علیرضا زاکانی کیست؟

نام دیگری که در بین اسامی کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری! ایران به چشم می‌خورد، نام علیرضا زاکانی است. یک بسیجی قدیمی.

علیرضا زاکانی متولد ۱۳۴۴ در تهران، یکی از کاندیداهای اصولگرا می‌باشد . او نماینده سابق مردم! تهران در مجلس شورای اسلامی! در دوره‌های هفتم، هشتم و نهم بوده و ریاست «کمیسیون ویژه بررسی برجام، نتایج و پیامدهای آن» را برعهده داشته است. او از راهیابی به مجلس دهم محروم ماند. با این توصیف اکنون برای انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ معرفی شده است.

زاکانی که عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات و عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس هفتم، هشتم و نهم بوده است، در مهرماه سال ۸۷ به همراه جمعی از نیروهای اصولگرا، جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی! را به طور رسمی تاسیس کردند، وی پیش از آن عضو شورای مرکزی ۱۱ نفره جبهه متحد اصولگرایان بوده است.

مدارکی که از دوران تحصیلات دانشگاهی و متوسطه وی منتشر شده، نشان می‌دهد که کارنامه دیپلم وی شامل نمراتی مانند ۲.۲۵ برای درس ریاضی و ۳.۵ برای درس شیمی در شهریور سال تحصیلی ۶۳-۱۳۶۲ و اخذ مدرک دیپلم در اسفند ماه ۱۳۶۳ با معدل کتبی ۱۱.۰۵ است.

وی که با سهمیه در رشته پزشکی دانشگاه تهران پذیرفته شده بود، پس از سه ترم مشروطی در رشته دستیاری کودکان و بعد از وقفه‌ای سه ساله به رشته پزشکی هسته‌ای تغییر رشته داد.

علیرضا زاکانی در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۹۲ با حضور در ستاد انتخاباتی وزارت کشور در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری! نام‌نویسی کرد؛ که پس از بررسی شورای نگهبان! رد صلاحیت شد.

طبیعی بود که رد صلاحیت زاکانی برای او غیر منتظره باشد زیرا او یک بسیجی نمونه! در نظام ولایت فقیه بوده است. اما محاسبات قدرت در رأس نظام از میزان خدمات افراد به آن شروع نمی‌شود. کسی که از نمایندگی مجلس تا ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری پیش می‌رود یک بسیجی امتحان! پس داده است.

با شروع جنگ زاکانی وارد آن عرصه می‌شود. تا پایان جنگ او  در مجموع ۶۲ ماه از عمرش را در جنگی می‌گذراند که ادامه اش حتی برای بسیاری از حکومتگران امروزی نیز قابل دفاع نیست.

زاکانی به تدریج در سلسه مراتب نظامی سپاه برای گرفتن مواضع بالاتر مناسب تشخیص داده می‌شود و در منصب معاون گردان قرار می‌گیرد. مسئول محور «اطلاعات و عملیات» قرارگاه نجف اشرف ۳، قائم‌مقام «اطلاعات و عملیات» لشگر محمّد رسول‌ا… و نهایتاً مسوولیت محور این لشگر را کسب می‌نماید.

با پایان جنگ زاکانی نیز به مانند سایر پاسداران و بسیجی ها برای کسب وجه نیازمند به اخذ مدارک دانشگاهی می‌شود. او سال ۶۸ وارد دانشگاه علوم پزشکی تهران می‌شود. دانشگاه برای زاکانی محیطی محسوب می‌شود که می بایست همان کارهایی را که در جنگ می‌کرده است در آنجا ادامه دهد.

یک سال اول را در شورای مرکزی انجمن اسلامی به سر می‌برد. از آنجایی که سپاه تشخیص می‌دهد که انجمن های اسلامی در دوران پس از جنگ دیگر توانایی کنترل محیط دانشگاه ها را ندارند، زاکانی مأمور به تشکیل بسیج دانشجویی می‌شود. در گام بعدی بسیج دانشگاه علوم پزشکی و دانشگاه تهران را ادغام می‌کنند تا بتوانند کنترل کامل تری بر محیط های دانشجویی اعمال کنند.

