آزادی آی آزادی رویای دیرین ما !

دیرزمانیست مردم ایران برای رسیدن به آزادی در چالش با حکومتهای وقت هستند. بیش از صد سال پاست ما ایرانیان به صورت مدون دارای قانون هستیم و همواره برای اجرای درست و کامل آن چشم انتظار بوده ایم و از همان دوران تاکنون مردم برای اظهار نظر و بیان اعتقادات خود و اعتراض به بی قانونی و شیوه عمل دولت و سایر دستگاههای مجری فانون راهی زندان می شوند و ماهها و سالها در بدترین شرایط ممکن به دور از شأن انسانی و حقوق مدنی به سر می برند

حکومت از هر نوعش استبدادی و غیر استبدادی یا دینی و غیردینی اش باید بدانند مبارزه برای به دست آوردن آزادی و دستیابی به معیارهای دمکراسی حتی در کوچکترین شکل ممکن هرگز در میان مردم و در اذهان و افکار آنان از بین نخواهدرفت.

شاید در جامعه ای مانند ایران مردم تحمل بسیار بالایی برای بی عدالتی و ظلم و خفقان و جنایت و زیرپا گذاشتن حقوق انسانی وداشته باشند اما هرگز این آرزوها و خواستهای برحق در افکار و اذهان آنها نه تنها ازبین نمی رود بلکه بارورتر و پویاتر می شود.

اگر امروز از مرگ آرام و مظلومانه انسانی شریف و مبارز مانند هدی صابر یا هاله سحابی افشین اسانلو که زنده ماندشان هرگز خوشایند جکومتی اسلامی نبود ، کسانی خشنود و راضی باشند باید بدانند که با مرگ یک افشین یا هدی یا هاله هزاران هزار افشین و هاله و هدی زنده خواهند شد و تواناتر و پویاتر با پرچمی افراشته تر برخواهند خاست و این راه بی مبارز نخواهد ماند. این که امروز انسانهای شریف و مقاومی مانند موسوی و کروبی و نبوی و هزاران نفر دیگر که اکثرشان از تبار خود حکومتگران بوده و هستند نشان از بی شرافتی و جنون قدرتمندان دارد و چنایات انجام شده در سالهای گذشته نشان می دهد تک بعدی بودن و تک محور بودن سیستم اداره کشور و افتادن قدرت در دست یک عده خاص و اوج گرفتن نهادهای سیاسی و قدرت نظامی و اهرمهای اقتصادی و تنها و تنها به جنون و دیوانگی قدرتمداران به ویژه رأس قدرت یعنی رهبر منجر می شود رهبری که همواره به حمایت از یک جناح و گروه خاص در تمامی عرصه ها پرداخته اند .

رهبر نه چندان عزیز ما ، متأسفانه نه به صلاح کشور فکر می کنند نه حرمت و کرامت مردم که هواره از آن دم می زنند، نه صلاح و آینده نسلهای آتی کشور و نه آبروی سیاسی و اعتبار ایران و نه تمامیت ارضی و وجه جهانی و نه حتی وجه دین اسلام و شیعیان و روحانیتی که ایشان را بر سر قدرت آورده است و حاکی بر سر ایران و ایرانیان ریخته است و امروز با هر نیم نسیمی که بر اثر عملکرد این حکومت جنون زده این خاک به چشم همه مردم ایران و جهان می پاشد.

حال باید به تنها راهی که می تواند ما را از این چاه عمیق و تاریک بیرون بیاورد فکر کنیم. این راه هرگز از جانب آسمان و زیر دریاها و اقیانوسها نمی گذرد و هیچ نشانی در ماوراء ندارد و فقط و فقط خود مردم ایران بخواهند و با یکدلی و هنفکری به این روشنگری برسند که چطور با آگاهی و تداوم بر آزادی خواهی و مبارزات مدنی مستمر بر سرنوشت کشور تأثیر گذاشته و گامهای استوار به سوی آزادی ایران و ایرانی را بردارند و از پای ننشینند.

ما این راه را ادامه خواهیم داد و بهایش را چون گذشته خواهیم پراداخت حتی اگر برای شروع مجدد پیمودن مسیر سخت رسیدن به آزادیودستیابی به جامعه ای سکولارو دمکراتیک، یکی از راهها، انتخاب کاندیدای بین بد و بدتر باشد، و خوشبینانه بیندیشیم که پیگیری آمال آزادیخواهی از مسیر اصلاحات از درون نیروهای میانه رو و معتدل این رژیم که حقیقتادشوار و ناممکن می نماید، بتوانیم گامی به جلو رفته و گامهایی را با امیدی بزرگتر برای تغییری بیشتر برداریم مانند بهبود وضعیت زنان و اصلاح قانون اساسی و حذف ولایت فقیه و حذف قدرت نامحدود نیروی مخوف سپاه پاسداران و برقراری تشکل های مردمی و مدنی و یا مطرح کردن حذف نیروگاههای اتمی و هرچند ما مردم رنجور هنوز سینه هامان سوزان است از درد و رنج ناشی از ستم وحشیانه و موذیانۀ رژیم منفور جمهوری اسلامی در سالهایی که چشم امید به اصلاحات گروهی از میانه روهای وابسته به نظام داشتیم اما دهها تن از متفکران و نویسندگان و مبارزان آزادی خواه و میهن پرست را از دست دادیم و حتی نتوانستیم آزادانه برای تکه‌تکه شدنشان اشک بریزیم.

بادصبا سرابی

تیر 92

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)