عدم مشارکت در سیرک دوم اسفند اوج اعتراض دموکراتیک به نظام دیکتاتوری مذهبی است…
تا انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی و اولین انتخابات میان‌دوره‌ای دوره پنجم مجلس خبرگان رهبری کمتر از یک ماه زمان باقی مانده است (۲ اسفند ۱۳۹۸). مردم کوچه و بازار می گویند سیرک (البته در نظام سیاسی حاکم بجای واژه سیرک از یوم الله استفاده می شود) دیگری در راه است. وقتی از انتخابات حرف می زنی از ته دل می خندند، (که در شرایط کنونی لحظاتی خنده برای مردم با هر سوژه و بهانه ای که باشد غنیمت است و موجب خوشحالی!). می خواهم بگویم اصولا ذهنیت و نگرش مردم به این مقوله جنبه جدی خود را از دست داده تا جاییکه حتی نمی شود با آنها در این باب صحبت کرد. اما در میان جماعت نان به نرخ روزخورها و بادمجان دور قاب چین ها، همین سیرک، حکم کارت دعوتی را دارد که آنها را برای شکم چرانی به گرد سفره انقلاب فرا می خواند. در روند غارت و چپاول چهل و یک ساله دیس ها و مجمعه ها خالی شده اما این سفره آنقدر پر بوده است که حتی خرده نان ها و استخوان های باقی مانده هم می تواند لاشخورها و کرکس ها را سیر کند. از این منظر در آینده نزدیک ۲۹۰ قلاده کرکس گرسنه از ۲۰۸ حوزه قرار است کرسی نشینان جدید دور سفره انقلاب باشند. قصد توهین و بی احترامی ندارم اما در این میان شایسته احترام هم سراغ ندارم.
از آنجا که برخی از اپوزیسیون نماهای بعضا صاحب نام هنوز بر طبل لزوم شرکت در انتخابات می کوبند و رفتار خود را اینگونه توجیه می کنند که هر تغییری، حتی تغییر در قانون اساسی تنها از کانال قانون و همین مجلس میسر است و بس. هر چند بکرات در این خصوص گفته و نوشته اند –از جمله خود من در یادداشت هایم- اما لازم دیدم در این مقطع هم با این جماعت اتمام حجت کنم. تا به لزوم مقابله با پدیده اپوزیسیون‌سازی حکومت تاکید کرده باشم، مضافا به چهره هایی همچون آقایان علی مطهری، محمود صادقی و بسیاری دیگر همچون آنها که همواره در نقش «شریک دزد و رفیق قافله» عمل نموده و بنوعی هم از توبره خورده اند وهم از آخور و به وقت گرفتاری مردم در همان مجلس کذایی همچون عروسک های دلقک با دهان های باز سکوت اختیار کرده اند و تنها نظاره گر بودند گوشزد نمایم که عزیزان ماموریتشان به اتمام رسیده، حقوق و مزایا و پاداششان را نقدا و تمام و کمال دریافت کرده اند و حال وقت خانه نشینی است. (البته گزینه دیگری هم وجود دارد که به لندن یا پاریس بروند و در آنجا شرح مبارزات سیاسی خود بر علیه نظام ولایت فقیه را منتشر و با رسانه ها در میان بگذارند!!)
اما اتمام حجت بر این اساس است که:
طبق اصل ۶۷ قانون اساسی کلیه باصطلاح نمایندگان موظفند در بدو شروع کار خود در مجلس سوگند یاد کنند و پای سوگندنامه را هم امضا کنند. متن سوگند نامه بدین قرار است: ” بسم‌الله الرحمن‌الرحیم‌، من‌ در برابر قرآن ‌مجید، به‌ خدای‌ قادر متعال‌ سوگند یاد می‌کنم‌ و با تکیه‌ بر شرف‌ انسانی‌ خویش‌ تعهد می‌نمایم‌ که‌ پاسدار حریم ‌اسلام‌ ونگاهبان‌ دستاوردهای‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ملت‌ ایران‌ و مبانی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ باشم‌، ودیعه‌ای‌ را که‌ ملت‌ به‌ ما سپرده‌ به‌ عنوان ‌امینی‌ عادل‌ پاسداری‌ کنم‌ و در انجام‌ وظایف‌ وکالت‌، امانت‌ و تقوا را رعایت‌ نمایم‌ و همواره‌ به‌ استقلال‌ و اعتلای‌ کشور و حفظ‌ حقوق ملت‌ و خدمات‌ به‌ مردم‌ پایبند باشم‌، از قانون‌ اساسی‌ دفاع‌ کنم‌ و در گفته‌ها و نوشته‌ها و اظهارنظرها، استقلال‌ کشور و آزادی‌ مردم‌ و تأمین‌ مصالح‌ آنها را مدنظر داشته‌ باشم‌. (نمایندگان اقلیت‌های دینی این سوگند را با ذکر کتاب آسمانی خود یاد خواهند کرد.)”
همانطور که در بالا خواندید «پاسداری از مبانی جمهوری اسلامی» و «دفاع از قانون اساسی» بدون هیچ قید و شرط و استثنا از وظایف جماعتی است که وارد این مجلس می شوند.
