یک سال گذشت، سالی که پژواک صدای کشته شدگان آبان ۹۸ طنین‌انداز بود و سرخی خون آنان جاری. افزایش قیمت بنزین جرقه‌ای بود به آتش سال‌ها ستم، سال‌ها نبود آزادی و عدالت.  و اعتراضات و شورش گسترده‌ی زحمتکشان، فرودستان، بیکارشدگان، حاشیه‌نشینان و… ‌‌که در ساعات اولیه به خون کشیده شد، قطعی اینترنت، خفقان و سرکوب، فرمانی از بالا که اعتراضات به هر شکل ممکن پایان داده شود چرا که به‌خوبی می‌دانستند، همانطور که یکی از سردمداران اخیرا اعتراف کرده است: «اگر اعتراضات جمع نمی‌شد به انقلاب تبدیل می‌شد.» آتش به‌اختیاران، طبق فرمان، وحشیانه قلع و قمع کردند، ۱۵۰۰ کشته، ۲۷ کودک، هزاران دستگیری که یا زیر شکنجه به قتل رسیدند و پیکرشان در بیابان و جنگل و رودخانه‌ها رها شد، یا اعدام شدند، یا هنوز در زندان هستند و یا در نیزارها قتل عام شدند. آماری که هیچ گاه اعلام نشد و با وقاحت انکار گردید. سیستم جنایت کماکان ادامه دارد: صدور و اجرای احکام اعدام، اعمال فشار بر زندانیان سیاسی، احضارها و تهدیدها، شلاق و جریمه، اعترافات اجباری زیر شکنجه و. … یک نمونه‌ی اخیر: ۱۰۹ سال زندان، ۲۵۹۰ ضربه شلاق و جریمه نقدی برای ۳۶ تن از دستگیرشدگان آبان ۹۸ در بهبهان. اقدامات سیستمی وحشت زده که از تکرار آبان دیگری می‌ترسد.

خیزش آبان

یک سال گذشت، ما با خشم و اندوهی که بر دل داشتیم ایستادیم، مبارزه کردیم، نترسیدیم و عقب ننشستیم، چرا که به‌خوبی می‌دانیم به آخر خط رسیده‌اند، سیستم متزلزلی که به بن بست رسیده، حکومت بحران، غرق در دزدی، فساد، غارت اموال عمومی، بی‌کفایتی و دروغ.  و آن‌ها خود می‌دانند آینده‌ای ندارند و علنا جنایت می‌کنند، در مشهد در روز روشن و در ملا عام وحشیانه با اسپری فلفل و شوکر مردی  دست بسته  را به قتل می‌رسانند، در اسفراین مستقیما شلیک می‌کنند و می‌کشند. دختر آبادانی را که به او تجاوز شده، کتک خورده، به اعتراف اجباری و اعلام برائت مهره‌ی حکومتی متجاوز، وادار می‌کنند. افشاگری‌هایشان علیه یکدیگر گرچه بازی سیاسی در جهت کسب منافع بیشتر است اما نشان از وخامت اوضاعشان دارد. می‌دانند راه گریزی ندارند، خیابان‌ها را به‌شدت کنترل می‌کنند، از شبح خیابان و مردمِ خشمگین می‌ترسند و حق هم دارند بترسند، چرا که مردم هم به آخر خط رسیده‌اند و چیزی برای از دست دادن ندارند: از سویی فشار اقتصادی، تورم لجام گسیخته،  بیکاری،  فقر، گرسنگی، تبعات بی کفایتی و عدم خواست و اراده‌ی کنترل بیماری کرونا، از جمله بحران درمانی و بحران آموزشی، آمار بالای خودکشی به‌ویژه در نوجوانان؛ از سویی دیگر سرکوب، خشونت و جنایت. به‌رغم این شرایط، مردم آگاه‌تر شده و مطالباتشان مشخص‌تر شده، اشکال متفاوت و جدید مقاومت و مبارزه در مردم شکل گرفته؛ اعتراضات و اعتصابات هر روز بیشتر می‌شود؛ مردم با استفاده از شبکه‌های اجتماعی جنایات سیستم را افشا نموده و آنان را به واکنش و پاسخگویی وادار می کنند. به‌رغم تهدیدهای حاکم، مردم از زندانی‌ها و خانواده‌هایشان حمایت می‌کنند و  آن‌ها را تنها نمی‌گذارند؛ با مراسم بزرگداشت و گلباران مزار کشته‌شدگان  به‌نوعی با آرمان آنان تجدید پیمان می‌کنند؛ با هشتک‌های میلیونی # نه به اعدام#  توجه و حمایت جهانیان را جلب می‌کنند؛  زندان‌ها به کانون اعتراض و اعتصاب غذا، صدور بیانیه و شرح حال زندانیان بدل شده است. جنبش‌های مختلف اعم از زنان، کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان و تمامی فرودستان و زحمتکشان روزبه‌روز مصمم‌تر و فراگیرتر می‌شود و همه‌ی آن‌ها دریافته‌اند که از طریق جنبش‌ها، اعتراضات و  اعتصابات و پافشاری مستمر بر مطالبات، با ایستادگی، مقاومت، حرکت‌های جمعی و حمایت از یکدیگر در حرکت‌های مختلف، مسیر دستیابی به رهایی میسر خواهد شد.  خشم و نفرت عمومی به اوج خود رسیده و بی‌شک به‌زودی جرقه‌ای دیگر زده خواهد شد.

ما آبان را فراموش نمی‌کنیم، از یاد کشته‌شدگانش نمی‌کاهیم و روزی نام‌های عزیز آنان را در خیابان‌ها با سرود آزادی فریاد زده و گرامی خواهیم داشت. سرود ما همراه با فریاد به خون خفته‌ی قیام کنندگان آبان تکرار و تاکید بر خواست‌های زیر است:

  • لغو حکم اعدام
  • آزادی بدون قید و شرط زندانیان آبان و کلیه‌ی زندانیان سیاسی 
  • اعلام اسامی کشته شدگان آبان
  • شناسایی و مجارات آمران و عاملان جنایت آبان

زنان آرزم (آورد رهایی زنان و مردان)

١٤ آبان ١٣٩٩

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)