آزاده که نیستید، دین هم که ندارید، لااقل دروغ گفتن را بیاموزید!
چهل سال جنگ، چهل سال مذاکره از موضع ضعف، چهل سال شکست.
هفته گذشته در فضایی مملو از نفرت پراکنی و انتقام جویی. در حالیکه پرچم های سیاه و سرخ با لوگوی «انتقام سخت»، «فقط انتقام»، «خونخواهی»، «منتقمیم» و امثالهم هنوز بر سر در سازمان ها و نهادهای حکومتی در اهتزار بود و پرچم های سرخ با لوگوی صلیب شکسته نازی ها را در اذهان عمومی تداعی می نمود. در حالیکه خبر کشته شدن 60 نفر و مجروح شدن صدها نفر از شرکت کنندگان در مراسم تشییع سردار سلیمانی -بدلیل کثرت جمعیت فراخوانده شده و ملزم به حضور شده از شهرهای اطراف- در کرمان زیر دست و پا هنوز داغ بود. در حالیکه خانم زینب سلیمانی دختر آقای سلیمانی ملت آمریکا ونه دولتش را تهدید می کرد که با همیاری عمویش سید حسن نصرالله و دیگر رهبران گروه های شبه نظامی در منطقه – اکثرا در سطح بین المللی شناخته شده به افراط گرایی و انجام عملیات تروریستی- آرزوی دیدن فرزندانشان را بر دلشان خواهد گذاشت. در حالیکه سانتی متری از در و دیوار پایتخت و دیگر کلان شهرهای ایران تا حتی شیشه های ماشین ها از این پروژه پروپاگاندای سیاه یادآور ایده های تبلیغاتی موسولینی در دوره حاکمیت فاشیسم مصون باقی نمانده بود. در ساعات اولیه صبح روز چهارشنبه 18 دیماه، خبر سقوط هواپیمای بوئینگ ۷۳۷ هواپیمایی اوکراین که دقایقی پس از ترک فرودگاه بین المللی تهران به مقصد کیف پایتخت اوکراین اتفاق افتاد همه را در شوکی عمیق فرو برد. باور فاجعه ای دیگر برای مردم بسیار سخت بود، آنقدر سخت که حتی برخی آن را شایعه و صحنه سازی عنوان کردند!
خبر تایید شد، ساعاتی بعد از تایید خبر سایه کابوسی تلخ همه جامعه را در بر گرفت. تمامی مسافرین و پرسنل پرواز دردم جان باختند. 176 نفر انسان بی گناه که در پرواز مرگ قربانی شدند. واکنش مسئولین ایران مطابق معمول کتمان حقیقت و انکار واقعیت بود. سقوط هواپیما را با قاطعیت -و نه مشکوک- به نقص فنی و ضعف شرکت سازنده یعنی بوئینگ نسبت دادند. در این مقطع این واکنش را حتی موکول به بررسی تخصصی هم نکردند. در این پروسه دروغ و تزویر همه یکصدا و هم قول بودند، بدون هیچ استثنایی. از آقای ظریف وزیر امور خارجه تا سفیر ایران در انگلستان که همچون زبل خان اینجا و آنجا و همه جا و در هر موضوعی نقش وکیل مدافع شیطان را بازی می کند! و مابقی تیم دیپلماتیک ایران در وزارت امور خارجه، سرداران سپاه، نمایندگان مجلس، سخنگوی دولت، مشاورین رئیس جمهور (از جمله بطور خاص آقای حسام الدین آشنا، آخوند کت و شلواری که معدود روزنامه نگاران و اهل رسانه و فعالان سیاسی اجتماعی افشاگر در این حوزه را رسما در توئیتر تهدید به برخورد اطلاعاتی نمود)، شخص رئیس جمهور، کارکنان بیت رهبری، روزنامه ها، خبرگزاری ها و صدا و سیمای حکومتی و …، از آنطرف مصاحبه و اظهارنظرهای سیاسیون دیگر کشورها، خاصه کانادا، اوکراین، انگلستان و شرکت سازنده هواپیما صد و هشتاد درجه متفاوت بود. همگی و بدون استثنا ابتدا بر نقش عامل خارجی و پس از 24 ساعت بطور خاص شلیک موشک به هواپیما تاکید داشتند. روز دوم فیلم های منتشر شده در شبکه های اجتماعی نشان از درستی اظهار نظر سران دیگر کشورها داشت. با رو شدن اسناد و مدارک بعد از قریب 72 ساعت روز شنبه بیانیه ای از جانب ستاد کل نیروهای مسلح صادر شد و مسئولیت سقوط هواپیما به خطای انسانی در سامانه پدافند هوایی سپاه ارجاع داده شد.