بدین معنی است که آقایان به قرآن سوگند می خورند که از اصل یکصد و دهم قانون اساسی پاسداری کنند، همان اصلی که بدون اغراق یا بزرگ نمایی احیای حکومت فراعنه البته اینبار در قرن بیست و یک در ایران است. همه از متن این اصل آگاهند اما جهت یادآوری، اصل یکصد وده بدین قرار است: ” وظایف و اختیارات رهبر: «تعیین سیاست‌های کلی نظام جمهوری اسلامی ایران پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام. نظارت بر حسن اجرای سیاست‌های کلی نظام. فرمان همه‌پرسی. فرماندهی کل نیروهای مسلح. اعلان جنگ و صلح و بسیج نیروها. نصب و عزل و قبول استعفا‏ء فقهای شورای نگهبان، عالی‌ترین مقام قوه قضائیه، رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، رئیس ستاد مشترک، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی، حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه‌گانه، حل معضلات نظام که از طرق عادی قابل حل نیست، از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام، امضاء حکم ریاست جمهوری پس از انتخاب مردم- صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری از جهت دارا بودن شرایطی که در این قانون می‌آید، باید قبل از انتخابات به تأیید شورای نگهبان و در دوره اول به تأیید رهبری برسد، عزل رئیس‌جمهور با در نظر گرفتن مصالح کشور پس از حکم دیوان عالی کشور به تخلف وی از وظایف قانونی، یا رأی مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت وی بر اساس اصل هشتاد و نهم، عفو یا تخفیف مجازات محکومین در حدود موازین اسلامی پس از پیشنهاد رئیس قوه قضائیه. رهبر می‌تواند بعضی از وظایف و اختیارات خود را به شخص دیگری تفویض کند.
به اعتقاد من هر کس که برای پاسداری از این اصل سوگند یاد نماید نه تنها خائن به ایران و ایرانی است بلکه به خون میلیون ها نفر که در طول تاریخ بشریت جان خود را برای آزادی فدا نمودند خیانت کرده است.
اما در پاسخ به آنهایی که استدلال می کنند، این آقایان یا خانم ها می توانند پس از ورود به مجلس سوگند خود را زیر پا بگذارند و در راستای منافع ملی و تغییر قانون اساسی قدم بردارند باید عرض کنم، کسی که به سوگند خود پایبند نماند و به دروغ ابراز وفاداری کند قطع یقین به مردم هم وفادار نخواهد ماند و سوگندش برای حفاظت از منافع ملی و پشتیبانی مردم نیز دروغی بیش نیست.
هر چند گفتم که مردم به تبلیغات انتخابات پیش رو همچون تبلیغات ورود سیرکی جدید به شهر و دیارشان نگاه می کنند اما نباید این واقعیت را نادیده گرفت که نظام سیاسی حاکم از همین وسیله برای خود وجاهت قانونی دست و پا می کند و آنانکه در صحن این سیرک -هر چند بعنوان دلقک های سیاسی- ایفای نقش می کنند در عین حال می توانند موجب جلب مشتری و بالا رفتن میزان فروش بلیط شوند.
در انتخابات پیش رو شاهد حضور چند گروه هستیم، آنانکه شخصا سابقه جنایت و خیانت دارند و سندش در تاریخ ایران ثبت گردیده. منسوبین و وابستگان به این جنایتکاران. و کسانیکه با هدف ریزه خواری و لفت و لیس پای به این عرصه می گذارند و اینگونه حامی جنایتکاران و قاتلان مردم هستند. مردم فراموش نکردند و نمی کنند که همین مجلس بعد از قتل عام آبان ماه و یا در حادثه تروریستی شلیک موشک به هواپیمای مسافربری و یا بسیاری از فجایع انسانی دیگر در صحن مجلس از مسببین این فجایع حمایت کردند. لذا هیچ توجیهی برای حضور در این سیرک قابل قبول نخواهد بود. بر این اساس می توان گفت، در سیرک اسفند ماه مردم حق انتخاب دارند! حق انتخاب میان جنایتکاران و یا شریک جرم و حمایت کنندگان از جنایتکاران. این حق انتخاب مرا بیاد یکی از فرمایشات گوهربار آقای احمد خاتمی در خطبه های نماز جمعه می اندازد، آنجا که فرمودند: “خداوکیلی در ایران آزادی نیست…؟!”
نه من و نه هیچکس دیگر در جهان نه مجاز است و نه محق که برای ملت ایران تعیین تکلیف کند و بگوید در سیرک اسفندماه شرکت کنید یا نکنید. باصطلاح انتخابات را تحریم کنیم و یا مردم را به حضور در آن تشویق و ترغیب. یک کلام در مقام درددل با هموطنانم. برای شرکت و وجاهت بخشیدن به نظام ظلم و یا عدم حضور و نشان دادن انزجار و تنفر از حکومت دروغ و تزویر فقط به دل و وجدان انسانی و ملی خود رجوع کنید و حرف و نوشته هیچکس از جمله خود من را ملاک قرار ندهید. حضور یا عدم حضور در سیرک اسفندماه می تواند تبلور وجدان ملی ما ایرانی ها باشد.
یک روز خانه نشینی و عدم شرکت در نمایش تکراری و مضحک اسفند ماه رسما بزرگترین فرصت برای نشان دادن اوج اعتراضات مسالمت آمیز سراسری است. اوج اعتراض دموکراتیک به نظام دیکتاتوری مذهبی حاکم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)