این دو نقل قول را به یاد آورید: بعد از کوی دانشگاه: خاتمی:به یاری خداوند، این بلوا خاموش شد!/حسن روحانی:اگر منع مسئولین نبود مردم ما با این عناصر اوباش به شدیدترین وجه برخورد می‌کردند!

حمایت خاتمی از حسن روحانی، داغ دلم را تازه کرد، نفسم را به شماره انداخت و به من ثابت کرد که خاتمی، دست کمی از خامنه ای ندارد. خاتمی از حسن روحانی،

مگر می شود قهرمانان و دلیرانی که در این سی ساله، شعله آزادی خواهی را در ایران روشن نگاه داشتند، فراموش کرد!؟

مگر می شود چشم فروبست و فراموش کرد که در اوج خفقان رژیم، امثال سیمین بهبهانی، دم از ساختن وطن و رها سازی آن از دست جلادان کردند؟!

مگر می شود فراموش کرد آزادی خواهانی که نزدیک به چهارده سال پیش، چون کاوه قد علم کردند و فریاد سر دادند که: «حکومت زور نمی خواهیم، آخوند مزدور نمی خواهیم!»

اجازه بدهید به یاد شما بیاورم:

قریب چهارده سال پیش، جنایتکاران بسیجی  و مزدور خامنه ای، به کوی دانشگاه تهران حمله کردند، و با فریاد یا زهرا، دانشجویان را از طبقات، به پایین پرت کردند! دانشجویان شجاعانه به خیابان آمدند و فریاد مرگ بر دیکتاتور سر دادند. دانشجویان از حق انسانی خود که حتی در قانون اساسی احمقانه رژیم به رسمیت شناحته شده استفاده کرده بودند، بماند که حق تجمع، حقی است که در اعلامیه جهانی حقوق بشر، به رسمیت شناخته شده است.

خامنه ای در جلوی همه و در جلوی دوربین های تلویزیونی صدا و سیما، از ترس به گریه افتاد.

لطفا به یاد داشته باشید که در آن روزگار، خاتمی، بیش از بیست میلیون رای داشت و مردم از حمایت کامل می کردند، هنوز نیز خامنه ای، قدرت کامل را در اختیار نداشت و مانند این روزها، حاکم بلامنازع کشور نبود!

در این میان، عکس العمل خاتمی، جالب است، او با بی شرمی، پشت دانشجویان را خالی کرد، به انها لقب اغتشاشگر داد و از آنها خواست تظاهرات را تمام کنند.

بعد از آنکه دانشجویان تظاهرات خود را به اتمام رساندند، این خامنه ای بود که باز قدرت را به دست گرفت، بسیجی ها و جنایتکاران انصار حزب الله را بسیج کرد، انها در تهران تظاهرات برگزار کردند و همین آقای حسن روحانی، در میان آنها حاضر شد و دانشجویان را شورشی و بلواگر لقب داد و گفت:(منبع)
“مردم ما به خوبی می‌دانند مسئله ولایت به عنوان مظهر وحدت ملی جامعه است. مسئله ولایت مظهر اقتدار ملی ما است. اهانت به مقام ولایت، اهانت به ملت است. اهانت به ایران است. اهانت به اسلام است. اهانت به مسلمانان است.اگر منع مسئولین نبود مردم ما، جوانان مسلمان، غیور و انقلابی ما با این عناصر اوباش به شدیدترین وجه برخورد می‌کردند و آنها را به سزای اعمالشان می‌رسانند. اینها خیلی پست‌تر و حقیرتر از آن هستند که بخواهیم نسبت به آنها تعبیر حرکت براندازی را مطرح کنیم.”

خاتمی یک ماه بعد از فاجعه کوی دانشگاه، چنین گفت:

“شورش و بلوا در تهران، حادثه‌ی زشت و نفرت‌آوری بود که ملت عزیز و مقاوم و صبور و منطقی ما را مکدر کرد. آن‌چه در تهران پیش آمد، لطمه به امنیت ملی بود؛ تلاشی بود برای برهم زدن آرامش مردم شریف و تخریب اموال عمومی و خصوصی و بالاتر از آن، اهانت به نظام و ارزش‌های آن و مقام معظم رهبری. آن‌چه پیش آمد، حادثه‌ی ساده‌ای نبود؛ تلاشی بود برای مرزشکنی و برای ابراز کینه‌توزی علیه نظام که نه رابطه‌ای با این ملت شریف داشت و نه نسبتی با دانشگاه و دانشگاهیان. حادثه‌ی شورش، یک حرکت کور، یک بلوا، یک حرکت ضد امنیتی، با شعارهای منحرف‌کننده بود که به نظر من برای مخدوش کردن شعارهای مطرح‌شده در دوران جدید ریاست‌جمهوری به وجود آمد. …حریک احساسات مردم متدین و دل‌سوز و وطن‌خواه که تاب تحمل حمله به ارزش‌ها، رهبری، و مقدسات خود را ندارند، فقط از آن جهت صورت گرفت که ملت به خشونت واداشته شود…به یاری خداوند این بلوا خاموش شد”
د محمدعلی ابطحی)، مردم‌سالاری، نشر طرح نو، تهران، ۱۳۸۸، ص ۱۰۵.

در حقیقت؛ خاتمی با اعلام حمایت از حسن روحانی، دو پیام ساده داد، یکی اینکه انتخابات رژیم را به رسیمت شناخته و خواستار شرکت در آن شده است، و دیگر آنکه گفته حسن روحانی، لیاقت ریاست جمهوری را دارد!!

اعلام حمایت خاتمی از حسن روحانی، بی احترامی مجدد او به شعور جامعه است، بی احترامی او به خون جوانانی است که در فاجعه کوی دانشگاه بر زمین ریخته شده است، و تنها نشان می دهد برای خاتمی، به مانند خامنه ای، بی شرفی مرزی ندارد…!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)