ممکنه که این نظرات آدم را عصبانی کند ولی نپرداختن به آن و ندیده گرفتن پیشداوریها هم به نظرم کارساز نیست. نه اینکه فکر کنم این وظیفهی همجنسگرایان است که توضیح بدهند و حالی کنند که بیمار نیستند و یا به تک تک پیشداوریها پاسخ بدهند. اما باید یک نوعی آسیب شناسی بشود و باید ریشهیابی بشود و خیلی کمبودها هست که برای ایجاد چرخش نظری و همزیستی مسالمتآمیز در جامعه ناچاریم به آن بپردازیم و اتفاقا فکر میکنم کسانی که همجنسگرا نیستند و در “جبهۀ” دیگر قرار دارند تو این زمینه میتوانند نقش فعال و موثری داشته باشند.
یک اعترافی هم باید بکنم. با اینکه من “روشنفکرم” و فعالانه برای پذیرش انواع گرایشات جنسی تلاش میکنم… و بیشتر تو جامعهای زندگی کردم که نهادهای رسمی جزواتی در این زمینه منتشر میکنند و تلاش پیگیر میکنند برای احقاق حقوق افرادی که هتروسکسوئل نیستند. باز من گاهی مچ خودم رو میگیرم که دست کم به لحاظ احساسی مرزهایی دارم و برایم مثلا تماشای لب گرفتن دو مرد یا دو زن در مهمانیهای آلمانی ناخوشایند است. یا مثلا اگر برای کسی شبههای به وجود بیاید که تمایلات همجنسگرایی دارم، دلم میخواهد از خودم “دفاع” کنم!
اینها چیزهایی هستند که تا به زبان آورده نشه و تا اعتراف بهشون نکنیم، نمیتونیم خودمون رو تغییر بدیم و اصلاح کنیم.
نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.