کارگران معدن در ایران؛ در اعماق رنج

هنوز حافظه مردم فاجعه پلاسکو را فراموش نکرده بود، که سیل آذر شهر از راه رسید و هنوز داغدار قربانیان در زیر گذر آذرشهر بودیم که این بار معدن دهان گشود و داغی دیگر بر دلهایمان گذاشت.

مخرج مشترک هر سه حادثه فارغ از هر عاملی در حکومت، جان انسانهایی بود که گرفته شد تا صاحبان سرمایه و سود که شریک باغ ولایتند، بر ثروت خود بیندوزند و تا فاجعه‌ای دیگر…

معدن زمستان یورت منفجر شد.

سیاهی دود و زغال و دیگر هیچ.

پلاسکو یک بار اتفاق افتاد و با همه غم انگیزیش تمام شد، سیل‌ آذر شهر هم به همین منوال، اما معدن داستان درازی دارد که انفجار زمستان یورت نه اول آن است نه آخر.

اوراق تقویم را که ورق بزنیم و به عقب برگردیم کمتر روز و هفته ای را می‌بینیم که خبری از معدن در‌ آن نباشد.

یک روز انفجار معدن

یک روز تجمع کارگران معدن برای احقاق حقوق عقب افتاده‌شان

یک روز تعطیلی معدن

 روز دیگر …

دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۹۶  تنها دو روز قبل از فاجعه یورت، بر اثر ریزش تونل در معدن سنگ البرز یک کارگر جان باخت و کارگر دیگری به‌شدت مجروح شد.

همزمان در همین روز جمعی از کارگران سهامدار معدن کرومیت اسفندقه با تجمع در مقابل اداره کل بازرسی! در استان کرمان دست به اعتراض زدند. این کارگران که صاحب ۳۲ درصد از سهام این واحد معدنی هستند درباره اعتراضشان گفتند: «صندوق بازنشستگی فولاد و شرکت صنعتی معدنی امیر که به ترتیب صاحب ۵۱ و ۱۷ درصد از سهام این واحد معدنی را دارند، در خصوص گزارش سالانه و توزیع سود سهام شفاف عمل نمی‌کند. آنان اقدام به خرید و فروش سهام این معدن و تغییرات مدیریتی آن بدون در نظر گرفتن میزان سهم ما می‌کنند.» نوع دیگری از دزدی که مختص نظام ولایت فقیه است.

۲۶ فروردین جمعی از کارگران معدن مس سرچشمه برای احقاق حقوق خود در زمینه تأمین نیروی معدن مس سر چشمه تجمع کردند آنها که از ۵ سال پیش به‌صورت کارگر پیمانکاری در معدن مس سرچشمه مشغول به کار شده، حالا پس از گذشت این مدت خواهان تبدیل وضعیت و انعقاد قرارداد مستقیم با معدن مس سرچشمه بودند.

اوراق تاریخ را از فروردین ۹۶ به اسفند ۹۵ ورق می‌زنیم، شنبه ۲۸ اسفند، ۱۰۰ کارگر خشمگین معادن زغال‌سنگ البرز مرکزی در اعتراض به پرداخت نشدن ۲ماه حقوق، ۴ماه حق بیمه و ۲سال عیدی در جاده زیرآب به پل‌سفید محور سوادکوه تجمع و مسیر را به‌مدت ۵۰دقیقه مسدود کردند.

اسفند ۹۵ باز هم جمعی از کارگران معدن کرومیت اسفندقه کرمان، ۲۳۰ کارگر که ۴ ماه حقوق نگرفته‌اند.کارگران بازنشسته این واحد نیز که تعداد آنها ۱۰۰نفر است و از چند سال قبل امکان بازنشسته شدن را دارند، ولی به‌دلیل دزدیهایی که در تأمین اجتماعی شده نمی‌توانند بازنشسته شوند.

قربانی دیگر کرمان در بهمن، مس سرچشمه بود، بر اثر انفجار یک کارگر محروم کشته و پنج تن دیگر مجروح شدند.

آبان نیز خبر بدی برای کارگران معدن داشت، روز چهارشنبه ۱۲ آبان، نعمت‌زاده وزیر صنعت و معدن به راه‌اندازی معدن فسفات چرام که پس از ۵۱ سال برای مردم این منطقه به یک رویای ناتمام تبدیل شده بود، مهر پایان زد. وی بعد از یک بازدید هوایی چند دقیقه‌ای یکی از چهار معدن بزرگ فسفات خاورمیانه را با اعلام این‌که توجیه اقتصادی ندارد مختومه اعلام کرد.

حال با این تصمیم چند دقیقه‌ای که ناشی از جوابگو نبودن این معدن برای ثروت‌اندوزی سران حکومت است، زندگی چه تعداد کارگر ویران می‌شود، در نظام ولایت مهم نیست.

در مهر نوبت پیمانکار خصوصی بود که نقش تلخ خود را در زندکی کارگران معدن ایفا کند، چهارشنبه ۱۴مهر ۹۵ بالغ بر ۲۰۰نفر از کارکنان صنایع معادن و فلزات خلیج فارس در اعتراض به واگذاری بخش اصلی شرکت به پیمانکار، مقابل استانداری هرمزگان تجمع اعتراضی برپا کردند و خواستار لغو این بخشنامه هستند.

