مدتی پیش از آنکه جناب دبل دکتر محمد مخبر به مقام معاون اولی رئیس جمهور انتصابی نظام اسلامی منصوب شود، در باره او نوشتم و توضیح دادم چرا او آئینه تمام نمایی از تمام مردان حکومت اسلامی است، مردانی که علی‌رغم تمام تفاوت‌هایشان در یک چیز مهم مشترک هستند: ذهنی بسیار ابتدایی و غیرمجرد برای درک پیچیدگی‌ها و مفاهیم انتراعی دارند، و به همین سبب نیز عموما از سابقه تحصیلی بسیار ضعیفی در مدارس به نسبت متوسط جامعه برخوردارند. چنین اذهانی عموما پرورش یافته هئیت‌های مذهبی است که در آن تقابل حق و باطل به مثابه الگویی برای تمام داوری‌های فردی و اجتماعی‌شان به یک دوگانه بسیار ابتدایی تقابل امامان شیعه با زمامداران اموی یا عباسی فروکاسته می‌شود، بدون اینکه از آموزش درستی در باره پیچیدگی‌های تحولات تاریخی و ساختارهایی که الزاما در دوگانه مزبور قرار نمی‌گیرند، برخوردار باشند. حتی تاریخ مربوط به امامان شیعه را نیز روحانیون زیرک به شکلی در می‌آورند که این اذهان ابتدایی نیازی به توسعه یک ذهن مجرد و آبستره برای درک آن نداشته باشند. برخلاف مسئولین و رهبران جوامع دیگر که از دل مداراس و دانشگاه‌ها بیرون می‌آیند، مسئولین نظام اسلامی غالبا «بچه هیئتی» هستند، بچه‌هایی که عموما بر اساس آموزش‌های ساده و ابتدایی با امورات انضمامی بیشتر مانوسند تا مفاهیم مجردی که معمولا در نظام‌های آموزش جدید آموخته می‌شوند. بزرگترین نشانه این پرورش‌نیافتگی و عدم توسعه مناسب ظرفیت‌های ذهنی در استفاده بسیار زیاد آنها از «تمثیل» و «قیاس» برای «تعمیم» generalization مشهود است. حجم زیاد استفاده از تمثیل که آموزگاران آنها مانند قرائتی و دیگران برای استدلال بر مدعاهای خود به کار می‌برند، علی‌رغم اینکه خود به عدم اعتبار قیاس مدعی هستند و شاهد می‌آورند از پیامبر مسلمین که اول من قاس شیطان، بر عدم توسعه‌یافتگی ذهنی آنها دلالت دارد. جناب محمد مخبر در باره مشکل خانم دکتری که اجازه عبور نیافت تا به موقع به سرکار خود برسد، نامه توبیخی را به زیردستانش منتشر می‌کند- احیانا در این کار خود را در جایگاه علی می‌دید که از فرماندارانش مواخذه می‌کرد- بدون اینکه توجه داشته باشد مدیریت جوامع مدرن را نیازی به این نوع نامه‌نگاری‌ها نیست. دقت در سخنان رئیس جمهور انتصابی نیز نشان می‌دهد ایشان چه درک ابتدایی از پیچیدگی‌های مدیریت نظام‌های کلان دارد، استفاده از عباراتی مانند «به صف کردن مدیران»، «به صف کردن اقتصاد دانان»، «جمع کردن کرونا» و مانند آن، ذهنیت ابتدایی و توسعه‌نیافته او را برای درک مفاهیم غیرانضمامی و مجرد برملا می‌کند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)