ویروس‌ها موجوداتی نیمه زنده هستند که خود سوخت و ساز ندارند و تنها هنگامی می‌توانند تولیدِ مثل کنند که وارد یاخته‌های زنده بشوند. به این معنا، زندگی آن‌ها انگل مانند است. ساختار آن‌ها از دیواره‌ای پروتئینی در ست شده که مولکول‌های وراثتی د. ن. آ (DNA) و ر. ن. آ (RNA) را می‌پوشاند. برخی از آن‌ها تنها دارای مولکول ر. ن. آ هستند که در زمره بدوی ترین ساختارهای انتقال وراثت و حفظِ زندگی بشمار می‌آید. این مولکول‌ها بسیار ناپایدارند، بسرعت نسبت به عوامل فیزیکی و شیمیاییِ زیستبوم واکنش نشان می‌دهند و ساختمانِ خود را چنان دگرگون می‌کنند که امکان بقای آن‌ها افزایش یابد.

خانوادهِ ویروس بتاکرونا از زمره ویروس‌های دارنده ر. ن. آاست. ژنوم آن تنها از سی هزار جفت باز (base pair) درست شده است. ویروس‌های این خانواده در دستگاه تنفسی بالایی و راه‌های هوایی آدمی التهاب ایجاد می‌کنند و موجبِ سرماخوردگی می‌شوند. گاه بافت ریه را نیز مورد حمله قرار داده و سینه پهلو ایجاد می‌کنند.

نخستین بار نام ویروس کرونا در سال ۲۰۰۳ میلادی بر سر زبان‌ها افتاد. در این سال، یکی از زیرگونه‌های این ویروس که در نتیجه جهش ژنتیکی (mutation) پدید آمده بود، بیماری همه گیر سارس (Severe acute respiratory syndrome، SARS) را ایجاد کرد. این بیماری بنا به آمار سازمان بهداشت جهانی ۸۰۹۶ نفر را مبتلا کرد. از آن میان ۷۷۴ بیمار درگذشتند (۱). میزبان این ویروس خفاش بود.

در سال ۲۰۱۲ میلادی زیرگونهِ نوزادِ دیگری از ویروس کرونا بیماری مِرس (Middle East Respiratory Syndrome، MERS) را پدید آورد. این بیماری ۲۴۹۴ نفر را مبتلا کرد و موجب مرگ ۸۵۸ نفر شد (۱). بیماری تنفسی مِرس بسیار کشنده بود، اما خوشبختانه از انسان به انسان انتقال پیدا نمی‌کرد. میزبان اصلی آن خفاش بود که از راه ابتلایِ شتر، ویروس را به انسان انتقال داده بود. ویژگی شگفت این بیماری آن بود که در منطقه گرمسیری شبه جزیره عربستان شیوع یافته بود، در حالی که ویروس‌های خانوادهِ بتاکرونا کمتر در دمای بالا فرصت نشوونما می‌یابند.

با توجه با این تاریخچه، و نظر به ناپایداریِ ژنومِ ویروس‌های خانواده بتاکرونا، سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۱۶ آن را در زمره ویروس‌های خطرناکی طبقه بندی کرد که هر آن می‌توانند هویت ژنتیکی و رفتار زیستی و بیماریزایی خود را دگرگون کرده و بیمار‌های همه گیر و جهانگیر پدید آورند.

در اواخر سال ۲۰۱۹، این پیش بینی واقعیت یافت. زیرگونه جدیدی از خانواده بتاکرونا که امروز کووید ۱۹ (Coronavirus disease ۲۰۱۹، Covid ۱۹) خوانده می‌شود، در شهر ووهان (Wuhan) در چین شیوع پیدا کرد و بسرعت در سراسر جهان گسترش یافت. این بار نیز ویروس از خفاش به آدمی انتقال یافته است. سرعتِ زیادِ سرایتِ آن از انسان به انسان حیرت انگیز است. رفتار زیستی و اقلیمیِ ویروس نیز دگرگون شده است. در حالی دیگر هموندان خانواده ویروس بتاکرونا در هوای سرد زادوولد کرده و بیماری می‌آفرینند، کووید ۱۹ در آب و هوای نیمه حاره‌ای ووهان بدنیا آمده و در سواحل گرم دریای مدیترانه بیش از کشورهای سردسیر شمال اروپا تکثیر می‌شود و کشتار می‌کند.

