دروغ‌درمانی روحانی پیرامون گرانی قیمت بنزین

از بامداد ۲۴ آبان ۹۸ بنزین به افزایش قیمت سه‌برابری و با سهمیه‌بندی عرضه شد. از ساعات اولیه روز اعتراضات گسترده علیه این اخاذی حکومتی صورت گرفت. روحانی رئیس‌جمهور ولایت فقیه سراسیمه به میدان آمد و مجبور به موضع‌گیری شد. اما در سخنان روحانی آنچه جلب توجه می‌کرد ترس از فرجام این اعتراضات بود. امری که روحانی سعی داشت تا با دروغ‌درمانی از این فرجام بکاهد یا به نحوی از آن بگریزد.

دو روز بعد از اجرای طرح افزایش قیمت سوخت و سهمیه‌بندی آن، روحانی رئیس‌جمهور ولایت‌فقیه بعد از خامنه‌ای به میدان آمد تا به توضیحات درباره افزایش قیمت بنزین بپردازد. روحانی که در جلسه هیئت دولت سخن می‌گفت به دروغ‌درمانی پرداخت تا از بار اعتراضات و قیام مردم ایران بکاهد و ضمن اشک‌تمساح ریختن برای مردم، اعتراض‌کنندگان را تهدید کرد.

دروغ اول

روحانی ابتدا مدعی می‌شود که «اساس و هدف دولت در طرح حمایت معیشتی کمک به خانوارهای متوسط و کم‌درآمد» بوده است. حال آنکه بر اساس طرح حکومت بیش از ۶۰ درصد درآمد ناشی از این طرح به جیب حکومت ریخته می‌شود و در صورتی که طرح حمایتی آنچنان که روحانی مدعی شده است، کامل اجرا شود تنها کمتر از ۴۰ درصد درآمد به اقشار کم‌درآمد پرداخت خواهد شد یعنی افزایش قیمت بیشتر به خاطر نجات حکومت از ورشستگی کامل بوده تا کمک به «خانوارهای متوسط و کم‌درآمد».

مضاف بر اینکه تورم ناشی از افزایش قیمت بنزین کاملا جدی است به نحوی که از دقایق نخست افزایش قیمت بنزین سران و ارگانهای حکومت همواره از «از برخورد با کسانی که بخواهند قیمت‌ها را بالا ببرند» دم می‌زنند. پرداخت یارانه نقدی جدید به ۶۰ میلیون نفر از شهروندان نیز قطعا تبعات تورمی بالایی خواهد داشت. افزایش بلافصل و بلافاصله‌ قیمت ارز و طلا موید این نظر است.

فارغ از کسب درآمد هنگفت از افزایش قیمت بنزین، روحانی بلافاصله بعد از ادعای حمایت از خانوارهای متوسط و کم‌درآمد، به ناگهان حرفی کاملا خلاف جهت حرف قبلی خود می‌زند و می‌گوید: « برای این کار ۳ راه بیشتر نداریم. یا باید مالیات مردم را افزایش دهیم و از محل آن پرداختی را انجام دهیم، یا باید نفت بیشتری صادر کنیم و از پول نفت برای این امور استفاده کنیم و یا می‌بایست از یارانه‌ها مقداری بکاهیم و آن مقداری که حاصل می‌شود، در اختیار خود مردم قرار بگیرد.» حال سوال اینست اگر مسئله کمک به خانوارهای متوسط و کم‌درآمد است چگونه می‌شود با افزایش مالیات یا کاستن از یارانه‌ها به این قشر کمک کرد؟! به روشنی مشخص می‌شود که سه راهکار پیشنهادی توسط روحانی برای جبران کسری بودجه است نه کمک به اقشار کم‌درآمد.

دروغ دوم

روحانی مدعی می‌شود که «بخاطر ارزان‌بودن بنزین در داخل و سایر حامل‌ها می‌بینیم که قاچاق بسیار شدیدی به سمت کشورهای اطراف ما انجام می‌شود.» اما نگاهی به آمار از زبان رسانه‌های حکومت این دروغ روحانی را برملا می‌کند.

