اگر حوصله خواندن این مقاله را ندارید اینجا را کلیک کنید و ویدیوی آن را ببینید.

مقدمه
مسیولان ما نه تنها درک درستی از مفهوم “رتبه بندی” معلمان ندارند بلکه با مفاهیم اولیه تعلیم و تربیت نوین و مدرن هم آشنایی ندارند که اینها به نوبه خود جامعه فلاکت زده و به گل نشسته فعلی انجامیده است.

همانطور که در کتب و مقالات متعددم تشریح کرده ام علت العلل سعادت و یا شقاوت مردمان در هر سرزمینی به سیستم تعلیم و تربیتی آنها که معلم و روش تدریس او رکن آن است بر می گردد. در چنین شرایطی است که اهمیت و نقش رتبه بندی معلمان که عاملی تعیین کننده است مشخص می شود. سوال اما اینجاست که در شرایط پیچیده کنونی، در اوایل دهه سوم قرن بیست و یکم، ارزشیابی ای که به رتبه بندی معلمان می انجامد باید چه ویژگی هایی داشته باشد و بر طبق چه ملاک ها، معیارها و استانداردهایی و چگونه باشد؟

سیستم گزینشی و ارزشیابی و رتبه بندی غیر استاندارد و غیر علمی معلمان در این ۴۰ سال اخیر نقش غیر قابل انکاری در فلاکت ایرانیان و تمدن و فرهنگ آنها داشته است. برای نمونه منابع زیر را در بهمن ماه ۱۳۹۸ – ۴ روز قبل از آزمون رتبه بندی معلمان – به معلمان ارایه دادند تا مطالعه کنند و برای آزمون آماده شوند!:

۱) الگوها و فنون تدریس ۱۷ صفحه؛ ۲) سنجش و ارزشیابی ۲۵ صفحه ۳) تکنولوژی آموزشی ۱۵ صفحه ۴) روانشناسی تربیتی ۳۲ صفحه ۵) شیوه نامه اجرای معلم پژوهنده ۱۲ صفحه ۶) اخلاق حرفه ای ۱۹ صفحه ۷) مبانی نظری تحول بنیادین تعلیم و تربیت رسمی عمومی جمهوری اسلامی ۳۱ صفحه ۸) برنامه درس ملی ۲۴ صفحه ۹) قوانین طرح طبقه بندی مشاغل معلمان کشور ۱۷ صفحه ۱۰) دستور العمل برگزاری اردوهای دانش آموزی ۵۰ صفحه ۱۱) آیین نامه اجرایی مدارس ۱۶ صفحه

جالب این است که تعداد سوالات مربوط به هر یک از منابع فوق در آزمون رتبه بندی معلمان که من ۶۷.۵ گرفتم؟!!! به قرار زیر بود:
الگوها و فنون تدریس ۶ سوال از ۴۰ سوال!، سنجش و ارزشیابی ۶ سوال، تکنولوژی آموزشی ۴ سوال، شیوه نامه اجرای معلم پژوهنده ۳ سوال و روانشناسی تربیتی ۲ سوال!

در اینترنت سرچ کنید “نقدی بر میزان استاندار، علمی و معتبر بودن جزوات و آزمون رتبه بندی معلمان!” و مقاله من راجع به این آزمون رتبه بندی را مطالعه کنید. یک سوم از شرکت کنندگان – از جمله خود من – در این آزمون “مردود” شدند و بخاطر اعتراض های زیاد، آزمون برای آنها دوباره برگزار شد. قابل تامل تر اینکه تعداد سوالات مربوط به هر یک از منابع فوق در این آزمون مجدد رتبه بندی معلمان به قرار زیر بود:

الگوها و فنون تدریس “۳” سوال (از ۴۰ سوال)!؟؟!؛ ۲) سنجش و ارزشیابی “۳” سوال!؟؟! ۳) تکنولوژی آموزشی “۴” سوال!؟؟! ۴) روانشناسی تربیتی “۵” سوال – و بقیه ۲۵ سوال باقیمانده مربوط به موضوعات “نامرتبط به حرفه معلمی” ۵) شیوه نامه اجرای معلم پژوهنده!؟؟! ۶) قوانین طرح طبقه بندی مشاغل معلمان کشور ۷) دستور العمل برگزاری اردوهای دانش ۴ سوال ۸) آیین نامه اجرایی مدارس ۹) اخلاق حرفه ای ۱۰) مبانی نظری تحول بنیادین تعلیم و تربیت رسمی عمومی جمهوری اسلامی ۱۱) برنامه درس ملی