بیماریزایی ویروس کرونا ناشی از آنست که از راه گیرنده‌های آنزیم شماره ۲ دگرسازِ آنژیوتانسین (Angiotensin converting enzyme ۲، ACE۲) در دیوارهِ یاخته‌های ریوی، واردِ آن‌ها می‌شود و مایه اختلالِ کارکرد، تورم و مرگ یاخته‌ها و از کارافتادن شش‌ها می‌شود. این گیرنده‌ها که کار تنظیم فشارِ خون را بعهده دارند، در بافت‌های دیگر پیکر، از جمله شریان‌ها، قلب و کلیه نیز وجود دارند، از این رو ویروس می‌تواند به دیگرِ بافت‌ها نیز حمله کند.

بیماریزایی و کشندگی کووید ۱۹ از اسلافش بسیار بیشتر است. نخستین آمارها نشان می‌دهند که میزان مرگ و میر بیماری ریوی کوید ۱۹ نسبت مستقیم با توانایی فنی بیمارستان‌ها برای درمانِ موارد شدید آن دارد. در کشورهایی که شمار تخت‌های بخش‌های مراقبت ویژه و دستگاه‌های تنفسِ مصنوعی برای درمانِ مواردِ خطرناک کفایت می‌کند، آمار مرگ و میر بسیار پایین تر از کشورهایی است که به اندازه لازم این تجهیزات را در اختیار ندارند.

بیماریزایی، کشندگی و سرعت انتقال ویروس کووید ۱۹ تمدن انسانی را با چالشی بیسابقه روبرو کرده است. بسیاری بدرستی پیش بینی می‌کنند که اگر در ماه‌های آینده روش‌های پیشگیری و درمان مناسبی برای این بیماری کشف و اختراع نشود، میلیون‌ها تن جان خود را از دست خواهند داد و اقتصاد و مناسبات اجتماعی و سیاسی در سراسر جهان با خطر فروپاشی رویارو خواهند شد. در حال حاضر، در اواخر ماه مارس ۲۰۲۰، همه گیری هنوز به کشورهای رشدیابنده سرایت نکرده است. پیش بینی این آینده دشوار نیست که در این صورت با توجه به کمبودهای بهداشت و درمان در این کشورها، شمارِ تلفات، خساراتِ اقتصادی و ناآرامی‌های اجتماعی ناشی از همه گیری کووید ۱۹ ابعاد نجومی خواهد یافت.

در این شرایط افکار عمومی بطور دم افزونی این پرسش را طرح می‌کند که این همه گیری چگونه پدید آمده است، و کدام سیاستگزاران یا سیاستمداران باید مسئولیت پیامدهای آن را بعهده بگیرند؟

برخی زمزمه‌ها و نجواها خبر از آن می‌دهند که گویا صنایع مهندسی ژنتیکِ ایالات متحده امریکا در «ووهان» کووید ۱۹ را تولید کرده و آن را به زیستبوم نشت داده‌اند. اگر این سناریو واقعی باشد، هم مردم نفسی به راحتی خواهند کشید و هم پزشکان و دلواپسانِ زیستبوم شاد خواهند شد، چرا که در این صورت می‌توان با اتخاذ تدابیر جدی امنیتی و مجازاتِ تبهکاران از تکرار چنین فجایعی جلوگیری کرد. اما مدعیان این اتهام تا کنون گواه محکمه پسندی برای اثبات آن ارائه نداده‌اند.

بسیاری دیگر برآنند که عادات غذایی مردمِ چین که هر موجود زنده‌ای را خوراکی می‌پندارند، به پیدایشِ همه گیریِ کووید ۱۹ انجامیده است. گفته می‌شود که ویروس کرونای ۱۹ به میانجی «آشِ خُفاش» که خوراک دلپذیر اهالی «ووهان» است، از این جانور به آدمی انتقال یافته است. این احتمال منطقی و واقعی می‌نماید. دگرگونیِ رفتارِ آدمی، از جمله افزایشِ شهرنشینی و همسایگی با جانوران وحشی و بهره گیری از گوشت و دیگر فرآورده‌های پیکر آن‌ها از عوامل شناخته شدهِ انتقالِ بیماری‌های عفونی از حیوان به انسان است (۴). اما در صورت درستی هم تنها راهِ تَرابری ویروس را نشان می‌دهد، نه علت پیدایش آن را. کارشناسانِ اپیدمیولوژی در این گونه موارد بدنبال سرچشمه پیدایش بیماری می‌گردند تا بتوانند آن را ریشه کن کنند.

