آنچه از کیفیت حکمرانی در ایران چند ساله اخیر دستگیر یک ناظر بی طرف می‌شود، بی شباهت به فیلمهای درام-کمدی عصر صامت سینما نیست. هم حکمرانان می‌دانند که در حال نمایش هستند، هم مردم می‌دانند که حکمرانان آنان در حال نمایشند، هم حکمرانان می‌دانند که مردم میدانند که آنان در حال اجرای نمایشند، و البته مردم نیز میدانند که حکمرانان آنان از ضمیرشان با اطلاع هستند. این نمایش اما بدون تعزیه گردانی کمدی- تراژیک بخشهایی از نیروهای وفادار به حکومت ناتمام است، تعزیه ای که در آن نیروهای خیر (بخوانید مدفن ائمه شیعه و ضریح قبور آنان) در برابر نیروهای شر (بخوانید ویروس کرونا) صف بستند و در این مبارزه ای که بخشی از آن در آسمان باورهای مقدس در حال انجام است، ویروس کرونا عاقبتی جز مرگ و نیستی ندارد.
اگرچه به قول قدیمیها هر چیز حکمتی دارد. در این میان اما حکمت این مسئله که چگونه ویروس کرونا توانسته خود را تا نزدیکی اماکن مقدس برساند فعلا بر من چندان معلوم نیست. اما هر حکمتی در میان باشد و یا هر غفلتی اتفاق افتاده باشد، شکست صورت آسمانی کرونا از صورت آسمانی باورهای مقدس ما، خود را به زودی در زمین زندگی ایرانیان نیز نشان خواهد داد و کرونا با شکستی مفتضحانه سرزمین ما را ترک خواهد کرد.
اگرچه در باور مسلمین رسم صورت کراهت دارد، اما بازهم چندان بر من روشن نیست که چرا بیشتر باورهای شیعیان بر صحنه‌سازیهای نمایشی استوار است که در آن نیروهای خیر و شر انسان-نما personified شده‌اند. اما به هرترتیب، چنین تعزیه‌هایی، جزء اساسی اصول حکمرانی دینی در چند ساله اخیر ایران بوده است. فقط مسئله آن است که هم بازیگران این تعزیه، هم تماشاچیان آن و هم تعزیه گردانان و صحنه آرایان، به پوچ بودن آن واقفند. اما مسئله‌ای که وقوف کمتری به آن داریم این است که صحنه این نمایش و فیلمنامه آن،  زندگی خود تماشاچیان است و بازیگران اصلی نیز تماشاچیان این نمایش کمدی-درامند. 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)