در مرحله اول آزمون رتبه بندی حدود ۱۲۵.۵۷۸ شرکت کننده داشتند و در مرحله دوم که من هم مجددا آزمون ش را دادم ۴۰.۰۸۶ نفر! همانطورکه اشاره شد این بدان معناست که در مرحله اول بیش از دو سوم شرکت کننده ها ( حدود ۸۶.۰۰۰ نفر) قبول شدند و من که آن همه هم خواندم و کاملا مسلط بودم جزو یک سوم معلم هایی بودم که مردود شدم !!؟ من اینبار ۵۵.۵ گرفتم؟!!!

لازم به یادآوری نیست که اگر مقاله فوقم را که معرفی کردم مطالعه بفرمایید شما هم به این نتیجه می رسید که این نوع جزوات و سوالات برای ارزشیابی و رتبه بندی معلمان نه تنها ارزش و پیچیدگی های حرفه معلمی و مهارت های مختص به آن را به سخره گرفته بلکه باعث می شود جای معلمان حرفه ای و متخصص با جای معلمان ناکارآمد عوض شود! و همانطور که اشاره شد نتیجه اش می شود جامعه ای که می بینید.

نقدی بر منابع آموزشی و سوالات آزمون رتبه بندی معلمان – که به معلمان معرفی و ارایه کردند تا بعد از مطالعه آنها جهت رتبه بندی امتحان دهند!:

بویژه فایلهای مربوط به الگوها و فنون تدریس، تکنولوژی آموزشی، سنجش و ارزشیابی و روانشناسی تربیتی را بررسی کردم – بسیار گنگ و باری به هر جهت و اگر بخواهم در یک کلمه بگویم “فاجعه” بودند چراکه علمی، استاندارد و عملیاتی نبودند و بدرد معلمان هم نمی خورند. تماما – همانند کتب درسی و کنکور – “تیوریک” و “حافظه محور” بودند و نه پرکتیکال و عملی چراکه به ارایه راه حل و یا راهبردهایی برای چگونگی بخدمت گیری تیوری ها در فرایند آموزش و تربیت نپرداخته بودند. مثلا آموزش نداده اند که بعنوان نمونه “وجود خداوند” و یا یک “مفهوم” یا “واژه” “”چگونه”” و “”با چه روش و تکنیک”” موثری باید آموزش داده شود؟ حتی در فایل “الگوها و فنون تدریس” یک مدل و روش تدریس جامع، استاندارد و به روز و مدرن به معلمان معرفی نکرده اند! صرفا به گزینش التقاطی و معرفی چند مدل قدیمی که هر یک ایرادات خاص خود را دارند پرداخته اند!؟

فایل “سنجش و ارزشیابی” هم نواقص علمی زیادی داشت. بیشتر به معرفی آزمون هایی پرداخته است که ابزار کار “روانشناسان” هستند و نه “معلمان”! ضمن اینکه به معرفی خیلی سرسری و گنگ و مبهم مفاهیمی چون “نمرات ۹ بخشی” و “هوشبر انحرافی” هم پرداخته بودند. حتی به معرفی، اهمیت و تمییز تست ها، آزمون ها و امتحانات “عملکرد (Performance Assessment)، “تکوینی” (Formative Assessment) و “پایانی” (Summative Assessment) و چگونگی طراحی و تهیه آنها هم که برای یک معلم بسیار “ضروری” هستند نپرداخته بودند!؟ ضمن اینکه علیرغم اینکه در جزوه آموزش و تذکر داده بودند در طراحی سوالات چند گزینه ای نباید از “همه موارد”، “هیچکدام” و … استفاده کرد خودشان در امتحانی که از ما گرفتند این اصل را رعایت نکردند؟! اصولا ما ایرانی ها خوب منبر می رویم اما در مقام عمل که می رسد آن کار دیگر می کنیم! ایراد بعدی ای که من به خود آزمون رتبه بندی معلمان باید بگیرم این است که همانطور که اشاره شد تناسب تعداد سوالات هیچ ارتباطی به اهمیت آن درس برای آزمون دهندگان که غالبا معلم هستند نداشت – هر چند خودشان برای رعایت این مورد در فایل مربوط به سنجش و ارزشیابی فرمول داده بودند!:

بنابراین Validity و یا روایی این آزمون بشدت زیر سوال است همانطور که Reliability و یا پایایی آن. بعبارت دیگر این آزمون “نتوانست” معیار خوبی برای محک زدن مهارتهای ضروری ای که یک معلم در طول پروسه تدریس واقعا به آنها نیاز دارد باشد. و وقتی می گویم این آزمون پایایی هم ندارد منظور این است که اگر ۱۰ روز دیگر همین امتحان با سوالات غیر استانداردش دوباره از شرکت کنندگان گرفته شود نمرات آنها با نمرات قبلی شان بصورت معنا داری متفاوت خواهد بود که در ادامه به دلایل دیگر این دو مورد می پردازم. فاجعه بارتر اینکه ضریب دشواری (P) و ضریب تمییز (d) این به اصطلاح آزمون رتبه بندی معلمان هم “بشدت” زیر سوال بزرگی است که واریانسش را هم زیر سوال می برد: چگونه می شود که من – دکتر حسینی – که تخصصم در آموزش و روش تدریس و آزمون سازی است و همه این موارد را در دانشگاهها تدریس هم کرده ام در این به اصطلاح آزمون شما “مردود” می شوم و همکاری که لیسانس معارف و یا فوق دیپلم تربیت بدنی دارد “قبول” می شود؟!!!! آزمون شان استاندارد نیست حداقل به این دلیل که معلم ضعیف را از معلم قوی تمییز نداد بلکه حتی جای آنها را عوض هم کرد!!!!

حیرت آورتر اینکه بعد از بررسی فایل مربوط به “تکنولوژی آموزشی” متوجه شدم که علیرغم اینکه در عصر اینترنت و تکنولوژی های اینترنتی هستیم حتی نامی از این تکنولوژی ها که من خودم چند مقاله و کنفرانس بین المللی درباره آنها داشته ام برای استفاده همکاران برده نشده چه رسد به معرفی و آموزش کاربرد آنها!!!!!؟؟؟؟ اطلاعات و موارد نادرست زیاد در این جزوه هم هست از جمله در صفحه ۶ به اهمیت تکنولوژی آموزشی می پردازند که مطالبی “غیر مرتبط ” را بعنوان فاکتورهای “متمایز کننده” تکنولوژی آموزشی بر می شمرند!!!!!!

فایل مربوط به “پژوهش و معلم پژوهنده هم “افتضاح” بود: تنها چیزی که در آن ندیدم “اموزش قاعده مند اصول پژوهش” برای ارتقای سطح دانش و کارایی معلمان بود! ” و تنها چیزی که دیدم “دروغ و گزافه گویی” بود. بر خلاف آنچه وانمود می کنند به پژوهش و پژوهشگران واقعی “هیچ” اهمیتی نمی دهند و حتی آنها را منزوی و مخفی و گاها شکنجه روحی و روانی هم می کنند تا به کارهای علمی و پژوهشی خود جهت ارتقای کیفیت آموزش و پرورش ادامه ندهند. بعنوان نمونه مسیول پژوهش استان خراسان رضوی آقایی هست معلم اجتماعی که فقط یک مقاله نوشته آنهم تحت عنوان “تاثیر بنرهای خیابانی بر نوع راه پیمایی زوار در مشهد مقدس”!!!! مسیولان دیگر هم در اداره کل و حتی در نواحی هفت گانه مشهد از همین نوع هستند – بیایید بررسی کنید. در وزارت هم همین نوع افراد را بخدمت می گیرند.