سرداران سپاه در واکنش به این فاجعه ننگین، یکی یکی، جلوی دوربین، عرق ریزان، در حالیکه آب دهان قورت می دادند و به سختی نفس می کشیدند، من من کنان به آرزوی مرگ برای خودشان در لحظه خبردار شدن از واقعیت اشاره کردند و از مردم تقاضای بخشش نمودند. (تقاضایی که تداعی سخنرانی آیت الله خامنه ای در روزهای پس از اوج گیری اعتراضات مردمی سال 88 بود. آنجا که در نماز جمعه اعلام نمود (نقل به مضمون) جسم علیلی دارم، اندک آبرویی، آنها را نزد شما ملت به گرو می گذارم تا نظام از این پیچ تاریخی سخت بگذرد). از این لحظه سازمان های تبلیغاتی حکومت تغییر موضع دادند. پرچم های انتقام در سراسر کشور جمع آوری شد. جعبه سیاه هواپیما که اعلام کرده بودند آسیب دیده و قابل استفاده نیست! ناگهان سالم شد و به کشورهای ذینفع و سازمان های بین المللی مجوز حضور و مشارکت در روند بررسی حادثه داده شد، البته صحنه جرم قبل از ورود تیم های بررسی و کارشناسی پاکسازی گردید. و فرمانده کل سپاه در مجلس مدعی شد که نباید فراموش کنیم اگر خود سپاه نمی خواست و صداقت پیشه نمی کرد هیچکس قادر نبوده واقعیت را کشف کند! اما اساس نظام اسلامی بر صداقت است! روزنامه معلوم الحال کیهان سخنگوی نیمه رسمی بیت رهبری نیز بلافاصله یادداشتی از زعیمش آقای حسین شریعتمداری چاپ نمود با این تیتر “صداقت مثال زدنی…!”. قدم نهایی در این سناریو اطلاعاتی، مطابق معمول تمامی هم و غم سازمان های تبلیغاتی بر این قرار گرفت که آیت الله خامنه ای در مقام رهبری نظام از اتهام مبرا است و هیچگونه اطلاعی از ماجرا نداشته و خودش داغدار قربانیان است و مدعی. جالب اینکه در باب موضع مردم در قبال دولت و شخص رئیس جمهور، مردم حتی آنقدر برایش ارزش قائل نیستند که به او اشاره ای بکنند. آقای روحانی این روزها اصولا در بازی نیست. خودش هم این موضوع را بخوبی می داند و سندش اینکه در سکوت مرگ فرو رفته است و لام تا کام دم بر نمی آورد. بنوعی می توان گفت تنها رئیس جمهوری است در جهان که نه مردم با او کاری دارند و نه او با مردم؟! اگر در بیت رهبری ملاقاتی دیپلماتیک باشد گوشه ای می نشیند و زمین را نگاه می کند و این حداکثر حضور او در صحنه دیپلماسی ایران است. واکنش نمایندگان مجلس هم بسیار قابل تامل بود. حمایت از عملکرد سپاه پاسداران و فرماندهانش! ناگفته نماند در این میان اکثر آیات عظام و حجج اسلام و مراجع تقلید با ژست شرمندگی از هرگونه اظهار نظر پرهیز نمودند تا اینگونه خود را از حواشی این وقایع دور نگهدارند.