پیش از افزایش قیمت بنزین در ۲۴ آبان، با در نظر گرفتن دلار ۱۱۵۰۰تومانی،‌ هر لیتر بنزین معادل ۹ سنت به فروش می‌رسید. هر ایرانی نیز به طور میانگین سالانه ۵۴۷۰ دلار درآمد داشت. این اعداد نشان می‌دهد، هزار لیتر بنزین در ایران معادل ۱.۶ درصد از میانگین درآمدی هر فرد است. این ارقام در کشورهای حوزه خلیج فارس کاملا متفاوت است. در این کشورها اگرچه قیمت بنزین گران‌تر از ایران است اما آمار درآمد سرانه تا گاهی چند برابر ایران است.

به طور مثال بنزین در عربستان ۱۳ سنت در هر لیتر قیمت‌گذاری می‌شود با این حال آمارهای بانک جهانی نشان می‌دهد این کشور درآمد سرانه‌ای معادل ۲۱۵۴۰ دلار در سال دارد و با یک محاسبه ساده نشان می‌دهد که هزار لیتر بنزین در عربستان تنها سهمی ۶دهم درصدی از درآمد هر فرد را به خود اختصاص می‌دهد.

این رقم در کشور قطر معادل ۸دهم درصد از درآمد هر فرد قطری است و در کویت معادل ۱.۱درصد از درآمد هر فرد کویتی است.

آمار و ارقام پیرامون مقایسه قیمت بنزین و درآمد سرانه با سایر کشورهای همجوار کاملا واضح است اما نباید فراموش کرد که به نقل از ایرنای حکومت در ۲۸ مهر ۹۸، ایران در مجموع منابع هیدروکربوری نفت و گاز، رتبه اول را در جهان دارد بر همین اساس فرآورده‌های نفتی با قیمت‌هایی پایین‌تر از میانگین جهانی به فروش می‌رسد.

دروغ سوم

روحانی مدعی می‌شود «اطمینان می‌دهم به عنوان امین و منتخب مردم در این طرح هیچ پولی نخواهد بود جز آنکه به مردم داده خواهد شد. مطمئن باشند تا پایان دولت این کار را انجام می‌دهیم و این طرح را اجرا و عملیاتی می‌کنیم… در این کار هیچ نفعی به حال دولت و وضع اقتصادی دولت نخواهد داشت.» مفهوم «هیچ پولی» برای «غیرمردم» پیشتر شرح داده شد. اما جنبه دیگری از این امر نیز پنهان مانده است. بنابر اظهارات سران حکومت کاهش مصرف بنزین یکی از اهداف این طرح است. روحانی در همین جلسه عنوان کرده است که تولید بنزین در داخل در سال ۹۸ به ۱۰۷میلیون لیتر رسیده است. یعنی کمی بیش از مصرف داخلی. حال اگر با افزایش قیمت بنزین و سهمیه‌بندی، میزان کاهش مصرف داخلی آن را ۵۰ درصد در نظر بگیریم حکومت می‌تواند در روز ۵۳ میلیون لیتر بنزین صادر کند که با محاسبه هر لیتر ۱.۱۰دلار (به گفته دولت روحانی) با احتساب دلار (۱۲۲۰۰) می‌شود ۱۳۴۰۰ تومان به ازای هر لیتر بنزین. یعنی با فروش ۵۳ میلیون لیتر در روز ۷۱۰ میلیارد تومان کسب درآمد خواهد کرد. این رقم برای هرماه معادل ۲۱۳۰۰هزار میلیارد تومان خواهد بود. در حالیکه میزان متوسط پرداختی طرح حمایت ماهانه خانوارها در طرح جدید که توسط روحانی اعلام شده را ۱۳۸هزار تومان در نظر بگیریم با احتساب ۱۸ میلیون خانوار ادعایی روحانی، مبلغ مزبور عددی بالغ بر ۲۴۸۴ هزار میلیارد تومان در ماه است. یعنی در هر ماه ۱۸۸۱۶هزار میلیارد تومان فقط از محل صادرات بنزین عاید حکومت خواهد شد. این رقم بعلاوه درآمد ناشی از افزایش قیمت بنزین در داخل است که میزان آن ۵۳ میلیون لیتر در روز خواهد بود و ۵۰ تا ۳۰۰ درصد گرانتر از قبل به فروش خواهد رسید که اگر متوسط قیمت آنرا ۲۲۰۰ تومان (بین قیمت سهمیه‌ای و آزاد) در نظر بگیریم برای هر روز معادل ۱۱۶ میلیارد تومان و برای هر ماه بالغ بر ۳۴۹۸هزار میلیارد تومان خواهد بود یعنی ۱۰۱۴هزار میلیارد بیشتر از مبلغ پرداختی در هر ماه به ۱۸ میلیون خانوار مورد ادعای روحانی.

