از کادرهای رهبری سازمان مجاهدین (م. ل) با نام های مستعار ( ايوب هوشمند، مسعود، عمر خطاب)

 

بهروز جلیلیان

 

رفیق محمد در سال ۱۳۲۷ در کاشان و در یک خانواده میانه حال به دنیا آمد او فرزند آخر خانواده بود. پدرش بازاری بود و خانواده آنها در اوایل دهه سی شمسی در محله تازه بنیان سیدخندان در تهران ساکن شدند. بخاطر کهولت سن و بیماری پدرش او بیشتر نزد برادر بزرگترش در محله پل چوبی زندگی می کرد.

در دوران دبیرستان با بهرام آرام و فتحی (اسم مستعار) که در سید خندان هم محله ای بودند آشنا شد. هر سه در سال ۱۳۴۶ به دانشگاه رفتند و در آنجا یک محفل کتابخوانی تشکیل دادند.  محمد که از خانواده سنتی و بازاری می آمد با افراد مذهبی و سیاسی بسیاری آشنایی داشت و سرانجام در سال ۱۳۴۷، احمد رضایی را با جمع آشنا کرد. این آشنایی منجر به رفت و آمد این دوستان به مساجد و محافل مذهبی شد. هر سه آنها سرانجام در سال ۱۳۴۸ توسط احمد رضایی به سازمان مجاهدین خلق ایران که هنوز چنین نامی نداشت پیوستند.

در زمان پيوستن به سازمان مجاهدين خلق در سال ۱۳۴۸، دانشجوى رشته شيمى در دانشگاه صنعتى آريامهر (شريف ) بود. پس از دستگيرى هاى شهريور ۱۳۵۰ به زندگى كاملا مخفى روى آورد و شديدا مورد تعقيب ساواك قرار داشت. در اين دوران بخاطر استعداد و پويايى در مبارزه به سرعت مدارج ترقى را در سازمان طى كرد و به مسئوليت هايى رسيد. در دوران تغيير و تحولات ايدئولوژيك سازمان از سال هاى ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۴ از اولين كسانى بود كه ماركسيسم را پذيرفت. در اوايل سال ۱۳۵۳ با رفيق محبوبه افراز ازدواج كرد. در اواخر تابستان ۱۳۵۴ محمد يزدانيان با نام مستعار مسعود بعنوان مسئول تشكيلات سازمان مجاهدين در خاورميانه به دمشق اعزام شد. پس از دو ماه اقامت، دمشق را براى بررسى وضع افراد تشكيلات در اروپا به مقصد پاريس ترك كرد و مجددا پس از چند هفته به دمشق بازگشت. در سوريه پس از مشكلات روزافزونى كه بخاطر بحران اعراب و اسراييل بوجود آمده بود، پيشنهاد انتقال رهبرى خارج از كشور سازمان به پاريس را مطرح كرد و پس از توافق با سپاسى آشتيانى به تدارك اين مهم پرداخت. محمد يزدانيان بلند قد با بندنى ورزيده و موهاى صاف بود. محسن نجات حسينى در توصيف وى مى نويسد:

در برخورد هايى كه با يزدانى (ان) داشتم براى اولين بار در يك عضو سازمان، جلوه هاى علنى از قدرت طلبى را مشاهده مى كردم. او براى پيشبرد هدف هايى كه به تعبير او تشكيلاتى بود، از زير پا گذاشتن معيارهاى رفتارى با ارزشى كه در سطح سازمان و بين رفقاى تشكيلات رايج بود، ابايى نداشت. … او تمام افراد موثر خارج از كشور را با قضاوت هاى نا بجايش به لجن مى كشيد و از ميدان بيرون مى كرد و به اين كار ناپسند خود، لباس انتقاد درون سازمانى و مبارزه ايدئولژيك مى پوشاند.