عاداتِ خوراکیِ مردمِ چین که یکی از کهنسال ترین فرهنگ‌های کره زمین را پرورده‌اند، طی هزاران سالِ گذشته دگرگون نشده‌اند. نه تنها مردمِ چین، بلکه صدها میلیون از مردم کشورهای آسیای جنوبِ خاوری و برخی کشورهای آفریقایی نیز گوشت خفاش را مانند گوشتِ پرندگان می‌دانند و می‌خورند. شمار خُفاش‌های کره زمین از شمار پستانداران دیگر، جز جوندگان، بیشتر است. از این رو، تماس آنان با آدمیان از بسیاری دیگر از جانوران بیشتر بوده است. پیکر این زبان بسته‌ها نیز مانند تن آدمی میلیون‌ها سال میزبان انواع ویروس‌ها و باکتری‌ها بوده است. در مقام مقایسه باید گفت که شمار باکتری‌ها و ویروس هایی که در اندام‌های گوارشی پیکرِ آدمی با ما همزیستی دارند و ما را در برابر بسیاری بیماری‌ها ایمن می‌کنند، از شمار تمام یاخته‌های تنِ ما بیشتر است. چه اتفاقی در زیستبوم ما رخ داده است که یکی از ویروس هایی که در پیکر خُفاش‌ها می‌زیند، در طول کمتر از دو دهه در معرض سه جهش ژنتیکی بیماریزا قرار گرفته است؟

در جستجوی عاملِ واقعی فاجعه باید به سازوکارهای پیدایش جهش ژنتیکی یا موتاسیون مراجعه کرد. موتاسیون دگرگونی است که در رمز وراثتی ژنومِ یاخته‌ها و اسید نوکلئیکِ (nucleic acid) ویروس‌ها و باکتری‌ها رخ می‌دهد. بیشتر این جهش‌ها که در نتیجه خطاهای سازوکارِ تکثیر یاخته‌ای پدید می‌آیند یا پیامدی ندارند، یا آنقدر زیان آورند که به مرگ یاخته و ارگانیسم‌ها می‌انجامند. برخی از آن‌ها نیز مایه سرطان می‌شوند یا دگرگونی در ظاهر و در رفتار ارگانیسم پدید می‌آورند (۳). در ویروس‌ها که مولکول اسید نوکلئیک کوچک و ناپایداری دارند، نه تنها موتاسیون، بلکه دگرگونی رمز وراثتی از راه «بازترکیب» (recombination) و «بازجورشدنِ» (reassortment) جفت بازها نیز می‌تواند رفتار زیستی ارگانیسم را دگرگون کند (۴).

موتاسیون ممکن است در نتیجه تأثیر عوامل فیزیکی و شیمیایی روی ژنوم پدید آید. این عوامل را موتاژن می‌نامیم. اشعه رادیواکتیو و پرتو ماوراء بنفش هردو به مولکول‌های اسید نوکلئیک صدمه می‌زنند و می‌توانند موتاسیون ایجاد کنند. برخی عوامل شیمیایی چون نیکوتین نیز موتاژن هستند. اگر جهش ژنتیکی کارآیی و بارآوری ارگانیسمی را افزایش دهد، جمعیت آن نیز از راه گزینش طبیعی (natural selection) افزایش می‌یابد (۳، ۲).

دانشمندان چینی تا کنون دو زیرگونه ژنتیکیِ کووید ۱۹ را شناسایی کرده‌اند. سنخ س (S-Type) که کهن تر است و در نتیجه موتاسیون در «ووهان» ایحاد شده، در ۳۰٪ بیماران یافت شده است. سنخ ل (L-Type) که از دگرگونی ژنتیکی سنخ س پدید آمده، در ۷۰٪ بیماران دیده می‌شود.

از آنجا که پیدایش جهش‌های ژنتیکی در خانواده ویروس بتاکرونا در دو دهه گذشته شتاب دم افزونی داشته است، احتمال آن که عوامل خارجی در پیدایش این دگرگونی‌ها نقش تعیین کننده داشته باشند، زیاد است (۴، ۲). مهم ترین این عوامل افزایشِ پرتوافشانی اشعه ماوراء بنفش در دهه‌های گذشته بوده است. این پرتوها که تنها ۱۰٪ تمامی پرتوهای برقاطیسی خورشید را دربرمیگیرند، تأثیر نیرومندی روی پیوندهای شیمیایی می‌گذارند. خوشبختانه لایه اوزون در استراتوسفر زمین ۹۷ ـ ۹۵٪ پرتوهای ماوراء بنفش را جذب می‌کند. این لایه که در ۱۵ تا ۳۵ کیلومتری جوّ زمین قرار دارد، بیشتر مولکول‌های اکسیژن سه ظرفیتی (O۳) یا اوزون را مانند سپری برای پاسداری از زیستبوم گرد آورده است. از دهه هفتادِ سده گذشته ببعد می‌دانیم که لایه اوزون در نتیجه آلودگی به ذراتِ معلقِ (aerocele) اتم‌های کلر، فلوئور و کربن که فضولات تولید صنعتی بشمار می‌آیند، سال به سال نازکتر می‌شود و در نتیجه میزان پرتوِ ماوراء بنفشی که از آن می‌گذرد و به زمین می‌رسد، افزایش می‌یابد. یکی از پیامدهای شناخته شده این بمباران فضایی افزایش موتاسیون در یاخته‌های پوستی آدمیان، و در نتیجه افزایش چندبرابریِ شیوعِ سرطان پوست، بویژه نوع خطرناکِ آن ملانوم، است. چه بسا که همین بمباران مایه جهش‌های ژنتیکی در ویروس کرونا نیز شده باشد.