در هر حال، متعاقب این اظهارات متناقض، اعتراضات مردمی در خیابان ها آغاز شد. دانشجویان در دانشگاه های مختلف خصوصا در پایتخت و خاصه دانشگاه امیرکبیر شجاعانه بر علیه ظلم و دروغ و تزویر چهار دهه ای قد برافراشتند و بزعم من « 16 آذر دیگری» آفریدند. و از این طریق پاسخ دانشگاه و پاسخ مردم به سناریو دروغ و تزویر سپاه را بطور صریح و شفاف به همه جهان منتقل کردند: پاسخ این بود «خامنه ای قاتله، ولایتش باطله» و ده ها شعار مشابه دیگر که همگی اشاره به فرماندهی مستقیم آیت الله خامنه ای در این فجایع انسانی داشت. خیابان انقلاب و میدان آزادی مجددا شاهد حضور هزاران نیروی گارد ضربت شد. بعنوان یک شاهد عینی از فضای پایتخت در سه روز گذشته که شخصا در صحنه حضور داشته با قاطعیت اعلام می کنم که نه چند گروهان از گارد ضربت که لشکری از کماندوهای گارد معروف به ضربت با زره پوش های سیاه پوش معروف به ماشین ضد شورش جهت سرکوب هر گونه حرکت اعتراضی در خیابان ها جولان می دادند. ایست بازرسی های امنیتی اطلاعاتی شبانه در میادین و خیابان ها و ورودی خروجی های تهران و خلاصه باری دیگر یک حکومت نظامی تمام و کمال در پایتخت.
این اوضاع و احوال آشفته، این حجم از دروغ و تزویر و ریاکاری، این هجمه پروپاگاندای سیاه در عرصه داخلی و خارجی، همه مرا بیاد اظهار نظر معروف آیت الله مدرس انداخت، آنجا که می گوید: “دیانت ما عین سیاست ما است، سیاست ما عین دیانت ما است”. معروف است که آیت الله خمینی همین مضمون را در سال 1342 و در پاسخ به تیمسار پاکروان که می گوید: ” سیاست عبارت از دروغ گفتن است، عبارت از تقلب است، عبارت از خدعه است، عبارت از فریب است، عبارت از پدرسوختگی است!” اینگونه بکار می برد: ” اینکه مال شما هست! اما دیانت ما عین سیاست ما است، سیاست ما عین دیانت ما است”.
به گواهی بسیاری از تحلیل گران داخلی و خارجی شناخته شده، چهار دهه حکومت اسلامی در ایران بزرگترین لطمه را نه فقط به مذهب شیعه که به دین اسلام وارد نموده. کار بجایی رسیده است که در بسیاری از مواقع مسلمان مساوی است با تروریست! عجیب آنکه حتی پیروان دیگر ادیان نیز از این لطمات به هویت دین و مذهب و بی اعتقادی مصون باقی نمانده اند! در ایران، همانگونه که بارها گفته ام همان کسانیکه در گذشته منتظر صدور فتوای دینی از جانب روحانیون شیعه بودند تا به آن عمل کنند این روزها منتظرند فتوایی صادر شود تا دقیقا عکس آن عمل کنند. چون به تجربه آموخته اند که هر فتوایی در راستای منافع فردی و قشری صاحب فتوا است. جامعه در گذشته معروف به روحانیت خاصه باصطلاح روحانیون شیعه مسلک مدتهاست که منفورترین قشر جامعه ایران هستند. نه تنها در داخل که در عرصه بین المللی بر اساس سوابق، منفورترین حکومت تلقی می شوند. سابقه سیاه نفرت پراکنی، انتقام جویی، جنگ طلبی، ترور، مداخله در امور دیگر کشورها و… این قشر در عمل نه فقط به مردم ایران که به همه جهان ثابت نمود بویی از دیانت نبرده است و هر آنچه از دیانت می گفته است در راستای رسیدن به قدرت و سوءاستفاده از آن بوده است. اینگونه باید اذعان کرد که بر اساس عملکرد تاریخی و شواهد و اسناد عینی، جامعه روحانیت شیعه در حکومت گردانی ثابت نموده که «دیانتش عین سیاستش» است! هر دو خالی از صداقت و برخاسته از منافع قشری. از این منظر با نظر آیت الله مدرس و آیت الله خمینی صد در صد موافقم. این جماعت به همان اندازه که سیاستشان کثیف و انزجارآور است دیانتشان نیز تهوع آور است.