فایل مربوط به “روانشناسی تربیتی” را که بررسی کردم متوجه شدم نظریات هفت روانشناس مربوط به قرن ها پیش آورده شده اند که همانطور که اشاره شد همگی مسایل تیوریک و غیر قابل استفاده و فاقد راهنمایی هایی برای کاربرد آنها در فرایند تدریس برای یک معلم هستند. خیلی از این نظریات هم در شرایط کنونی محلی از ارعاب ندارند و به هیچ عنوان بدرد یک معلم که بخواهد در کلاس درس از آنها استفاده کند نمی خورند. این جزوه مربوط به روانشناسی تربیتی شاید برای کسی که بخواهد در دانشگاه کاردانی روانشناسی تربیتی بگیرد خوب باشد اما بدرد معلمان نمی خورد. می توانستند اصول مهم و کارآمد روانشناسی کاربردی آموزشی برای یک معلم را در این جزوه ارایه دهند.
در فایل “برنامه درسی” بعد از اینکه از اهمیت تفکر و ارتقای قدرت تفکر انتقادی و تحلیلگرانه دانش آموزان سروده اند، برای تدریس و اهداف تمام دروس حرفهای بسیار قشنگ تر و رومانتیک تری طف داده اند!؟! مثلا برای درس زبان انگلیسی گفته اند در پایان دوره متوسطه دانش آموز باید بتواند “به زبان انگلیسی مقاله بنویسد” و ….

در فایل مربوط به “اخلاق حرفه ای” هم هیچ چیز ندیدم جز شعارها و اندرزهایی که خود – در عمل – “هیچ” اعتقادی به آنها ندارند. بی تردید گردآورندگان و طراحان این منابع و آزمون غیر استاندارد و نامعتبر و غیر علمی اعضای هیات علمی دانشگاه فرهنگیان هستند که اکثرا هم با رانت به آنجا راه پیدا کرده اند. سوال من این است که آیا “وجدان و اخلاق حرفه ای” آنها اجازه می دهد با چنین منابع و آزمون هایی برای دیگران و در واقع برای یک ملت تصمیم بگیرند؟!

ارزشیابی و رتبه بندی معلمان باید چگونه و بر مبنای چه ملاک هایی باشد؟

ارزشیابی و رتبه بندی معلمان باید بر مبنای معیارهای چندگانه شفاف ، علمی و استاندارد که بر فرایند تکوینی و رشد حرفه ای و کیفیت تدریس معلمان موثر هستند باشند تا به جامعه ای آباد، توسعه یافته و متمدن بینجامد. این ارزشیابی ها باید معتبر، استاندارد، علمی، قابل اعتماد و قابل اتکا و منصفانه باشند تا معلمی همچون من را که دکترای تخصصی آموزش و روش تدریس از یک دانشگاه معتبر بین المللی دارم و صاحب سبک و تیوریسین هستم و بیش از ۲۰۰ کتاب و مقاله تخصصی به زبان انگلیسی ارایه داده ام و ادیتور چند ژورنال تخصصی علمی پژوهشی در آمریکا و کانادا هستم “ناکارآمد و بی کفایت” و معلم آمادگی دفاعی مدرسه امان را که کاردانی تربیت بدنی دارد کارآمد و موثر تشخیص ندهد!!؟

ارزشیابی و رتبه بندی معلمان باید بر عهده سر گروه های آموزشی متخصص منتخب اکثریت معلمان – و نه سرگروههای انتصابی بی کفایت تحمیل شده توسط سیستم که مهارت، تخصص و دانش کافی ندارند – باشد تا با مشاهده روش تدریس معلمان درکلاس هایشان دانش، مهارت ها، خلاقیت و تخصص آنها را ارزشیابی کنند. با این روش همینطور مطمین می شوند که تمام دانش آموزان به آموزش با کیفیت دسترسی دارند. ضمن اینکه میزان یادگیری دانش آموزان و رشد مهارتهای اجتماعی و تفکر ورزی و خلاقیت و منش و شخصیت آنها و نیز رضایت مندی والدین آنها هم باید در ارزشیابی و رتبه بندی معلمان معیار قرار گیرند. نظرات سایر همکاران و مدیر مدرسه – به شرطی که منتخب همکاران باشد – هم باید در ارزشیابی و رتبه بندی معلمان معیار و ملاک باشد. مهمتر از همه روش تدریس و نوع کتب، مقالات و کنفرانس های احتمالی معلمان که نشاندهنده دانش، تخصص و مهارتهای حرفه ای و خلاقیت آنها هستند هم باید در ارزشیابی و رتبه بندی او نقش کلیدی داشته باشند. عضویت معلمان در انجمن های علمی و تخصصی و اینکه با بعنوان مثال ادیتور ژورنالهای علمی پژوهشی بودن چقدر فعال و در نشر و گسترش علم و دانش برای ساختن دنیایی آبادتر و متمدن تر کوشا هستند هم نباید مورد غفلت واقع شود.

