صاحب معدن زغال سنگ زمستان یورت کیست؟

چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت در حادثه‌ای تلخ، معدن زغال‌سنگ قشلاق، واقع در استان گلستان منفجر شد. عمق فاجعه چنان زیاد بود که تعدادی از کارگران کشته و تعداد بیشتری در عمق هزار و ٨٠٠ متری زمین محبوس شدند.

معدن زغال سنگ زمستان یورت آزادشهر بخشی از معادن زغال سنگ البرز شرقی و در کمتر از صد کیلومتری آزادشهر واقع است و حدود پانصد کارگر در آن اشتغال دارند. طول تونل این معدن بیش از دو کیلومتر است.

ر حادثه دلخراش دیگری که تعداد زیادی از هموطانمان را به کام مرگ فرستاد، حکومت گران مشابه دفعات قبل، خود قربانی را مقصر اعلام کردند. این مقصر کارگران بودند. علی ربیعی وزیرکار روحانی علت انفجار را  سهل انگاری کارگران معدن دانست.

مقصر بعدی که اعلام شد، بخش «خصوصی»! نام داشت. بدون آنکه دقیقا معلوم شود که منظور کیست. این سوال بی پاسخ ماند که رعایت مسائل ایمنی و جان انسانها یا رسیدگی به آنها در زمان فاجعه، مگر ربطی به دولتی یا خصوصی بودن یک شرکت دارد؟

به نظر می‌رسد وارد کردن بخش خصوصی به عنوان مقصر، یک حرکت انتخاباتی از طرف دولت «تدبیر و امید»! است تا پیش دستی کرده و موج حمله رقبا به دولت را مهار کند.

اما واقعیت انفجار معدن زمستان یورت چه بود؟

زمانی که دلایل و علت اصلی واقعه از بین کارگران معدن و جنگ جناحی به بیرون درز کرد، هر دو جناح حکومت شروع به محکوم کردن یکدیگر و دادن آمار عجیب و غریب کردند.

کارگرانی که از این انفجار جان سالم به در برده بودند گوشه‌ای از حقایق را بیان کردند، کارگران گفتند که گازسنج در درون معدن نبوده است.

«مهر» که مجبور شده بود نقل قول یکی از معدنچیان را منعکس کند نوشت: «معدن یورت  سنسور تشخیص نشت گاز ندارد و علت اصلی این حادثه هم انفجار گاز به دلیل نشت آن بوده است.»

«مهر» به نقل از این معدنچی اذعان کرد که «نکات ایمنی در این معدن هیچگاه رعایت نمی‌شد و این یکی از دلایلی بود که منجر به این حادثه شد»

بعد از این که بی‌توجهی عوامل حکومت در مورد جان انسانها رسانه‌ای شد و در فضای مجازی انتشار یافت، دوباره عوامل حکومت سراسیمه به میان آمدند و این بار ادعا کردند که این خبر دروغ است و درون معدن گاز سنج بوده است.

مازندرانی مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان گلستان در مصاحبه با ایلنا، در واکنش به انتشار برخی اخبار به نقل از یکی از معدنچیان معدن زغال سنگ زمستان یورت مبنی بر اینکه در محل این معدن هیچ گازسنجی وجود نداشته و کارگران چندین بار این مسئله را متذکر شده بودند، گفت: «این معدن دارای دستگاه گازسنج دیجیتالی بوده و به طور مرتب میزان گاز مجاز در معدن توسط مسئول ایمنی قبل از ورود کارگران کنترل شده و اخباری از این دست که این معدن فاقد دستگاه گازسنج بوده، کذب محض است.»

این خدمتگزار ولایت فقیه به این سوال پاسخ نداد که با وجود «گازسنج  دیجیتالی» چطور گازی که شدت انفجارش تا کیلومترها دورتر احساس شده است توسط این گازسنج‌ها تشخیص داده نشده است.

مازندرانی برای لاپوشانی جنایتی که در آن دهها کارگر جانباختند، خواستار این شد که «رسانه‌ها در شرایط بحرانی از انتشار اخبار غیرمستند خودداری کنند.»

ایسنا دیگر رسانه حکومت که دروغ قبلی را رنگ باخته می‌دید وارد شد و مجبور شد که با «شک و گمان» به نبود استانداردهای ایمنی در این معدن اعتراف کند.

 ایسنا گزارش داد: «پیش از این خبرهایی در برخی رسانه‌ها و همچنین فضای مجازی در مورد استاندارد نبودن شرایط کارگران و ایمن نبودن معدن زمستان یورت منتشر شده بود. اظهارات مقامات و گزارش رسانه‌ها حاکی از آن است که انفجار معدن آزادشهر ظاهرا ناشی از نشت گاز بوده است.»

