انجمن روانشناسی آمریکا فهرستی از اختلالات روانی را طی دوره های مختلف منتشر می کند که حاوی استانداری برای دانشمندان روانشناسی در زمینه اختلالات و بیماری های ذهنی است. این فهرست اختصارا DSM نامیده می شود که تا کنون چهار نسخه از آن منتشر شده بود. معمولا نسخه های منتشر شده جنجال های بسیاری را به دنبال داشته است. در زمینه جنسیت به ویژه نسخه ای از این فهرست در سال 1973 جنجالی را به راه انداخت که هنوز نیز برخی به آن مشغول اند و آن حذف همجنس گرایی از فهرست اختلالات بود.

در ماه مه 2013 یک روز پس از روز جهانی مبارزه با هوموفوبیا نسخه پنجم منتشر شده. این نسخه گویا محصول ده سال تحقیق و بررسی صدها روانشناسی است که از سراسر دنیا با نقد و بررسی نسخه قبلی و تحقیقات جدید یافته های خود را در تصحیح نسخه قبلی به کار بسته اند. این نسخه چنانکه در سایت انجمن روانشناسی آمریکا اعلام شده است در جهت تسهیل کاربرد و روشنایی ملاک تشخیص تصحیح شده[1].

مهمترین تغییر در این نسخه از جهت مباحث جنسی تغییری است که در برچست «اختلال» در مورد تراجنسیتی ها پیشتر وجود داشت و مورد انتقاد فعالان تراجنسیتی و محققان بوده است. به تازگی حتی در سایت انجمن روانشناسی نیز عنوان اختلال برای تراجنسیتی ها تصحیح شده بود و در مقاله ای مربوط به هویت جنسیتی این مفهوم تصحیح شده بود. در این سایت در مورد اختلال چنین نوشته شده است:

وضعیت روانشناختی زمانی یک اختلال روانی محسوب می شود که موجب یک پریشانی یا ناتوانی معناداری شود. بسیاری از تراجنسیتی ها وضعیت خود را به مثابه یک پریشانی یا ناتوانی تجربه نمی کنند، این بدان معناست که تراجنسیتی بودن یک اختلال ذهنی را ایجاد نمی کند. برای چنین افرادی مسئله مهم یافتن منابع دارای صرفه است، در زمینه گرفتن مشاوره، هورمون درمانی، فرآیندهای پزشکی، و حمایت اجتماعی برای بیان آزادانه هویت جنسیتی شان و کاهش تبعیض علیه ایشان. برخی دیگر از منشأهای پریشانی عبارت است فقدان تأیید در میان جامعه، تجربه مستقیم یا غیر مستقیم تبعیض یا حمله به ایشان. چنین تجاربی ممکن است تراجنسیتی ها را متحمل اضطراب، افسردگی یا اختلالات مرتبطی در درجات بالای آن سازد که برای افراد غیر تراجنسیتی تجربه نمی شود[2].

عنوان جدید برای تراجنسیتی ها «دیسفوریا» است که می توان آن را به «آشفتگی جنسی» یا «بی قراری جنسی» ترجمه کرد. به این معنی که فرد میان جنس بیولوژیک خود و هویت جنسیتی اش ناسازگاری احساس می کند و این امر در او بی قراری و نا آرامی نسبت به هنجارهای عرفی مربوطه ایجاد می کند. این بی قراری می تواند به شکلی باشد که فرد را آزار دهد و ممکن است تنها به صورت تضاد فرد با این هنجارهای عرفی نمایانگر شود.

این تغییر در نام «اختلال» به «بی قراری» بازگشتی به عنوانی قدیمی است که پیشتر بنجامین در کتاب اش «پدیده تراجنسی» برای تراجنسی ها مطرح استفاده کرده بود. این تکرار از جهتی پیشترفتی در کاهش و رفع داغ ننگ اجتماعی است که حتی فهرست اختلالات روانی انجمن روانشناسی نیز آن را تا حدی تأیید کرده بود. اما از سوی دیگر همچنان باید این تذکر را در کنار واژه «بیقراری جنسی» تکرار کرد که:

تنها در صورتی بی قراری و ناسازگاری در فرد تراجنسیتی ایجاد می شود که نخست در جامعه تسامح لازم نسبت به زندگی خصوصی افراد وجود نداشته باشد. در صورتی که چنین جامعه از افراد وجود داشته باشد چنین بی قراری در فرد تراجنسیتی ایجاد می شود. بنابراین یک بخش از درمان چنین بی قراری هایی درمان ترانس فوبیا مردم است.

 

 


[1] . آگهی این کتاب را در سایت انجمن در این نشانی ببینید:

http://www.appi.org/Pages/DSM.aspx

[2] . در این نشانی:

http://www.apa.org/topics/sexuality/transgender.aspx?item=11

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)