نگاهی به پیام اشغال سفارتخانه های آمریکا توسط پروین اشرفی

در ابتدا شرح ماجرا- رفیق عزیزی که مقیم خارج کشور است پستی را که توسط خانم پروین اشرفی در مسنجرفیسبوک گداشته بود و لایکها و اظهار نظرهای متعاقب آنرا برای ما داخل نشینان از همه جا بی خبر! به اشتراک گذاشت – هم متن نوشته ، هم لایک کنندگان و هم اظهار نظرها و هم پاسخهای خانم اشرفی ، هرکدام جالب توجه و قابل بررسی به نظر میرسد.

ایشان پیشنهاد داده بودند یا به نوعی پرسش کرده بودند که :آیا بهتر نیست برای مخالفت با راسیسم و دفاع از مردم به پا خواسته آمریکا تمام ! سفارتخانه های آمریکا را به اشغال درآوریم ؟

از خود نوشته گذشته ، لایک کنندگان اسم و رسم دار نوشته هم جالب توجه بودند ، از جناب خباز و اکبر معصوم بیگی گرفته تا خانم آذر ماجدی و جمشید هادیان – بالاخره از هر طیف چپ حاضر در ینگه دنیا یک نمونه ای میتوان مشاهده کرد !(رفیق عزیز جناب معصوم بیگی که البته مقیم داخل هستند)

پس از آن ، مدافعات ایشان از چنین اقدامی در دنباله انتقادات وارده بود که شاید یکی از جالبترین آنها به خانم مهرنوش موسوی برمیگشت که با کامنتهایی در مورد حککا دنبال میشد ، با ذکر این تذکر که ایشان دیگر عضوآن جریان نیستند ولی همان تفکر را حمل میکنند ولی به هر حال لایک خانم ماجدی که موجود است ، هرچند که ایشان حکمتیست باشند !

اگر خانم اشرفی بعنوان یک فعال سیاسی (به معنای نسبی فعال ) که هم در برنامه های تلویزیونی اپوزیسیون چپ مثل تلویزیون برابری حضور دارند و هم مقالات و ترجمه های متعددی در سایت حزب کمونیست ایران (مارکسیست، لنینیست،مائوییست) و اخبار روز منتشر مینمایند وهم بعنوان یک فعال چپ کارگری و حقوق زنان معرفی میشوند ، نویسنده چنین پستی نبودند و این لایک کنندگان را نمیدیدیم لزومی به وقت گذاشتن و بررسی چنین موردی ضروری به نطر نمیرسید بخصوص آنکه فعلا سوژه و خوراک کافی برای سر و کله زدن انواع جریانات چپ به وفور موجود است ! 

اما همه این ماجرا نشان از وضعیت فکری و تعلقات خاطر و میزان آگاهی مبارزان ! خارج کشور ما بخصوص در زمینه سبک سنگین کردن مسائل داخلی با اموراتی که در کشورهایی که سالهاست با پذیرش تابعیت و سر و سامان دادن به زندگی و کسب و کار و خانواده ، مشغول به زندگی هستند ، دارند.

مقایسه مواردی نظیر کشته شدن آسیه پناهی پیرزن آلونک نشین ، شلاق خوردن رسول طالب مقدم ، اعلام آمار رسمی کشته شدگان آبانماه و تلاش برای ماست مالی کردن قضایا در پوش کشته شدن فلوید و اعتراضات آمریکا در مقایسه با تظاهرات نژادی و ضدامپریالیستی ! در ینگه دنیا.

