سرکوب و کشتار مردم کردستان سیاستی است که پیش از انقلاب و به طور خاص پس از انقلاب سال ۵۷ علیه دیکتاتوری پهلوی، همواره توسط حاکمیت ولایت فقیه در قبال مردم کردستان اتخاذ شده است. در اولین ماههای پس از انقلاب در اسفند ۱۳۵۷ مردم کردستان خواهان به رسمیت شناخته شدن حق تعیین سرنوشت و خودمختاری در مناطق خود بودند.
آنها پس از سالها سرکوب در حکومت پهلوی انتظار داشتند اداره امور داخلی در منطقه کردستان به نمایندگان منتخب مردم سپرده شود و خود، شوراهایی را برای ادارهی امور تشکیل دادند. حزب دموکرات کردستان که عمدهترین حزب کردستان در آن زمان بود خود را حزبی غیرجدایی طلب معرفی کرد و از احزاب و جریانات جدایی طلب دیگر انتقاد نمود. مردم کردستان به رفراندوم جمهوری اسلامی رای ندادند و اعلام کردند که محتوای آن مبهم است و از حقوق مردم کردستان در آن صحبتی نشده است.
این وضعیت برای خمینی که در صدد قبضه کردن قدرت بصورت انحصاری بود، گران آمد و فرمان کشتار مردم کردستان را صادر کرد.
البته سرکوب تنها شامل کردستان نبود و خمینی آرام آرام خود را برای سرکوب تمامی احزاب، دستجات و سازمانهای سیاسی آنزمان در سراسر ایران آماده میکرد. اولین درگیریها در کردستان در نوروز ۱۳۵۸ صورت گرفت. جنگندهها بر فراز شهرهای کردی دیوار صوتی را شکستند و در اثر بمباران و توپ باران سنندج، شماری از مردم کشته و زخمی شدند.
در مرداد ۵۸ در جریان درگیریهای پاوه، خمینی فرمان حمله سراسری به کردستان را صادر کرد که در پی آن نیروهای ارتش و سپاه و شبه نظامیان وابسته به حکومت به کردستان لشگرکشی کرده و حمله کردند.


اوج اعدامهای کردستان پس از ۲۷ مرداد سال ۵۸ صورت گرفت؛ خمینی دستور مشهور خود را برای مداخله نظامی تمام عیار در کردستان صادر کرد. بدنبال درگیریهای کردستان به دستور خمینی پای صادق خلخالی (قاتل و قصاب مردم کردستان)، رئیس دادگاه تازه تأسیس انقلاب به کردستان باز شد. در این ایام صادق خلخالی احکام اعدام بسیاری از مردم این خطه را صادر کرد.

یک خبرنگار فرانسوی که آن زمان در منطقه بوده چنین نقل کرده است:
«ارتش و سپاه پاسداران کنترل شهرهای کردستان را به دست گرفتند، خلخالی به دنبال آنها در حرکت بود، دادگاههای کوتاهی برگزار میکرد و دستور میداد اعدامها به سرعت اجرا شوند… او مردان و پسرها را طی چند روز و گاهی حتی چند ساعت بعد از دستگیریشان، بدون برگزاری محاکمات عادلانه و گویا به جرم فعالیتهای ضدانقلابی، به اعدام محکوم میکرد».

نیروهای جمهوری اسلامی در جریان جنگهای کردستان مرتکب جنایات بسیاری شدند و مردم چندین روستا و منطقه را قتل عام کردند. از جملهی آنها میتوان از قتل عام مردم در قارنا، قلاتان، ایندرقاش، اوچ تپه، کانی مام سید، سرچنار و گوله و چندین روستای دیگر نام برد. عوامل این کشتارها هیچ گاه مورد پیگیرد قرار نگرفتند.



نیروهای جمهوری اسلامی حمله سراسری را علیه نیروهای کردی در بهار ۱۳۵۹ آغاز کردند و این دوره نبردها تا سال ۱۳۶۲ و خروج کامل احزاب کردی از خاک ایران ادامه یافت.


چهل سال سرکوب، اعدام، توپ باران و بمباران، تنها پاسخ حاکمیت سرکوبگر ولایت فقیه به خواستهای مردم کردستان بوده است.
اما برغم این سرکوب وحشیانه، مبارزه علیه ستم ملی و تمامی پیامدهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آن در کردستان همچنان در جریان است. مردم ایران از اقوام و ملیت ها و زبانهای گوناگون و رنگارنگ تشکیل شدهاند و همواره به دین و آیین یکدیگر احترام نهادهاند.
تنها حاکمیتی تمامیت خواه در ۴۰ سال گذشته بوده که پاسخ این تنوع قومی و مذهبی در ایران را با اعدام و سرکوب داده است. روشن است که دیکتاتوری خمینی و خامنهای با کارنامه ای از سرکوب خونین ملت ایران، دوام نخواهد آورد و پاسخ خود را از ملت ایران دریافت خواهد نمود.
سران این نظام فاسد و آدمکش پس از آزادی ایران، بخاطر همه خونهایی که از پیکر مردم ما بر زمین ریختند، باید به دست عدالت سپرده شوند. برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید
به کانال نه به زندان نه به اعدام در تلگرام بپیوندید
https://t.me/NoToPrisonNoToExecution

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.