پیشگویی های نوستراداموس گونه آیت الله خامنه ای که همچون طالع بینان عهد قدیم بعد از رمل و اسطرلاب اندازی ناگهان بعنوان کرامات فوق انسانی و و حی از عالم غیب مطرح می شود این روزها نقل مجالس شده است. پیشگویی هایی همچون «نه جنگ خواهد شد و نه مذاکره می کنیم» و یا «ایران -و این اواخر در اظهار نظری مشابه در باب آینده عراق و مردم عراق- به سوی رشد و ترقی پیش می رود»، «اسرائیل تا بیست سال دیگر از صحنه جهان محو خواهد شد». «آمریکا در آینده نزدیک از منطقه بیرون رانده می شود». پیشگویی هایی که یکی یکی به توهمات مالیخولیایی پیرمردی بریده از اجتماع تعبیر می شود. البته در گذشته پیشگویی های نسبتا مشابهی از آیت الله خمینی هم داشتیم همچون «جنگ ادامه خواهد یافت تا پیروزی» که نتیجه نهایی اش شکستی همه جانبه و امضای صلح نامه ای ننگین در بدترین شرایط موجود در جنگ بود. در باب این پیشگویی معروف آیت الله خامنه ای که «نه جنگ خواهد شد و نه مذاکره می کنیم» نیز باید بگویم بقول سردار سلامی در نطق اخیرش در مجلس اعلام وضعیت جنگی کامل کرده بودند و همه نیروهای مسلح در آماده باش جنگی بودند که شلیک موشک به هواپیمای اوکراینی را ناشی از آن می دانند. لذا جنگ رسما آغاز شده است هر چند میدان جنگ کشور همسایه عراق نگون بخت است و هنوز به خاک ایران نرسیده است. در باب مذاکره نمی کنیم هم باید بگویم بر اساس شواهد تاریخی بارها و بارها و همواره در بدترین شرایط موجود از نظر سیاسی مذاکره کرده ایم و هر بار هم در مذاکرات به تمامی درخواست ها و توقعات آمریکا و دیگر کشورهای غربی تن دادیم. در باب قبول قرارداد 598 و در امضای معاهده برجام که تحت رهبری شخص آیت الله خامنه ای صورت گرفت.
سالها قبل در همین صفحه در یکی از یادداشت هایم در باب جمله منصوب به حسین ابن علی که می گوید “اگر دین نداری لااقل آزاده باش” خطاب به آخوندهای راس حکومت که خود را وارث و دنباله رو گفته ها و سیاست های او معرفی می کنند گفتم «آزاده که نیستید، لااقل دین داشته باشید!» این روزها و تحت شرایط موجود باید بگویم «آزاده که نیستید، دین هم که ندارید، لااقل دروغ گفتن را یاد بگیرید».
……………………………………..
بدنبال تصویری بودم برای این متن که بتواند عملکرد سپاه در شلیک موشک به هواپیمای مسافربری اوکراین که به قتل عمد 176 انسان بی گناه از ملیت های مختلف از جمله هموطنان خودمان انجامید را بازنمایی کند. چیزی نیافتم که احساس را بیان کند. تفسیر انتخاب تصویر برای متن با شما …

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)