یاد آوری
یاد آوری دیگر اینکه فرمول مصاحبه نمره ما را به قرار زیر ارایه داده بودند:
نمره مسابقه = مجموع نمرات کسب شده * ۲۰ تقسیم بر مجموع بارم ها

که بسیار مبهم بود – ۴۰ سوال داشت ۱۰۰ نمره!؟ – من شخصا متوجه نشدم بارم سوالات چگونه و بر چه معیاری بود…!!!؟؟؟ در آزمون دوم هم همانند آزمون اول از فرایند امتحان دادنم ویدیو گرفتم و در پایان آزمون تمام سوالات را هم برای خودم نوشتم و بعد با مراجعه به منابع به خودم نمره دادم نفهمیدم که چگونه به من نمره داده اند که شدم ۵۵.۵ و مردود!؟ خودم حساب کردم ۹۰ شدم!؟ نمره ام در آزمون اول را هم حساب کرده بودم ۹۴ شدم!!؟؟ نمره “۰.۵” در نمراتم بیشتر برای من جالب و قابل تامل بود!! بارم بندی چگونه بوده؟! ضمن اینکه همانطور که در ویدیوهایی که آن لاین گرفتم نشان داده می شود اینترنتم هم در طول آزمون دادنم بطرز مشکوکی چندین بار قطع شد!!!؟؟؟ به یقین رسیدم که اینهم در ادامه سیاه بازی های آموزش پرورش با من که سیاسی و منتقد فساد، رانت و خیانت در آموزش پرورش هستم بود. – مقالاتم در وبلاگم که در آخر این مقاله آمده شاهدی هستند بر این مدعای من.
اگر در این آزمون قبول می شدم به رتبه ۵ ارتقا پیدا می کردم و ۳۰۰ هزار تومان به حقوقم که الان ۳.۴۰۰.۰۰۰ تومان است اضافه می شد!!؟؟؟

فعالیت گسترده مافیای تمامیت خواه!؟!!
نکته قابل تامل تر اینکه همزمان با اینکه از معلمان برای ارتقای رتبه امتحان می گیرند در کانالهای تلگرامی از انها تا یک ملیون تومان می گیرند و برایشان امتحان می دهند و رتبه اشان را ارتقا می دهند! امثال من را هم که منتقد و سیاسی هستیم و زیر بار باج خواهی هایشان در این اشفته بازار نمی رویم «مردود» می کنند و ارتقا رتبه را که بعد از ۲۵ سال تدریس در بدترین شرایط ممکنه حق ماست را به ما نمی دهند! این بخشی از تجارت سیاه مافیای فاسد و بی رحم حاکم بر اموزش پرورش و اموزش عالی هست که با ابزارهایی مثل کنکور همه را به گروگان گرفته است. تمام مملکت در تمام حوزه ها از جمله در مجلس و کنکور و … را به همین صورت مدیریت و مهندسی می کنند….

خلاصه کلام
خلاصه کلام اینکه سیستم فعلی ارزشیابی و رتبه بندی و یا بهتر است بگویم “دسته بندی” معلمان در ایران را در جهت به حاشیه راندن معلمان متخصص و نخبه و محروم کردن جامعه از تخصص آنها ارزیابی می کنم – دلیلش هم واضح است: مافیای فاسدی که بر آموزش پرورش حاکم است و جهل و فقر و خرافه پرستی و رانت خواران و اختلاس گران را به حراست و پاسداری نشسته ، معلمان دانا، اندیشمند و متخصص و حرفه ای را “خطری جدی” برای منافع سرشار خود می دانند. – ۲۵ سال است که در آموزش پرورش مشهد با استناد بر همین نوع سیستم های ارزشیابی و رتبه بندی من را در “بدترین و وحشتناک ترین” مدارس راهنمایی و “کار و دانش” به کار که نه – به “گروگان و اسارت” گرفته اند و در واقع مخفی هم کرده اندم…..

وب سایت نویسنده – دکتر حسینی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)