چرا معدن زمستان یورت منفجر شد؟

«این رویه‌ای است که متاسفانه باعث شده تا بعد از وقوع یک حادثه تازه کارشناسان به سراغشان می‌روند، یعنی زمانی که کار از کار گذشته خسارت مالی و جانی به چند ۱۰ خانوار وارد شده و دیگر حتی بازداشت مدیر معدن زمستان یورت آزاد شهر  هم دردی از کسی دوا نمی‌کند.»

از دست رفتن جان انسانها در نظام ولایت فقیه تبدیل به یک رویه پذیرفته شده است. «رویه‌» اصطلاحی است که ایسنا در روز جمعه در گزارش خود پیرامون جان باختن کارگران، به کار برد. گزارش ایسنا به علل انفجار در معدن زمستان یورت پرداخته بود.

این اصطلاح کاملا درست است! از دست رفتن جان انسانها تبدیل به امری عادی در جمهوری اسلامی! شده است. حادثه‌ای مانند زمستان یورت اگر در هر کشور دیگری اتفاق می‌افتاد دست کم به استعفا و محاکمه چندین و چند تن از مقامات آن کشور می‌انجامید. اما در ایران زیر سلطه ولایت مطلقه فقیه…

در چند روز اخیر در منابع مختلف حکومت  از قول محمد رضا نعمت زاده وزیر صنعت و معدن از بودن ۶۶ گاز سنج در معدن زمستان یورت صحبت به میان آمده است. اما گویا به نظر می‌رسد این ادعای نعمت زاده عجولانه و برای پوشاندن بی کفایتی او و حکومت بوده است، نعمت زاده در این موضعگیری عجولانه به این نیندیشیده بود که اگر ۶۶ گازسنج در معدن یورت بوده، پس چرا هیچ نشتی گازی تشخیص داده نشده است؟ گویا نعمت زاده در گیر و دار تبلیغات انتخابات فقط می‌خواسته تقصیر را متوجه جناح مقابل کند و بلافاصله هم اشاره به خصوصی بودن معدن و اینکه صاحب آن بسیج است، کرده بود. او عامدانه فراموش می‌کند که در سال ۹۴ از جانب دولت روحانی! تقدیرنامه‌ای! با امضای حسن صادقلو استاندار گلستان، حسینقلی قوانلو رئیس سازمان صنعت معدن و تجارت گلستان و رمضان بهرامی رئیس اتاق بازرگانی این استان به معدن یورت تقدیم! شده است و از عملکرد آن به عنوان نمونه تقدیر شده است. سهم دولت روحانی در تقدیر از صاحب! معدن که امروز نعمت زاده تقصیر را برای به در بردن خود و رئیسش به گردن آنها می‌اندازد، قابل فراموشی نیست.

در گزارش ایسنا آمده است که دولت چندی قبل ۸ گازسنج رایگان در اختیار این معدن قرار داده بود. با گذشت چند روز از جنگ و دعوای جناحی اما موضوعات جدیدی بروز می‌کند که واقعیتها را جدا از این که سران حکومت از دو جناح چه ادعاهایی می‌کنند به ما می‌گوید. ارزیابی‌هایی‌ که به عنوان نظر کارشناسی بر روی اوراق ثبت شده این معدن وجود داشت، نشان می‌دهد که این معدن از لحاظ ایمنی حداقل در روی کاغذ مشکلی نداشته و حتی در سال ۹۴ به عنوان واحد معدنی نمونه از آن تقدیر هم به عمل آمده است. اما واقعیت چیز دیگری است. صحت معدن ایمن! و تطبیق آن با واقعیت را باید سنجید و دید که چرا با تمام این احوال، جان کارگران قربانی مصلحت‌بازی عوامل حکومت شد؟

طرح سوالات دیگر و پاسخ به آنها ممکن است به ما در یافتن مقصر اصلی فاجعه کمک کند. اولین سوال این است که چطور با این که این معدن به عنوان یک معدن کم گاز کارشناسی شده بود به چنین سطحی از انباشت گاز رسید؟ مگرانباشت گاز فی‌البداهه صورت می‌گیرد و نباید به طور مستمر تحت نظر باشد و چرا روی این موضوع کنترل نبوده است؟

سوال دوم این که چطور با این که ادعا می‌شود وزارت صنعت، معدن و تجارت و سازمان توسعه و نوسازی معادن  (ایمیدرو) از آخرین خرید خود هشت دستگاه گازسنج را به معدن زمستان یورت آزاد شهر تحویل داده بودند، اما هیچ یک نسبت به وجود گاز متان در محیط تونل هشدار ندادند؟ و ۵۸ دستگاه گاز سنج دیگر که روز اول نعمت زاده ادعا کرده بود، چطور؟آیا دلیلی به جز کتمان حقیقت، از کار افتاده بودن این گازسنج‌ها، کار گذاشته نشدن آنها و … می‌توان برای پاسخ به این سوالات مطرح کرد؟

