی کمتر از ۲۰درصد است و این یعنی یک فاجعه اجتماعی!! که زنان ایران دارند از آن رنج می برند.
البته بحث این نیست که فرصتهای شغلی برابری بین زنان و مردان وجودندارد. بلکه یک ظلم مضاعف و عریانی است که در جامعه ما شاهد آن هستیم. شیوع کرونا باعث تشدید این رنج مضاعف شده و به مراتب وضعیت اشتغال زنان را در جامعه بیشتر به مخاطره انداخت.
برای بررسی جامعه شناسانه نبایستی به غلط به این بیندیشم که چون مقامات دولتی توجه به این موضوع نمیکنند باعث شده که زنان از موقعیت شغلی برخوردار نشوند. نه، بلکه باید موضوع را دیدگاهی و اندیشه ای بررسی کرد.
زن به عنوان جنس دوم در اندیشه حاکم
وقتی کلیت دستگاه این نظام روی این سوار است که ارزش کار زنان در خانهداری و بچهداری است پس نبایستی توقع داشت که درجامعه بگذارند زنان نقش آفرینی کنند. این ظلم و تعدی دستگاه زن ستیز حکومت به حدی رسیده است که کارگزار مورد نظر یعنی سمیه گلپور درجای دیگر این گفتگو اشاره کرد: «متاسفانه کار منزل ارزشگذاری نشده است و این واقعا ظلم است که زنانی که رغبت به حضور در اجتماع دارند، به دلیل وظایفی که بردوش آنهاست نمیتوانند وارد اجتماع شوند».
القای این اندیشه که زنان ایران باید همین وضعیت را بپذیرند!
معنی حرف این خانم کارگزار این است طوری زنان را در خانه به اسم وظایف و تعهد به خانواده و بچهداری به زنجیر کشیدهاند که دیگر زنان میهنمان چنین فکری نکنند که تعهدی نسبت به جامعه هم دارند. آری الان ما شاهد موانع زیادی در پیش پای زنان ایرانی هستیم که نشات گرفته از همان اندیشه است که جای زنان را در کارآفرینی جامعه محدود و محدودتر کنند. مانند طرح موضوع بدحجابی زنان، که با این اهرم در ادارات و مشاغل دولتی پا پیچ شان می شوند. در واقع اندیشه زن ستیزی که بر کلیت دستگاه حاکم است راه را همه جانبه برای روی زنان بسته است و نمیگذارد در سطوح مختلف جامعه بدرستی دوشادوش مردان وارد کار شوند.
مشاغلی که برای زنان ممنوع است
زن نبایستی قاضی شود. زن نبایستی رئیس جمهور شود. قضاوت ۲زن برابر یک مرد است و…همه اینها فرهنگی را به جامعه تحمیل کرده است که گویا مهمترین کار زنان در خانه است و نبایستی درجامعه کار جدی را به زنان داد.
از طرفی مردان هم تحت چنین اندیشهای کارهای خانه را بردوش زنان قراردادند. یعنی برای بسیاری از خانوادهها این موضوع که کار خانه باید بردوش زنان باشد جا افتاده است. در حالیکه این فرهنگ نشأت گرفته از اندیشه زن ستیزانه است که متاسفانه بلای جان زنان ایران شده است.
برای از بین بردن این نابرابریها و ریشهکنی این اندیشه غلط درمورد زنان و به رسمیت شناختن حق تساوی و برابری بین زن و مرد و ارتقا سطح فرهنگ جامعه درتنظیم با نیمی از جامعه ایران، راه حل در تغییرات ساده وسطحی نیست. با توصیه و سفارش کردن تغییری ایجاد نمیشود.
بلکه باید این دستگاه ذهنی و اندیشه ارتجاعی کهن حاکم درمورد زنان را برچید و از بین برد. بعد از آن است که میتوان فرهنگ جامعهی آسیب دیده را درمان کرد و اندیشه و فرهنگ نویی را جایگزین نمود. و فرصت برابر برای زنان فراهم کرد که وارد عالیترین مدارج فعالیت سیاسی و اجتماعی شوند. زنان ایران فاتحان فردای تاریخ ایران خواهند بود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.