امروز انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری در ایران انجام می شود. بسیاری از مخالفان رژیم این انتخابات را تحریم کرده اند و برخی دیگر نه.
کسانی که بر شرکت در انتخابات پافشاری می کنند معتقدند می شود از راه نفوذ در سیستم های تصمیم گیر و تصمیم ساز – مانند مجلس شورا،شورای شهر و خبرگان- و سیستم های مدیتریتی کشور – مانند ریاست جمهوری بر حاکمیت ناثیر گذاشت و به اعتبار آن ضربه زد
مخالفان این حرف نیز می گویند اساسا شرکت در انتخابات به معنای به رسمیت شناختن مشروعیت حکومت اسلامی است و باعث افزایش اقبال عمومی می شود، حال آنکه حکومت با مهندسی انتخابات، صلاحیت برگزاری آن را ندارد
فارغ از صحت و سقم هر کدام از استراتژی های موجود برای مقابله با جمهوری اسلامی، ، به نظرم تفکیک این دو اشتباه است و اپوزیسیون جمهوری اسلامی در داخل و خارج می توانند هر دو استراتژی را اتخاذ کنند؛ مشروط به این که فضای انتخابات را درست درک و مهندسی نمایند.
پیشنهاد نگارنده، اتخاذ هر دو روش در دو بازه زمانی است. بدین معنا که تحریم انتخابات فقط در حوزه ریاست جمهوری قابلیت اجرایی دارد. زیرا اگر بنا بر نفوذ و ضربه به آبرو و اعتبار حکومت است، ریاست جمهوری معبر و کانال مناسبی برای این کار نیست. زیرا اولا انتخاب شخص اول اجرایی کشور کار دشواری بوده و فعالیت در این مکان با فرض امکان نفوذ، بسیار دشوار است. زیرا در برابر خود نهادهای حکومتی و شخص رهبری را می بیند.
اما تحریم در حوزه مجالس اصلا نمی تواند کارکرد مناسبی داشته باشد. نفوذ در دستگاه های تصمیم گیری و تصمیم سازی مانند مجلس شورا و شورای شهر و حتی – با کمی خوشبینی، مجلس خبرگان- به مراتب سهل الوصول تر از ریاست جمهوری است. کما این که سابقه نیز نشان داده چهره های مخالف زیادی به عنوان نماینده مردم به مجلس راه یافته اند و به فعالیت علیه حاکمیت مشغول بوده اند. این امر چندی پیش توسط آیت الله خامنه ای به نوکر و کلفت آمریکا تعبیر شد.
سیاست صفر و صدی نمی تواند راه گشای خوبی برای ضربه به اعتبار حاکمیت باشد.و صاحبان اندیشه باید برای چنین روزهای سرنوشت سازی راهبردهایی دقیق طراحی کنند. – .

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)