اما این رسانه حکومت به اندکی از واقعیت اشاره کرد و دوباره تقصیر را متوجه کارگران کرد که «معدنچیان در پی از کارافتادن موتور دیزل در معدن در تلاش برای روشن کردن موتور کشنده‌ی واگن‌ها با کمک یک دستگاه باطری بودند که جرقه آن سبب شد، گاز نشت‌کرده منفجر شود».

نکته جالب توجه این است که این معدن در سال ۹۴ به عنوان واحد معدنی نمونه! شناخته شده بود.

عمق فاجعه آنقدر بود که حکومتگران در یک بازی انتخاباتی، ناچار از روکردن برگی دیگر شدند؛ «صاحب عمده این معدن»

صاحب عمده این معدن بسیج است.

شرق به نقل از جعفر سرقینی، معاون امور معادن و صنایع معدنی گفت: «معدن زغال‌سنگ قشلاق در سال ٨٢ انتفاعی شده و تاریخ واگذاری این معدن روی پروانه، اول تیر ۸۴ را نشان می‌دهد…سهم عمده این معدن یعنی حدود ٢٠درصد متعلق به صندوق مهر ایرانیان بسیج، حدود ١٠درصد متعلق به تکادو (شرکت مجتمع صنایع و معادن احیای سپاهان) و بخشی از آن متعلق به نگین طبس است.

۲۰ درصد سهام  معدن زمستان یورت، متعلق به شرکت شمال‌شرق شاهرود، زیرمجموعه هلدینگ توسعه معادن روی، متعلق به گروه مالی مهر اقتصاد وابسته به بنیاد تعاون بسیج است.

سرقینی همچنین مدعی شد براساس قوانین بخش خصوصی و مالکان عمده پاسخ‌گوی این مسئله خواهند بود.

در شرکت دیگر یعنی شرکت مجتمع صنایع و معادن احیای سپاهان دست سید مصطفی صفوی در کار است.

نام سید مصطفی صفوی نیز ممکن است یادآور اسمی در داخل نظام باشد که نباید هیچ گونه یادآوری از او و ارگانی که او به آن منتسب است بشود. ارگانی که بر اقتصاد مملکت چنگ انداخته است.

با نگاهی به چگونگی پاسخگو بودن بنیاد «مستضعفان» به عنوان صاحب پلاسکو در فاجعه  فرو ریختن این ساختمان، می‌توان انتظار داشت بسیج نیز به همان شیوه  پاسخگو! باشد.

بعد از مشخص شدن صاحب معدن، ماجرای پلاسکو تکرار شد، هر کدام از عوامل حکومت شروع به دادن آمار ضد و نقیض در مورد تعداد کشته‌شدگان و مفقودین کردند.

علی ربیعی گفت: «تا ساعت ۲۱ روز چهارشنبه مجروحان کسانی هستند که برای کمک به داخل معدن رفته بودند. از افرادی که در داخل هستند فعلا اطلاعاتی در دست نیست. تعداد مجروحان تا این لحظه مشخص نیست و هر آنچه در این زمینه بیان می‌شود بر پایه حدس و گمان است».

این اظهار نظر، موتور خانه پلاسکو و آتشنشانهایی را که آنجا گیر افتاده بودند و دست آخر به کام مرگ کشیده شدند را به یاد مخاطب می‌اندازد.

ساعاتی بعد ایسنا در نیمه شب چهار شنبه خبر داد که «٢١ معدنچی که برای کمک به محبوس‌شدگان وارد معدن شده بودند، فوت کردند».

از سوی دیگر استاندار گلستان در گفتگو با شرق تعداد کارگران محبوس‌شده را کمتر از رقم اولیه اعلام کرد و گفت: ٣٢ کارگر در عمق هزارو ٢٠٠ متری تونل معدن آزادشهر محبوس شده ا‌ند.

خبرهای متعدد و متنوعی که می‌تواند این طور تعبیر شود،که سردرگم کردن ذهن مخاطب را در لابلای خبرها هدف قرار داده است و در میانه‌ی کارناوال انتخابات یقه بسیج از یک سو به عنوان صاحب معدن و دولت یعنی روحانی از سوی دیگر گرفته نشود.

فروریزی پلاسکو برای مردم ایران و جهان روشن کرد که در این نظام، فرسودگی زیرساختها در تمامی ساختارهای نظام ریشه دوانده و با اندک تلنگری فرو می‌ریزند. در معدن زمستان یورت نیز نشان داده شد که دوران ماسک بخش خصوصی برای سپاه پاسداران و بسیج به سر آمده و چیزی تحت عنوان بخش خصوصی وجود خارجی ندارد.

زمستان یورت نشان داد که هر دو جناح حاکمیت در استثمار بی رحمانه کارگران میهن و نابودی آنها، در حال مسابقه هستند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)