دروغ چهارم برای آماده‌کردن سناریوی سرکوب

روحانی پس از ارائه دروغ‌هایی که به آن پرداخته شد، با اشاره به خشم و اعتراضات مردمی در پی گرانی بنزین مدعی می‌شود «کاری که دولت انجام داده طبق قانون است…پس ما این وظیفه قانونی را انجام دادیم …» حال آنکه مبادی تصویب این امر یعنی مجلس حکومت را دور زده و در یک شورای مجعول تصمیم به گرانی و سهمیه‌بندی بنزین گرفته است روحانی با وقاحت ادامه می‌دهد «اگر کسی سوال دارد باید به ما بگوید چرا دولت قیمت را در سال‌های ۹۵ و ۹۶ و ۹۷ بالا نبرد؟ و باید از آن طرف به ما اعتراض کند… نکته این است که اگر کاری می‌کنیم مشروعیت کار ما این است که به نمایندگی از مردم کار انجام می‌دهیم.» این حد از دروغ و فریب برای آن سرهم می‌گردد تا روحانی این دزدی از جیب مردم را قانونی و معترضان به آن یعنی مردم  را «اغتشاش‌گر» نامیده و آنها را تهدید به سرکوب کند که « اجازه ناامنی در جامعه» را نباید به آنها داد و از «سیستم مانیتور و دوربین» برای شناسایی معترضان و برخورد با آنها توسط قضائیه حکومت سخن می‌راند و در پایان ماسک اعتدالی را از چهره برگرفته و همراه همسنخانش در جناح دیگر اعلام می‌کند که «به هیچ عنوان دولت اجازه اغتشاش و ناامنی به هیچ کس نخواهد داد.»

اما آنچه در پایان شایان یادآوری است اینست که شدت و سرعت قیام که حاکی از رادیکالیسم فوق‌العاده بالای آن است، دلیل اصلی هراس و وحشت ولی‌فقیه و رئیس‌جمهورش و به‌ صحنه آمدن سراسیمه آنهاست. مردمی بپا خاسته‌اند که نه چیزی برای از دست دادن دارند و نه جایی برای عقب‌نشینی. برای مردمی که تا آخرین ذرات رمق خود غارت شده‌اند و تا آخرین ظرفیت تحمل مورد سرکوب قرار گرفته‌اند، پذیرش وضعیت موجود معنایی جز نابودی ندارد در حالی که قیام و انقلاب چشم‌انداز پرشکوه آزادی را در برابرشان قرار می‌دهد. از این رو قاطعانه می‌توان گفت که این قیام خاموشی نمی‌پذیرد. بنابراین روحانی مجبور است تا فراسوی باور دروغ بگوید و در نهایت تهدید به سرکوب کند اما آنچه بیش از همه بر ترس خامنه‌ای و روحانی می‌افزاید رایت و راه و رسم کانون‌های شورشی است که در دستان مردم ایران به اهتزاز درآمده و خلیفه و رئیس‌جمهورش را هر آن به سرنگونی تهدید می‌کند.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)