نکته اول مسلما قضیه اشغال سفارتخانه های خارجی بخصوص امپریالیسم آمریکا ! و درستی یا نادرستی این تاکتیک و دستاوردهای آن برای کارگران و زحمتکشان است – بخصوص اینکه خانم اشرفی به صراحت در نوشته های متعاقب پست خود یکجا تاکید میکنند که در ” ماجرای سقوط هواپیما خواهان آن بوده اند که سفارتخانه های جمهوری اسلامی را سرشان خراب کنیم ” و در جای دیگر ادعا میکنند که:” اشغال سفارت یک اقدام سمبلیک است که همیشه !!! فعالین اجتماعی در سرتاسردنیا به آن دست زده اند” (تاکید از من است) البته ایشان هیچ مثالی ذکر نمیکنند و گمان نمیکنم بتوانند حتی یک مثال هم بیاورند! که اشغال یک سفارت کوچکترین دستاوردی برای یک جریان سیاسی یا مدنی داشته است – گرچه برای دستاوردهای منفی و ضربه زننده میتوان ده ها نمونه آورد.

پس از اشغال سفارت آمریکا در تهران شاهد حداقل یک دوجین انواع حملات به سفارتخانه های آمریکا بوده ایم که از کشتار در بیروت و کنیا و داراسلام شروع میشود و تا کشته شدن کاردار در بنغازی و حمله به سفارت بغداد ادامه پیدا میکند. در همین مدت در داخل جمهوری اسلامی از حمله به سفارت مصر و عربستان داشته ایم تا حمله به سفارت و کنسولگری انگلستان – در خارج کشور هم پس از آمریکا مسلما جمهوری اسلامی رکورددار حمله به سفارتخانه هایشان می باشد. از حمله ۱۳۵۹ در لندن که به کشته شدن گروگانگیران به جز یک نفر انجامید تا تیر ۱۳۷۱ اتاوای کانادا تا سال ۱۳۹۰ در سوییس و اطریش و سال ۱۳۹۱ در آلمان و دانمارک تا سال ۱۳۹۳ کنسولگری لندن – 

بد نیست چه ایشان و چه سایر رفقایی که موافق حمله به سفارتخانه های جهانخواران و راسیستها هستند اعلام نمایند که از این همه موارد یک دستاورد مثبت نصیب شده چه بوده است؟ – حداقل دستاورد چنین اقداماتی این بوده که مثلا در برن که با یک رنگ پاشیدن به درب سفارت ، شما دیگر اجازه ندارید تا در ۵۰۰ متری سفارت هم تظاهرات اعتراضی داشته باشید !

البته برخی هم در مورد تبعات حقوقی قضیه برای ایشان و سایر تایید کنندگان تذکراتی داده اند – البته ایشان چون این مسئله را به صورت سوالی مطرح کرده ! از جنبه حقوقی راه فراری باز مانده است اما بعدا نوشته های خود ایشان و سایر افراد در دنباله ماجرا کار را قدری خراب کرده است – گرچه ایشان و سایرین که دیگر شهروند کشورهای خود هستند و با سوگند وفاداری که به پرچم و قانون اساسی آن کشورها یاد کرده اند ، کشورهای متبوع خود را موظف کرده اند که از حقوق شهروندی و آزادیهای آنان حتی در مقابل امپریالیسم آمریکا دفاع کنند.

گرچه خانم اشرفی در همان نوشته هایشان هم تعریف جدیدی از سفارتخانه ارائه کرده اند و هم حق ورود به آنها – ایشان قید فرموده اند : ” کدام قانون منظور شماست؟ اینکه سفارتخانه ها حریم خصوصی رژیمها هستند؟ به نام مردم برای خودشان در کشورهای مختلف خانه ساخته اند و کدام قانون بین المللی از ورود متجاوزین به خانه هایمان در کشورهای مختلف جلوگیری کرده است ؟” مقایسه بسیار جالب و بدیع ایشان با مسئله فلسطین در ادامه همین مطلب دیگر صرفه نظر میکنم  –  

از موضوع اشغال و بالا رفتن از دیوارها که بگذریم مسئله بنیانی تر نحوه دخالت در ماجراییست که برخی از این رفقا میل دارند آنرا یک بحران ارزیابی کنند که میتواند به سرنگونی نظام سرمایه هم ! منتهی شود.

