پراکندگی ودرهمان حال، همبستگی ایرانیان ازعجایب روزگار وتاریخ است. پرشماربودن ادیان و نِحله های فکری گوناگون ازدوران باستان دراین سرزمین وجود داشته اند. گاهی قدرت سیاسی برای آسان کردن سلطه یافتن بر این پراکندگی، با یکی ازمهم ترین وپرنفوذترین این نِحله ها، با زور و اشاعۀ خرافات موفق می شد بیشترمردم را بر محور آن گردآورد و دین رسمی بگرداند تا از تعدد دین ومرام جلوگیری کند. اززمانی که اسلام وارد ایران شد، درمدت کوتاهی هزاران فرقه و تفکر وبرداشت ازاین دین در کشورما ظهورکردند. بعضی تعداد فرق شیعی که دارای شناسنامه و تاریخچه می باشند را بیش از ۲۲۰ عددشمارش کرده اند. شیعه، یکی از مذاهبی است که مبتکران آن، به وسیلۀ امامان این آئین را به پیامبر می رسانند واین رساندن، به خودی خود یک امتیاز به حساب می آید. اما این امتیاز تنها رمزگسترش شیعۀ دوازده امامی نیست. می گویند امیرکبیربرای امری بایکی از روحانیان مشورتی می کند ونظراورا می خواهد. آن روحانی درجواب استفتاء امیرمی گوید: “دامنۀ شرع اقدس وسیع است، تا نظر امیر چه افتد”. پدیدۀ استقلال دراجتهاد ازهمین گستردگی شرع اقدس سرچشمه میگیرد ویا بالعکس. به همین دلیل درمیان روحانیان شیعه، ازقدیم همه نوع تفکر وپندار وکردار و روش و منش، حتا گاهی متضادباهم وجود داشته و دارد. درمیان آنها به آسانی می توان دزد دید، دروغ گو دید، آدم صالح دید، خائن دید، راست کرداردید، متجاوز دید، روشنفکر دید و متعصب و خرافی دید وبالاخره دمکرات دید ومستبد دید (میدانیم که آقای خمینی نقش این دو بینش متضاد اخیر را به تنهائی درانقلاب بازی کرد). این گستردگی شرع اقدس، وتمایل های رنگارنگ درون آن، اساس توانائی جذب این مذهب را درمیان مذاهب و فرق دیگرتشکیل می دهد. ازسوی دیگر، مردمی که جذب چنین سامانه ای با سلیقه های گوناگون می شوند، به این دلیل است که استقلال وآزادی خود را درون آن سامانه می توانند بیابند و به درون آن وارد شوند. در همین حال، این تمایل به استقلال فردی مردم، محرک اصلی استقلال جمعی می باشد که اساس موجودیت ایران با وجود اقوام وفرق گوناگون را تضمین کرده ومی کند. آقای خمینی درپاریس، ازهمین “وسعت دامنۀ شرع اقدس” استفاده کرد و آن را درامرسیاست واردنمود وتوانست رهبری انقلاب مردم را باتمام گوناگونی تمایلات وتفکرات، از آن خودکند. به روشنی تمام همۀ تفکرات سیاسی را آزاد اعلام کرد، پوشش برای زنان ودستیابی آنان را به بالاترین مقامات سیاسی نوید داد و….(مرجع دمکرات)، اماپس از دستیابی به قدرت، همۀ آنچه راکه اعلام کرده بود ازیادبرد ودوباره کشور را به مرام و گروه های سیاسی و فرق خرد وکوچک فرو برد (مرجع مستبد).
ازاین میان می توان نتیجه گرفت که کلید همبستگی ملی، دمکراسی است، یعنی همان که آقای خمینی در پاریس پذیرفته بود. اگر بتوانیم دمکراسی را درکشور برای یک نسل نگه داریم، باقی مسائل قابلیت حل شدن را در این مدت خواهند داشت. به همین دلیل هم هست که سلطه گران هرچه توان دارند را برای جلوگیری از استقراردمکراسی درکشورمان به کاربرده و می برند و خواهند برد. اما، ما مردم تا استقرار با دوام دمکراسی باید دراین راه از هیچ کوششی فروگذار نکنیم.
با تأسف فراوان فرصت کم نظیر انقلاب را رایگان ازدست دادیم. کسانی که دستشان در کودتای خرداد ۱۳۶۰ آلوده است، اگر کمی انسانیت در وجودشان باقی مانده باشد، بنا بر اهمیت جفائی که به نسل های ایرانی کرده اند، باید باصدائی بلند ورسا از مردم طلب عفو کنند تا اقلا جوانان و آیندگان بتوانند از تجربۀ ننگین آنها درس بگیرند وبه فکر زنده کردن دوران مرجع انقلاب بیفتند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)