از اواخر سال ۱۳۵۴ تا اواخر سال ۱۳۵۷ كه وى به همراه عده اى از اعضا به ايران برگشت ، محمد يزدانيان يكي از مسئولين اصلي تشكيلات خارج از كشور و يكى از تصميم گيرندگان برنامه هاى آن بود. در تابستان ۱۳۵۷ وي به همراه پنج نفر از نمايندگان تشكيلات داخل و مسئولين تشكيلات خارج از كشور در نشست پاريس شركت كرد. در اين نشست كه براى تصميم گيرى در مورد سرنوشت رهبرى سازمان توسط تقى شهرام و چگونگى استراتژى سازمان در جنبش روبه رشد مردم در سرنگونى رژيم شاه بود، يزدانيان در كنار تقى شهرام و جواد قائدى قرار گرفت. در اين نشست، تقى شهرام از رهبرى و عضويت سازمان بر كنار شد و عضويت جواد قائدى به حالت تعليق در آمد و همچنين موقعيت تشكيلاتى يزدانيان بشدت متزلزل شد.

در آذر ماه ۱۳۵۷، محمد يزدانيان به همراه بسيارى از اعضاى خارج از كشور سازمان به ايران بازگشت. وى فعالانه در قيام ضد سلطنتى به همراه مردم شركت كرد. در نيمه همين ماه همسرش محبوبه افراز بخاطر افسردگي بسيار در پاريس و با خوردن مقدار زيادى داروى خواب آور به زندگى خود پايان داد. در اواخر همين ماه يزدانيان به همراه جواد قائدى، عباس پاك ايمان، مهدى فيروز كوهى و عده اى ديگر گروه مبارزه در راه آرمان طبقه كارگر ( آرمان) را جداى از بقيه افرد كه بيشتر در سازمان پيكار و كمتر در گروه نبرد جمع شده، بوجود آوردند.

محمد يزدانيان در ۲۴ دى ماه ۱۳۵۸ دستگير شد. گروه اتحاد مبارزه در راه آرمان طبقه كارگر ( آرمان)، طى اعلاميه اى دستگيرى وى را اعلام كرد. وى در زمان دستگيرى در حين پخش اعلاميه هاى آگاه گرانه در بين كارگران كفش ملي بود. محمد يزدانيان در اواسط خرداد ماه ۱۳۵۹ از زندان آزاد شد، در تمام اين مدت وى در زندان انفرادى در اوين و يا دادستانی انقلاب، قرار داشت.

در خرداد ۱۳۵۹ بيشتر افراد گروه آرمان به سازمان رزمندگان در راه آزادى طبقه كارگر پيوستند و اطلاعيه وحدت با اين سازمان را در  نشريه رزمندگان شماره ۱۸ به تاريخ ۹ تير ماه همان سال منتشر كردند. پس از شروع جنگ ايران و عراق در مهر ماه همان سال و آغاز بحران سياسى ايدئولوژيك در اين سازمان بر اساس چگونگى برخورد با مسئله جنگ، سازمان رزمندگان دچار بحران و ازهمپاشى شد. يزدانيان و اكثر افراد گروه سابق آرمان و عده اى از اعضاى سابق رزمندگان در اويل سال ۱۳۶۰ به گروه اتحاد مبارزان كمونيست ( سهند) پيوستند. وى به همراه اين گروه در تشكيل حزب كمونيست ايران شركت داشت و تا زمان دستگيرى در اوايل سال ۱۳۶۲ از مسئولين تشكيلات اين حزب در تهران بود.

رفیق محمد يزدانيان در اوايل سال ۱۳۶۲ بخاطر شرايط امنيتى بسيار شديد رژيم و اجراى طرح شناسايى مستاجرين در تهران، شناسايى و دستگير شد. با شناخت بسيارى كه رژيم از گذشته وى داشت، بشدت مورد شكنجه قرار گرفت. در اواسط اين سال و در پى يك ميزگرد تلويزيونى از رهبران زندانى بيشتر گروه ها توسط رژيم شركت داده شد، وى در اين نشست هيچ گونه صحبتى نكرد. رفیق محمد يزدانيان سرانجام در آبان ۱۳۶۲ اعدام و در گورستان خاوران به خاک سپرده شد.  یادش گرامی باد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)