کار معدن خطرات و آسیب‌های ایمنی خودش را دارد، این امری بدیهی است و فارغ از بعد تخصصی آن حتی ناآگاه‌ترین افراد پیرامون کار در معدن می‌دانند که این کار ریسک‌‌های جانی بسیار دارد و باید برای آن راهکارهای ایمنی اندیشید و اهرم‌های کنترلی گذاشت تا جان کارگران در امان باشد. حال سوال دیگری پیش می‌آید. سوالی که متوجه صاحب معدن یعنی بسیج می‌شود. چرا کارگران معدن تحت آموزش در فضای تونل‌های معدن قرار نگرفته بودند تا جانشان به خطر نیفتد و اگر هم آموزش دیده بودند چرا دستورالعمل سلامت و ایمنی (HSE) به طور سختگیرانه در معدن یورت از سوی صاحب معدن نظارت و پیگیری نمی‌شد. نقش دولت در این زمینه ولو این که صاحب معدن بسیج باشد چه بوده است؟ گویا در قربانی شدن جان انسانها و کارگران بی گناه دو جناح همکاری مشترک شومی دارند و فقط سود معدن برای آنها مهم است.

راز دیگری نیز در گزارش ایسنا آشکار می‌شود. نادعلی اسماعیلی دهج رئیس سازمان نظام مهندسی معدن ایران مجبور به اعتراف می‌شود که کارگران گفته‌اند که از چند روز قبل یک دستگاه هشدار دهنده وجود گاز در محیط، علائم هشدار را بروز می‌داد، اما مدیریت! آن را ایراد فنی دستگاه خوانده بودند و اقدامات ایمنی خاصی انجام ندادند. فاجعه! زمانی که خطر برای جان کارگران عامدانه نادیده گرفته می‌شود دیگر فاجعه نیست جنایت و دست داشتن عمدی در قتل کارگران معدن است.

این تمامی واقعیتهای معدن یورت نیست. معدن یورت دارای تونل یک طرفه بود و هیچ مسیر اضافی دیگری برای امکان امداد رسانی و تخلیه گاز‌های انباشت شده نداشته است. در حالی که طبق استانداردهای بین المللی کار در معدن، تونل اضافی امری لازم و واجب است و بدون آن ریسک جان انسانها وجود دارد.

درد دیگری نیز در مورد کارگران معدن یورت وجود دارد، کارگران این معدن در فیلم‌های مستند پخش شده معترض شدند که در بعضی موارد تا ۱۸ ماه حقوق نگرفته‌اند و با قرار داد سفید امضاء که از آنها گرفته شده است، حتی اگر دیر به کارفرما سلام کنند از کار اخراج می‌شوند.

به نقل از ایسنا دولت روحانی نیز مدعی شده است که دو وام به مدیریت این معدن داده است که حقوق کارگران با آن پرداخت شود، این دو وام مابه‌ازای بدهی پرداخت نشده ذوب‌آهن اصفهان به معدن یورت است که تحویل مدیریت! این معدن شده است. اما هیچ پولی از این دو وام به عنوان حقوق به کارگران پرداخت نشده است و  هنوز بسیاری از این کارگران مجروح و آسیب دیده حتی دفترچه بیمه ندارند.

غارت و دزدی بسیج، در این معدن در کارکردهای آن متبلور می‌شود؛ تامین نکردن الزامات و رعایت نکردن قوانین ایمنی، نبود تونل‌ها و مجاری تخلیه گاز، نبودن کنترل در رعایت قوانین کار در معدن، پرداخت نکردن حقوق کارگران به مدت ۱۸ماه، گرفتن قرارداد سفید امضاء برای بستن دهان کارگران و گرفتن حق اعتراض از آنها، دزدی پول وام داده شده برای حقوق کارگران، واریز نکردن پول بیمه کارگران معدن که هر لحظه درمعرض خطر جانی هستند، بی توجهی به علائم هشداری دستگاه گازسنج از سوی صاحب معدن و …

بسیج یا همان سپاه براساس این «رویه» کارها را پیش می‌برد. زیرا سپاه نیازمند آن است که هزینه های جنگ در سوریه و عراق و یمن را تامین کند. کارگرانی که در معدن یورت جان خود را از دست داده اند، امتداد خود را در انسان هایی می‌بینند که در آنسوی مرزها بوسیله سپاه کشته می‌شوند. هر دو قربانی نظام ولایت فقیه هستند.

تا آنجایی که به مردم ایران باز می‌گردد این «رویه» شوم باید تغییر کند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)