واگذاری بخش بهره‌برداری این شرکت به بخش خصوصی، عوامل مختلفی از جمله حقوق و مزایای پرسنل و خدمات رفاهی نیم‌بند پرسنل را تحت تاثیر قرار می‌دهد، زیرا کارکنان این بخش مشمول قانون شغل سخت و زیان آور هستند که پس از ۲۰سال بازنشسته می‌شوند که با واگذاری به پیمانکار مزایای استفاده از شغل سخت و زیان آور از بین می‌رود.

معاون امور معادن و صنایع معدنی وزارت صنعت معدن و تجارت، از قافله بلایایی که بر سر کارگران معدن می‌بارند، عقب نماند و در۱۹مرداد ۹۵ اعلام کرد: در طول چند ماه گذشته ۵۰ تا ۶۰ معدن سنگ‌ آهن تعطیل و ۵ هزار کارگر بیکار شده‌اند.

تمامی این فجایع انسانی و اعتراضات کارگران معدن درحالی صورت می‌گرفت که در کشور در سال ۹۴ کمتر از یک میلیون تن زغال سنگ تولید شده، اما عوامل و سران حکومت، برای سودجویی بیشتر اقدام به وارد کردن  یک و نیم میلیون تن زغال سنگ از چین کردند. ۱۵۰ درصد بیشتر از کل تولید سال کشور در حالی که حقوق‌های کارگران ایرانی چند ماه به چند ماه پرداخت نمی‌شود و هر از گاهی تعدادی کارگر معدن، قربانی تجارت سودآور صاحبان سرمایه می‌شوند.

این واردات اولین قربانی خود را از کرمان گرفت، معدن ذغال‌سنگ چشمه پودنه یکی از معادن شهرستان کوهبنان در کرمان با وجود داشتن ۲۵۷ کارگر تعطیل شد.

در مورد کارگرانی که در معدن جان می‌بازند، اگر چه حکومت تلاش دارد تا در رسانه‌هایش همواره افزایش بالای آمار سوانح ناشی از کار را به عدم تمرکز و دقت کارگران و بی‌احتیاطی خودشان ارتباط دهد و مقصر را کارگران زحمتکش و محروم معرفی نماید، اما بدون کمترین تردید تمامی این فجایع در سایه سودجویی سران حکومت صورت می‌گیرد.

در دسترس‌ترین راه و روش کاهش هزینه تولید برای حکومتگران، حداکثر صرفه‌جویی در هزینه‌های مربوط به ایمن سازی شرایط و محیط کار و تولید می‌باشد. شرکتهای دولتی و شبه دولتی و پیمانکاران وابسته به آنها، به قیمت در خطر بودن همیشگی جان توده‌های کارگر در محلهای کار و تولید به این عمل مبادرت کرده و می‌کنند. امری که در زمستان یورت اتفاق افتاد.

بعد از موضوع جان کارگران معدن که در جمهوری اسلامی! بازیچه قرار داده می‌شود، موضوع حقوق های عقب افتاده است که شاید جان کارگران را نگیرد ولی جانی برای آنها باقی نمی‌گذارد.

یک کارگر معدن زغال سنگ کرمان می‌گوید: «هر جا مراجعه می کنیم وعده آینده را می دهند و می گویند ۴۰ میلیارد شرکت زغال سنگ از ذوب آهن طلب دارد و این مبلغ هفت ماه حقوق ما کارگران است که پرداخت نمی شود… برخی از ما برای پیمانکار چندین سال کار کردیم اما فقط سه سال بیمه رد شده است… طرح هماهنگی تصویب شد اما به ما می گویند به شما تعلق نمی گیرد این سوال مطرح است چرا تعلق نمی گیرد؟»

همکاران کارگران معدن زغال سنگ کرمان در معدن یورت نیز که اخیرا قربانی شدند سرنوشت مشابهی از نظر حقوق دارند، یکی از معدنچیان زمستان یورت با بیان اینکه ۱۸ ماه حقوق ما را پرداخت نکردند، گفت: از سال ۱۳۹۲ تا کنون حقوق‌ها را به صورت کامل واریز نکردند و در هر سال سه تا چهار ماه از حقوق ما را نپرداختند.

این پرداخت نکردن حقوق‌ها موازی با واردات زغال‌سنگ از چین تبدیل به سرمایه‌ای می‌شود که حقوق کارگر را روز به روز ضایع‌تر و عوامل حکومت را رو به کارگر جری‌تر می‌کند. کارگرانی که در برابر کار طاقت‌فرسای معدن در عمق زمین و با ۱۶ ساعت کار فقط ۸۰۰ هزار تومان درآمد کسب می‌کنند.

اما سیل رو به گسترش اعتراضات و مشت‌های گره کرده کارگران معدن د رچند ماه اخیر نشان از آن دارد که گویی این بار قرار است قربانی کس دیگری باشد.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)