نقش زنان در اعتراضات آبان ۹۸

یکی از تفاوت‌های برجسته قیام آبان ۹۸ حضور چشمگیر زنان و دختران در این اعتراضات بود. امری که هم توسط رسانه‌های ولایت فقیه بازتاب گسترده‌ای داشت هم رسانه‌‌های خارجی به آن پرداختند. هر کدام از زاویه‌ای. اما براستی چرا حضور زنان و نقش رهبری‌کننده آنان چنین رشد افزایش‌یابنده‌ای را در پیش گرفته است که حکومت ناگزیر از اعتراف به آن می‌شود؟

از شروع اعتراضات آبان ۹۸ و پس از آنکه حکومت ولایت فقیه در ترس از گسترش قیام و به منظور سانسور خبری جهت کشتار، دست به قطع اینترنت و تلفن در ایران زد، به فاصله چند روز، آه و فغان‌های حکومت و سران آن و مهره‌های امنیتی و نظامی‌اش به خاطر حضور زنان و دختران در این قیام بالا گرفت.

رحمانی فضلی وزیر کشور حکومت که از رهبری زنان در قیام وحشتزده بود اعتراف کرد که «دو سه ساعت بعد از اجرای طرح سهمیه‌بندی بنزین با بعضی از نیروهایی در صحنه‌ اعتراضات مواجه شدیم که در هسته‌های ۵ و ۴ نفره بودند؛ یک خانم معمولا با آنها بود و دعوت به اعتراض و تهییج مردم می‌کردند»

حکومت ولایت فقیه که هیچگاه نمی‌تواند باور کند نیروی بالنده زنان که دهه‌ها تحت شدیدترین سرکوب‌ها بوده است اصلی‌ترین نیرو برای تغییر است همواره تلاش می‌کند حرکت زنان در قیام آبان ۹۸ را در بستر فکری خود که کاملا بر زن‌ستیزی استوار و نهادینه شده است تبیین کند،‌ اما واقعیت صحنه چیز دیگری است. کف خیابان توسط زنان و دختران ایران‌زمین هدایت و رهبری می‌شود.

حال آنکه ولایت فقیه مطلقا توان فهم آن را ندارد و مجبور است آنها را در رسانه‌های خود «آشوبگران حرفه‌ای» خطاب کند و ناله سر دهد که «آشوبگران حرفه‌ای؛ این شاید بهترین لفظی باشد که بخواهیم روی اغتشاشگران این چند روز اخیر در کشورمان بگذاریم؛ در این میان زنان نقشی محوری در لیدری این آشوب‌ها برعهده دارند

این حقیقت محض است که زن و دختر ایرانی در کنار مرد و پسر ایرانی، جایگاه حقیقی و انسانی خود را که سالیان سرکوب شده بود بازیافته است و مهم دیگر اینکه مرد و پسر ایرانی به این واقیعت با طیب‌خاطر افتخار می‌کند.

آری زن ایرانی که اسلافی مانند زینب پاشا، بی بی مریم بختیاری، زنان اتحادیه غیبی نسوان، فداییان خلق مرضیه اسکویی، صبا بیژن‌زاده، شهیدان خلق فاطمه امینی و اشرف ربیعی را پشتوانه خود دارند بار دیگر بپاخاسته‌اند تا سهم خویش را در رهبری انقلاب نوین ایران ایفا کنند.

حکومت ولایت فقیه به خوبی می‌داند که اگر زنان که ۵۰ درصد جامعه را تشکیل می‌دهند به احقاق حقوق خود برخیزند و مبارزات آنها به کل جامعه گسترش یابد، مقابله با آن بسیار دشوار خواهد بود.

در اعتراضات اخیر، نقش زنان، پررنگ‌تر از همیشه بود. اوج سرکوب و محرومیتی که به زنان در حکومت ولایت فقیه تحمیل شده، آنها را به صف نخست مقاومت و به نقش رهبری کشانده است.

گسترش شبکه‌های اجتماعی نیز باعث شده است تا تصویر زنان مبارز دوباره دیده شود. فیلم‌ها و عکس‌هایی منتشر شد که، تصویر متفاوتی از زنان را به جامعه ارائه ‌داد. زنانی که با دست خالی جلوی گلوله ‌ایستادند و پلیس را به عقب ‌راندند.

یکی دیگر از دلایل مانور بیش از حد حکومت روی نقش زنان در اعتراضات نیز، ذهنیت زن‌ستیز سران نظام و عوامل اجرایی آن‌هاست. در واقع اگر مردی در جلوی جمعیت قرار بگیرد و از دیدگاه خبرگزاری‌های حکومت نقش لیدر داشته باشد، «جاسوس» یا «منافق» است. اما زنی که در همان موقعیت به همان عمل دست می‌زند، فقط عامل بیگانه یا فریب‌خورده نیست، بلکه به زن بودن خود! (از دیدگاه حکومت) پشت کرده است و نقشی فراتر از مادر بودن و رسیدگی به امور داخلی خانه بر عهده گرفته است. بخشی از تأکید بیش از حد نظام بر حضور زنان نتیجه‌ همین بهت‌زدگی است.

از سوی با توجه به اینکه اکثر فیلم‌ها و ویدئوها نقش مرکزی زنان مشهود است کتمان این نقش دشوار است، لاجرم راهی جز اعتراف به آن نیست. اما ناچارا، زنان را آماج حملات خود قرار می‌دهد امری که نتایج ضرربار آن قبل از همه گریبان حکومت را خواهد گرفت.

در قیام آبان ۹۸، انسان‌ها فراتر از جنس و جنسیت خود، برای هدفی مشترک به نام آزادی قیام کرده بودند. این جنبش‌ها با سرکوب، دستگیری و قتل مردم آرام نخواهد گرفت، چون زن و مرد ایرانی برخاسته‌اند تا آزادی خود را از حکومت ولایت فقیه بازستانند و زنان در این قیام محرزا نقش رهبری را داشته و خواهند داشت و این انقلاب را به پیروزی خواهند رساند.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)