یک هنرپیشه پورن سیاه پوست که به گفته خانواده و وکیلش برای تحقیق میدانی در مورد کرونا (نه خریدن سیگاری !) به خیابان رفته بود توسط پلیس فاشیست و نژادپرست آمریکا مورد حمله و سرانجام مرگ دلخراش قرار گرفته است – واقعه ای که به صورت مشابه بنابر ادعای همان مقامات امریکایی لااقل سه مورد در هر روز اتفاق می افتد – اما شرایط پس از کرونا و مهمتر از همه سال انتخابات در آمریکا باعث شد تا رقیب دموکرات از همه ابزار رسانه ای و غیر رسانه ای برای تجمع مخالفان استفاده کند و طرف مقابل هم که در پدرسوختگی دست کمی از رقیب ندارد هم ، از آشوبهای شبانه و غارت و اتش سوزیها استفاده میکند تا ضربه مقابل را به حریف وارد نماید و گواهی می آورد که تظاهرات و اغتشاشات همه در ایالات و شهرهایی اتفاق افتاده که فرماندار یا شهردار دموکرات داشته اند – مسلما پس از چند روز مردم قهرمان و ضد نژادپرستی آمریکا کم کم بین حق آزادیهای مدنی و از دست رفتن امنیت و سرمایه های مغازه و کسب و کارشان ، دومی را انتخاب میکنند و آبها از آسیاب می افتد و ما می مانیم و کسانی که از بحران و احتمال سرنگونی و چگونگی پاسخ به سوال کلیدی ” آیا می توان از این وقایع برای سرنگونی امپریالیسم سود برد؟” سخن گفته اند – و فراموش کرده اند که در همین اسیر جو جریانات کاذب شدن بسیاری از این اپوزیسیون پرافتخار خارج نشین ، رژیم جمهوری اسلامی شروع به ماست مالی کردن وقایع آبانماه  و کشته های هزار نفری آن شده است – کشته ها را به حد دویست و اندی نفر تقلیل داده که ۴۵ نفر هم به تیر غیب گرفتار شده اند و با اسلحه سازمانی مضروب نشده اند !– کمی هم پیشتر برویم فعلا جعبه سیاه هواپیما به جای اوکراین به فرانسه میرود و نمیرود و سر و ته آن قضیه هم جمع میشود.

بگذریم که در همین مدت آسیه پناهی پیرزن آلونک نشین کرمانشاهی کشته میشود و نتایج کالبد شکافی یک ماه دیگر ! مشخص میشود- کارگر شرکت واحد ۷۴ ضربه شلاق نوش جان میکند ، ده نفر هموطن بهایی مجموعا به بیش از صد سال زندان محکوم میشوند ولی خراب کردن سفارتخانه ها پیشکش نه کسی از این اپوزیسیون ما اعلام تجمعی میکند یا پتیشنی پر میکند نه اعلام طوفان توییتری میکند و نه حتی یک لایک را خرج چنین نوشته هایی میکند .

ولی باید ببینیم که بعنوان مثال در کنار خانم اشرفی خانم آذر ماجدی که نگران شده چرا فمینیستهای – مارکسیست به خطا تقاضای دستمزد برای کار خانگی دارند و در تدارک چندین برنامه برای نقد آنهاست و یا آن مترجم پرافتخار ما که اشغال سفارتخانه های امپریالیسم را در خط منصور حکمت میداند و آنرا لایک میکند و آن کارگری  که میگوید ” مو ریدم مین این روزی حلال ”  را پرولتر آگاه !!! ارزیابی میکند چه توجیهی برای رفتن به دنبال این قبیل نخود سیاههای امپریالیستی !!! دارند؟

ای کاش اپوزیسیون پر مدعای چپ ما هم قدری ساعتش را به وقت ایران کوک میکرد – باز کردن پنجره خانه اش رو به ایران که با تفکرات انترناسیونالیستیشان زیاد جور در نمیاید را پیشکش میکنیم . 

 

نادر داروک – خرداد ۹۹

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)