بیماری‌های عفونی هنگامی همه گیر و جهانگیر می‌شوند که که زیستبوم مناسبی برای عواملِ ایجادِ آن‌ها وجود داشته باشد. برای نمونه، در اوایل دهه ۱۹۹۰ در ایالات متحده، افزایش گرمای زیستبوم مایه فراوانی خوراک جوندگان شد. در نتیجه جمعیت این جانوران افزایش یافت. یکی از آن‌ها موشِ کوچکِ پاسفیدی بود بنام پرومیسکوس (peromyscus) که به خانه‌های مردم هجوم آورد و ویروس هانتا را به آنان انتقال داد و در سال ۱۹۹۳ همه گیری «سندرم ریوی ویروسِ هانتا» (hantavirus pulmonary syndrome) را پدید آورد (۴). چه بسا که گرمایش زمین یکی از حلقه‌های زنجیره‌ای باشد که به افزایش بیماریزایی کووید

۱۹ نیز انجامیده است.

کارشناسان تخمین می‌زنند که دمای زمین از زمان پیدایش تمدن تا پایان سده بیستم چهار تا پنج درجه افزایش یافته است. در دهه‌های گذشته شتابِ این افزایش چندان بیشتر شده است که پیش بینی می‌شود که دمای زمین در سده بیست و یکم به اندازه ده هزار سالِ گذشته، یعنی چهار تا پنج درجهِ دیگر، افزونی یابد. یکی از ویژگی‌های خانواده ویروس بتاکرونا آنست که در درجه حرارتِ پیرامون صفر بهتر زادوولد می‌کند. گرمایش زمین شرایط و محیط زیست آن را دشوار و تنگ می‌کند. اگر در یکی از زیرگونه‌های ویروس موتاسیونی رخ دهد که زادوولد آن را در گرمای بیشتر امکان پذیر کند، این توانایی در چهارچوب دمای افزایش یابنده زمین امتیاز برجسته‌ای شمرده می‌شود که زیستبوم گسترده تری را در اختیار آن قرار می‌دهد. به این معنا، ممکن است گرمایش زمین به گزینش طبیعی ویروس گرمسیری کرونا یاری رسانده باشد. براستی نیز، چنان که در بالا آمد، همه گیری‌های اخیر ویروس کرونا در مناطق حاره (عربستان)، نیمه حاره (ووهان) و گرم (سواحل دریای مدیترانه) رخ داده‌اند.

این گواهان بیانگر آنند که به احتمال زیاد همه گیری ویروس کووید ۱۹ پیامد آلودگی زیستبوم، و بحران ناشی از این بیماری شوم یکی از جلوه‌های بحران ساختاری زیستبوم است که «از ماست که برماست». پیش آگهی این شناخت نیز شوم تر از خودِ بیماری است: اگر تمدن انسانی نتواند چاره‌ای کارساز برای بحران زیستبوم بیابد، این جهانگیری (pandemic) آخرین واکنشِ مرگبار طبیعت در برابر ولنگاری، بیخردی و خیره سریِ آدمی نخواهد بود.

دکتر عباس طاهری

جراح مغزوپی،

کارشناس پزشکی اجتماعی

 

 مراجع:

 

۱) Bahnsen U, Wie entsteht eine Seuche? Zeit 6, 32, 2020.

Eyre-Walker A, Keightley PD, The distribution of fitness effects of new mutations. Nature ۲) Reviews Genetics ۸: ۶۱۰–۶۱۸, ۲۰۰۷, doi:10.1038/nrg2146

۳) Ladish H, Berk A, Kaiser CA, Amon A, Ploegh H, et al, Molecular Cell Biology, Macmillan Education, 2016.

۴) Morens DM, Folkers GK, Fauci AS, The challenge of emerging and re-emerging infectious diseases, Nature 430: 242-249, 2004.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)