زاکانی با توجه به سوابق و تجربیات نظامی اش در زمان جنگ، در رأس «بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران» قرار می‌گیرد. او همزمان به مدت ۴ سال اداره مسجد دانشگاه تهران را نیز بر عهده می‌گیرد.

در سال ۷۶ در دیدار با خامنه‌ای، به خاطر خدماتش در بسیج دانشجویی مورد تشویق و تأیید قرار می‌گیرد. خامنه ای خطاب به او می‌گوید: «من خیلی خوشحالم. این کارهایی را هم که گفتید دارید می‌کنید و کرده اید، همه خوب است.» [جهان امروز ۲۶اردیبشهت۹۲]

بسیج دانشجویی ادامه سپاه در دانشگاه ها است. بسیج دانشجویی یک ارگان شبه نظامی ست اما سلسله مراتب آن جزئی از سلسله مراتب سپاه است. زاکانی به عنوان یک بسیجی قدیمی مراحل پیشرفت و رشد در این ارگان نظامی را طی می‌کند. او در اواخر سال ۱۳۷۷ در رأس بسیج دانشجویی دانشگاه‌های استان تهران قرار می‌گیرد.

در تابستان سال ۷۸ تظاهرات اعتراضی دانشجویان آغاز می‌شود و به فاصله کوتاهی ابعاد اجتماعی به خود می‌گیرد. بسیج تحت فرماندهی زاکانی نقشی جدی در سرکوب این حرکت دانشجویی ـ مردمی ایفا می‌کند. پاداش زاکانی این است که از سال ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۲ فرماندهی سازمان بسیج دانشجوئی کشور به او سپرده می‌شود.

جالب توجه اینکه زاکانی دوبار در موضع فرمانده بسیج دانشجویی کشور به عنوان مدیر نمونه کشوری! شناخته و مورد تقدیر قرار می‌گیرد.

همه کسانی که از سال ۶۸ به بعد در دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران بوده اند. همه کسانی که در ۱۸تیر در کوی دانشگاه بوده اند، یا در روزهای بعد از آن در تظاهرات شرکت کرده اند. تمام کسانی که به نحوی در طی این سالیان سر و کاری با بسیج داشته اند و سرکوب شدن را به لحاظ روحی و جسمی تجربه کرده اند. تمام این افراد تصدیق می‌کنند که زاکانی در مدیریت یک نیروی سرکوب گر شبه نظامی موفق بوده است.

زاکانی به عنوان یک بسیجی مرز خودی و غیر خودی را به درستی! تشخیص می‌دهد. او در دی ۹۲، در مورد اصلاح‌طلبان! گفت: «کارگزاران و اصلاح طلبان غیرخودی و ضدانقلاب نیستند بلکه خودی‌های متاخر هستند که از قافله انقلاب عقب افتاده‌اند.» «این گروه، سلطه پذیر بوده و به راحتی می‌گویند باید انقلابی گری را کنار گذاشت و خود را با نظم جهانی هماهنگ کرد، اینها نمی‌توانند پا به پای انقلاب حرکت کنند. بعضی از عناصر اصلاح طلب از انقلابی‌های قدیمی هستند اما حرف‌های امروز آنها با انقلاب و امام منافات دارد.»

زاکانی همچنین معتقد است «اگر حضور قاسم سلیمانی در عراق نبود و اراده‌ی ایران نسبت به ماندن حکومت سوریه وجود نمی‌داشت، بغداد و سوریه سقوط می‌کردند.» نظری که به نظر نمی‌رسد مورد تأیید مردم عراق و سوریه باشد. کشورهایی که بر اثر حضور قاسم سلیمانی در ابعادی حیرت انگیز به نابودی کشیده شده اند.

در یک نگاه اجمالی بر سابقه و پیشینه زاکانی، به راحتی می‌توان تصویری از یک بسیجی کامل! در نظام ولایت فقیه به دست آورد. او اینک می‌خواهد در سال ۹۶ رئیس جمهور نظام مقدس! بشود. آیا نزاع درونی حکومت گران اینبار به او فرصت خواهد داد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)